هالیوود، زادگاه جادویی جادههای آجری زرد و کشتیهای ستارهای درخشان که چشماندازهای متناقضی از قدرت مست کننده و شکست کوبنده ساختند، اکنون خود را در داستانی زندگی میکند که هرگز تصورش را هم نمیکرد. نه به اندازه سقوط از فضل، بلکه یک رانش آهسته و پف کرده به سمت وابستگی.
این صنعتی بود که در آن خلاقیت که در دستان کسانی قرار می گرفت که جسارت شکست خوردن را داشتند، اغلب باعث ایجاد فناوری های جدید می شد. این فقط سرگرم کننده نبود، بلکه با برانگیختن رویاهای کودکانی که می خواستند به چیزی بزرگتر از خودشان تبدیل شوند، با هدایت آرمان ها و انسانیت که توسط شخصیت های شنل پوش بشارت می شد، آرزوها را شکل داد.
آن هالیوود بود. آن هالیوود است! جوجه کشی رویاها و کارخانه اسطوره – مکانی که زمانی تخیل در آن رهبری می کرد و زمانی پول به دنبال آن بود.
پس چگونه اجازه دادیم برعکس شود؟
به یکباره اتفاق نیفتاد. هالیوود غرایز خود را به همان اندازه که آنها را برون سپاری کرده بود، رها نکرد. این در مراحلی اتفاق افتاد – مراحل کوچک رقیقسازی که صنعت را از درون به بیرون شکل داد. انیماتورها که زمانی در صنایع سخت و پر زحمت آموزش دیده بودند، مهاجرت کار خود را به خارج از کشور تماشا کردند. زبان انیمیشن تغییر کرد و جایی در این مسیر ارزش های دیزنی جای خود را به ارزش های بانک چیس داد.
در تعقیب باکس آفیس جهانی، استودیوها شروع به تنظیم مجدد داستان سرایی خود کردند تا بازارهایی را که آزادی های فرهنگی یا تحمل خلاقانه یکسانی نداشتند، تطبیق دهند. هیچ کجا به اندازه رقابت برای چین مشهود نبود. اسکریپتها با یادداشتهایی با استفاده از عباراتی مانند «حساسیت فرهنگی» ارسال شدند، اما پیام واضح بود: تنظیم یا از دست دادن دسترسی. خطوط داستانی گاهی اوقات نرم یا به طور خلاصه پاک می شدند – و نه به این دلیل که کار نمی کردند، بلکه به این دلیل که ممکن بود سفر نکنند. شرورها مبهم شدند. سیاست عقب نشینی کرد. زوایای تیز ریسک گرد شد تا دسترسی به بازاری تضمین شود که اگرچه سودآور بود، اما با قوانین ناگفته ای همراه بود.
و به آرامی، تقریباً به طور نامحسوس، هالیوود از پرسیدن اینکه چه چیزی یک داستان را قدرتمند می کند، به نفع پرسیدن اینکه چه چیزی آن را مجاز می کند، دست کشید.

وقتی هالیوود چین را تعقیب کرد، آسیب فقط در ویرایش های فردی نبود. این در خودسانسوری پیشبینیشده بود: استودیوها در طول زمان یاد میگیرند که کدام مضامین، تصاویر و افراد شرور احتمالاً دسترسی به یک بازار پرسود را تهدید میکنند. قلم آمریکا آن الگو را مستند کرد به تفصیل، با این استدلال که رژیم سانسور چین نه تنها بر فیلمهایی که در آنجا منتشر میشوند، بلکه بر آنچه که هالیوود در وهله اول انتخاب کرده است، تأثیر گذاشته است. نمونههایی که معمولا ذکر میشود عبارتند از بازسازی «طلوع سرخ»، که نیروی مهاجم خود را از چینی به کره شمالی تغییر داد، و جنجال عمومی بر سر تغییرات تغییر یافته تایوان/ژاپن در بازاریابی اولیه «Prime Gun: Maverick».
