
مناقشه خاورمیانه توازن قوا را در منطقه متزلزل کرده است. کشورهای شورای همکاری خلیج فارس زمانی که ایران حملات تلافی جویانه علیه ایران را در پی حملات مشترک ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران که در 28 فوریه آغاز شد، به شدت شوکه شدند. اگرچه کشورهای خلیج فارس در امتداد خطوط سنی و شیعه تقسیم شده بودند، اما مدتها تلاش کرده بودند که روابط محتاطانه با ایران را در روح برادری اسلامی حفظ کنند. حملات آن تعادل شکننده را در هم شکست.
در میان کشورهای حاشیه خلیج فارس، امارات متحده عربی بیشترین آسیب را متحمل شد.
بیش از 2700 موشک و پهپاد ایرانی به خاک امارات حمله کردند. از قضا، امارات متحمل ویرانی بزرگتر از خود اسرائیل، یکی از طرف های درگیر مستقیم شد. حدود 240 تلفات گزارش شده است. برج برج العرب، هتل معروف 7 ستاره آتش گرفت، در حالی که مرکز مالی بین المللی دبی، پالایشگاه ها، تاسیسات پتروشیمی و زیرساخت های گاز به شدت آسیب دیدند. بندر جبل علی، بزرگترین بندر مصنوعی جهان، و تأسیسات خدمات وب آمازون نیز آسیب دیدند.
نمادین ترین آن فروپاشی تصویر دبی به عنوان “بهشت امن در بیابان” بود. با باریدن موشک ها و پهپادها، گردشگران فرار کردند. شهر جهانی که زمانی پر جنب و جوش بود، ناگهان شبیه یک شهر ارواح شد.
چرا ایران امارات را به شدت هدف قرار داد؟
پاسخ در تغییر و تحول جسورانه امارات و انتخاب های استراتژیک نهفته است. امارات اولین کشور عربی بود که مدرنیزاسیون و فضای باز را در چنین مقیاس وسیعی دنبال کرد. از طریق سرمایه گذاری های بلندپروازانه، نوآوری های تکنولوژیکی و تنوع اقتصادی تهاجمی، آنچه را که زمانی غیرممکن به نظر می رسید به واقعیت تبدیل کرد. دبی و ابوظبی به عنوان قطب های مالی، لجستیکی و گردشگری جهانی ظهور کردند.
امارات همچنین تابوهای دیپلماتیک را شکست. در سپتامبر 2020، به توافق نامه ابراهیم که در کاخ سفید امضا شد، پیوست و روابط دیپلماتیک رسمی با اسرائیل برقرار کرد. این توافق نشانگر تغییری تاریخی در دیپلماسی خاورمیانه بود. ایران مدتهاست که اسرائیل را کشوری نامشروع معرفی کرده است که باید از روی نقشه محو شود. ایران اکنون امارات متحده عربی را به عنوان یک نیروی بی ثبات کننده در خاورمیانه می بیند و امارات را به هدف اصلی برای تمرکز استراتژیک ایران تبدیل می کند.
آنچه پس از آن اتفاق افتاد حتی چشمگیرتر بود.
محمد بن زاید آل نهیان، رئیس جمهور امارات، در مواجهه با حملات بی امان ایران، پیامی به اسراییل ارسال کرد. نخست وزیر بنیامین نتانیاهو به سرعت پاسخ داد. اسرائیل سامانه دفاع هوایی پیشرفته گنبد آهنین، سامانه پرتو آهنی مبتنی بر لیزر و شبکه تشخیص پهپاد اسپکترو را مستقر کرد. تکنسین ها و پرسنل نظامی اسرائیلی نیز برای عملیاتی کردن سیستم ها در شرایط زمان جنگ اعزام شدند.
نتایج آنی بود. نرخ رهگیری به شدت بهبود یافت و شهرهای بزرگ و زیرساخت های استراتژیک بهتر محافظت شدند. یکی از مقامات ارشد اماراتی گفته است: “اکنون می دانیم که دوستان واقعی ما در زمان وقوع بحران چه کسانی هستند.” این بیانیه پیامدهای ژئوپلیتیک عمیقی داشت. این بازتاب شناخت فزاینده ای در میان کشورهای حاشیه خلیج فارس است که همکاری امنیتی با اسرائیل ممکن است از نظر استراتژیک ضروری باشد.
امارات با اعلام خروج از اوپک و اوپک پلاس یک حرکت دراماتیک دیگر انجام داد.
