واشنگتن — انقضای معافیت نفتی ایران از تحریمهای ایالات متحده در آخر هفته گذشته توجه مجددی را به استراتژی اقتصادی واشنگتن جلب کرده است، زیرا سیاستگذاران به دنبال محدود کردن دسترسی تهران به درآمد هستند در حالی که فشارهای بازار جهانی انرژی را کنترل میکنند.
این اقدام که به نام Normal License U شناخته می شود، در 19 آوریل لغو شد و به دوره کوتاه مدتی پایان داد که به حجم قابل توجهی از نفت خام ایران – که حدود 170 میلیون بشکه تخمین زده می شود – اجازه می داد آزادانه تر در بازارهای بین المللی گردش کند.
این تصمیم مصادف است با فشار گسترده تر خزانه داری ایالات متحده برای تشدید فشار بر شبکه های مرتبط با تدارکات نظامی ایران، از جمله دور جدید تحریم ها که در 21 آوریل اعلام شد که نهادهای درگیر در توسعه تسلیحات را هدف قرار می دهد.
برای برخی از تحلیلگران، زمانبندی نشاندهنده تلاشی عمدی برای همسو کردن ابزارهای اقتصادی با موقعیت استراتژیک گستردهتر است.
مکس میزلیش، یکی از مقامات سابق وزارت خزانه داری آمریکا به رادیو آزادی گفت: «من فکر می کنم که دولت اجازه داده است که معافیت منقضی شود تا با شرایط محاصره مطابقت داشته باشد.
میزلیش، محقق در حال حاضر در بنیاد دفاع از دموکراسیها، با اشاره به اینکه ادامه معافیت – عملاً اجازه ارسال محمولههای نفت ایران تحت شرایط خاص – با این رویکرد در تضاد است، افزود: «هدف محروم کردن رژیم از درآمد و داراییهایی است که برای تداوم تلاشهایش نیاز دارد».
محاصره بنادر ایران با هدف محدود کردن جابجایی نفتکشها، علیرغم گزارشهای متناقض از اجرای آن، بر آنچه میزلیش به عنوان تلاشی برای ثبات سیاست توصیف کرد، تأکید میکند.
در حالی که انقضای معافیت یک مسیر را برای فروش نفت ایران می بندد، تأثیر کلی آن همچنان مورد بحث است، به ویژه در مورد اینکه آیا به طور معنی داری عرضه جهانی را تغییر داده یا اساساً بر پویایی قیمت گذاری تأثیر گذاشته است.
در دوره معافیت، نفت خام ایران که پیش از این به دلیل تحریم ها با تخفیف فروخته می شد، توانست در بازارهای بین المللی رقابت بازتری داشته باشد.
به گفته برت اریکسون، کارشناس تحریم، این تغییر پیامدهای مالی ملموسی برای تهران داشت.
اریکسون، مدیر عامل شرکت Obsidian Danger Advisors، به رادیو آزادی گفت: «آنچه ما شاهد آن بودیم انتقال از فروش با تخفیف به قیمت گذاری بالاتر از سطح معیار بود.
این تغییر در قدرت قیمتگذاری، حتی بیشتر از حجم، به طور قابل توجهی درآمد را افزایش داد.»
برآوردها حاکی از آن است که ایران ممکن است بیش از یک میلیارد دلار درآمد اضافی در طول دوره معافیت به دست آورده باشد که در مقایسه با پیشبینیهای اولیه بسیار اندک، اما هنوز قابل توجه است.
در همان زمان، هر دو کارشناس این سوال را مطرح کردند که آیا این سیاست مزایای پایداری برای ثبات انرژی جهانی دارد یا خیر.
میزلیش خاطرنشان کرد که اگرچه معافیت ممکن است به ایران اجازه داده قیمتهای بالاتری را استخراج کند، نقش این کشور در تثبیت بازارها احتمالا محدود بوده است.
او گفت: «بعید بود که خود مجوز در واقع عرضه بسیار بیشتری را فراهم کند.
از تحریم های افزایشی تا فشار سیستمی
آخرین تعیینهای وزارت خزانهداری آمریکا که افراد، شرکتها و هواپیماهای مرتبط با بخش دفاعی ایران را هدف قرار میدهند، بخشی از کتاب تحریمهای آشنا هستند. اما Meizlish پیشنهاد کرد که شرایط فعلی ممکن است به کاربرد گستردهتری از ابزارهای مالی نیاز داشته باشد.
وی گفت: دیدن بسته های تحریمی اضافی خوب است. اما سوال این است که آیا این رویکرد با مقیاس وضعیت فعلی مطابقت دارد یا خیر.
وی به نقش بالقوه اقداماتی با هدف موسسات مالی که مبادلات ایرانیان را تسهیل میکنند، به ویژه در حوزههایی که وجوه ایرانی در آنها گردش تاریخی داشتهاند، اشاره کرد. مقامات ایالات متحده قبلاً اعلام کرده اند که بانک ها در چندین منطقه در صورت عدم محدود کردن چنین فعالیت هایی ممکن است با عواقب مواجه شوند.
به گفته تحلیلگران، اثربخشی این رویکرد به پیگیری آن بستگی دارد.
اقدامات قاطعانه تر، مانند تعیین موسسات تحت مقامات مرتبط با نگرانی های ضد پولشویی، از لحاظ تاریخی اثرات گسترده ای داشته است و در برخی موارد باعث قطع ارتباط بانک ها از سیستم مالی جهانی شده است.
تعادل فشار اقتصادی و ثبات بازار
اریکسون استراتژی گستردهتر را تلاشی برای اعمال آنچه که مقامات آن را «معادل مالی نیرو» نامیدهاند، توصیف کرد، کمپین فشار اقتصادی پایدار با هدف محدود کردن توانایی ایران برای عملیات.
او گفت که در عمل، این می تواند شامل تشدید محدودیت های نفتی، افزایش انزوای مالی و اعمال تحریم های ثانویه بر مؤسساتی باشد که به تسهیل تجارت ادامه می دهند.
اریکسون گفت: «این یک شکل جامع از فشار اقتصادی است. سوال این است که چقدر سریع نتیجه می دهد و بازارها در این مدت چگونه پاسخ می دهند.
هر دو کارشناس ظرفیت تطبیقی اقتصادهای تحریم شده را برجسته کردند و خاطرنشان کردند که ایران قبلاً راهحلهایی – از شبکههای حمل و نقل غیررسمی گرفته تا کانالهای تامین مالی جایگزین – برای کاهش محدودیتها ایجاد کرده است.
در عین حال، موفقیت هر استراتژی احتمالاً به هماهنگی با شرکای بین المللی و ثبات در اجرا بستگی دارد. اریکسون اشاره کرد که رویکردهای تکه تکه می توانند اثربخشی کلی را کاهش دهند.