خطر ذاتی امروز، وقتی می بینیم که برادران وارنر نزدیک و نزدیکتر می شود به کمک مالی کشورهای خلیج فارس، این خطری نیست که اسکریپت ها فوراً ممنوع شوند. این خواهد بود که مدیران مجموعه جدیدی از حساسیت ها را درونی کنند. این سوال کمتر می شود “آیا آنها سانسور می کنند؟” از “چه نوع پروژه هایی دیگر قابل تامین مالی نیستند؟”
این یک نگرانی واقعی برای صدای هالیوود است. وقتی سرمایه ای که سرمایه هنر را تامین می کند از سیستم هایی سرازیر می شود که در آن آزادی های شخصی تنظیم می شود، یک سوال معقول ایجاد می شود: آیا این سرمایه وقتی وارد صنعتی می شود که بر اساس آزادی خلاق است، خنثی می ماند؟

«یک نبرد پس از دیگری» محصول برادران وارنر است. خلاصه داستان خود، در مورد اتحاد مجدد انقلابیون سابق زمانی که یک دشمن قدیمی دوباره ظاهر می شود. “گناهکاران” یک فیلم اصلی رایان کوگلر است که در سال 1932 می سی سی پی اتفاق می افتد و تاریخ آفریقایی آمریکایی و فرهنگ محلی سیاه پوستان در کلارکزدیل را برجسته می کند. در اسکار 2026، «یک نبرد پس از دیگری» شش جایزه اسکار و «گناهکاران» برنده چهار جایزه شدند. به عبارت دیگر، سال بنر وارنر نه بر اساس محصول جهانی ضدعفونیشده، بلکه بر اساس فیلمسازی آمریکایی با بار سیاسی و فرهنگی خاص ساخته شد.
آیا یک فرهنگ استودیویی غرق در سرمایه های همسو با عربستان سعودی و وابسته به آن خواهد بود – صندوق های ثروت مستقل خاورمیانه 24 میلیارد دلار تعهد کرده اند برای حمایت از خرید شرکت برادران وارنر توسط پارامونت – به همان اندازه مشتاق باشید که روی فیلمی با محوریت انقلابیون سابق شرط بندی کنید یا روی فیلمی که ریشه در حافظه سیاه جنوب، سنت معنوی و ساختارهای قدرت تاریخی دارد؟ من نمی گویم تحریم می شوند. قهرمانی، محافظت از طریق توسعه و بازاریابی تهاجمی برای آنها دشوارتر خواهد بود.
و در مورد «دیکتاتور» پارامونت چطور؟ در حالی که ساشا بارون کوهن در فیلم پارامونت در سال 2012 نقش یک مرد قوی آفریقای شمالی را به تصویر می کشید، از خنده ام خندیدم. آیا این بیاحترامی اکنون از جانب پارامونت ممکن است؟ من همچنین نمی گویم که سرمایه گذاران سعودی به آنها چراغ سبز نشان نمی دهند، من فقط می گویم که اشتها برای تحریک زمانی کاهش می یابد که سرمایه ناشی از حساسیت های آشکار سیاسی باشد.
وقتی پارامونت تحت حمایت عربستان سعودی دیوید الیسون واقعاً کنترل وارنر را در دست بگیرد، این آزمایش اولین تعهد عمومی در مورد آزادی هنری نخواهد بود. فرقی نمیکند فیلم بعدی «گناهکاران» یا فیلم بعدی درباره مخالفان، رادیکالها، 11-9، قتل روزنامهنگار جمال خاشقجی، بدعتگذاران یا سلب مالکیت فرهنگی همچنان مانند یک بله آسان در داخل ساختمان باشد.
هالیوود یک شبه تغییر نخواهد کرد، اما مانند یک نسل به حرکت خود ادامه خواهد داد. اما اکنون، با این خرید قریبالوقوع برادران وارنر، به ورطه عمیقتری نگاه میکنیم که به زودی از آن خارج نخواهیم شد، زیرا نه با یک تصادف، بلکه با رضایت در آن سقوط میکنیم.
از آنجا که این فقط به این نیست که چه کسی هالیوود را تامین مالی می کند – بلکه در مورد اینکه هالیوود در نهایت به چه کسی پاسخ خواهد داد.