برای سالها، عربستان سعودی با محدود کردن تولید برای حفظ قیمتهای نسبتاً بالای نفت، رهبری کارتل نفتی را بر عهده داشته است. با این حال، امارات متحده عربی به منظور تامین مالی پروژه های اصلاحی بلندپروازانه و صنایع آینده خود می خواست تولید خود را افزایش دهد. ابوظبی که از محدودیت های مکرر ناامید شده بود، راه مستقلی را انتخاب کرد. اگر سایر کشورهای عضو در نهایت از امارات پیروی کنند، نفوذ سنتی اوپک بر بازارهای جهانی انرژی می تواند به میزان قابل توجهی ضعیف شود. این جنگ دیگر فقط یک درگیری منطقه ای نیست. شروع به تغییر شکل نظم جهانی انرژی و چشم انداز ژئوپلیتیک گسترده تر می کند.
این درگیری همچنین ممکن است به یک راستبندی مجدد ژئوپلیتیکی گستردهتر در خاورمیانه سرعت بخشد. کشورهای خلیج که حملات ایران را از نزدیک تجربه کردند، اکنون یک سوال اساسی می پرسند: چه کسی واقعاً می تواند به محافظت از ما کمک کند؟ برخی از آنها ممکن است به سیستمهای دفاعی پیشرفته و قابلیتهای اطلاعاتی اسرائیل توجه بیشتری داشته باشند. عربستان سعودی که قبل از حمله حماس در 7 اکتبر 2023 به طور جدی عادی سازی با اسرائیل را در نظر گرفته بود، به یک شاخص کلیدی برای اینکه منطقه به کجا خواهد رفت تبدیل خواهد شد. اگر ریاض در نهایت مسیری متحول را طی کند، نقشه دیپلماتیک خاورمیانه ممکن است دستخوش دگرگونی تاریخی دیگری شود.
این تحولات هم فرصت ها و هم چالش هایی را برای کره ایجاد می کند.
سئول باید به طور جدی امکان همکاری سه جانبه میان اسرائیل، کشورهای خلیج فارس و کره را بررسی کند. فن آوری اسرائیل، سرمایه خلیج فارس و تخصص صنعتی کره می تواند شراکت قدرتمندی را تشکیل دهد. یکی از زمینه های امیدوارکننده برای همکاری، پیشرفت بیشتر سیستم تیر آهن در میان اسرائیل، امارات و کره است.
این جنگ اهمیت «جنگ مقرونبهصرفه» را برجسته کرد. استفاده از موشک های رهگیر چند میلیون دلاری علیه پهپادهای ارزان قیمت از نظر اقتصادی ناپایدار است. در مقابل، طبق گزارش ها، یک شات تیر آهن تنها حدود 3 دلار قیمت دارد. این سیستم قبلاً عملکرد چشمگیری را در نبرد واقعی نشان داده است. با این حال، هنوز با محدودیت های فنی در ابرهای سنگین یا طوفان های گرد و غبار مواجه است. کره می تواند در تلاش های مشترک برای بهبود فناوری شرکت کند. چنین همکاری هایی می تواند ضمن ایجاد فرصت هایی برای صادرات مشترک و رشد صنعتی دفاعی، توانایی های دفاع موشکی خود کره را تقویت کند. از این نظر، همکاری سه جانبه می تواند به موتور رشد جدیدی برای صنعت دفاعی کره که به سرعت در حال گسترش است تبدیل شود.
در عین حال، کره نباید از روابط خود با ایران غافل شود.
دو کشور چندین دهه است که روابط دوستانه خود را حفظ کردهاند که نماد آن «خیابان تهران» در گنگ نام و «خیابان سئول» در پایتخت ایران است. در طول جنگ، کره سفارت خود را در تهران باز نگه داشت، یک نماینده ویژه اعزام کرد و در برنامه کمک های بشردوستانه بین المللی شرکت کرد. سئول با ابتکارات خود به حل مشکل طولانی مدت حدود 7 میلیارد دلاری پرداخت های نفتی مسدود شده ایران کمک کرد. ایران همچنان یک قدرت مهم منطقه ای با سنت دیپلماتیک پیچیده و تاریخ باشکوه هزاران ساله است. کره باید برای روابط با تهران ارزش قائل شود.
در نهایت، تعادل کلید است. زمین لرزه ژئوپلیتیکی که توسط امارات جرقه زده شد بیش از یک درگیری موقت منطقه ای است. این نشانه ظهور نظم جدید خاورمیانه است. کره باید این تغییرات را با دقت بخواند و دیپلماسی متوازن و چند بعدی را که مناسب منطقه ای است که به سرعت در حال تغییر است، دنبال کند.
ما یانگ سام محقق موسسه تحقیقات آسیایی دانشگاه کره است. او به عنوان سفیر کره در اسرائیل و نماینده کره در فلسطین خدمت کرد.
