Close Menu
    Facebook X (Twitter) Instagram
    Trending
    • Fire Of Love Red – Full Album | Krushna Abhishek, Payal Ghosh & Kanchan Bhor
    • فریاد «پهلوی برمی‌گرده» در تجمع بزرگ ایرانیان تفلیس
    • افغانستان در یک سال قالین و قالین به ارزش 18 میلیون دالر صادر می کند
    • نماینده اتحادیه اروپا در خلیج میدل ایست مانیتور می گوید راه حل های خاورمیانه باید توسط منطقه هدایت شود
    • این دوتا خل و چل زن و بچه من هستن؟ #shorts
    • ایران محدودیت‌های تنگه هرمز را دوباره اعمال می‌کند – NBC4 واشنگتن
    • 🍿 فیلم کامل ایرانی گل‌پری جون |بدون سانسور
    • عزیزی – آژانس خبری پژواک، علیرغم افزایش قیمت جهانی، بازار سوخت افغانستان باثبات است
    Facebook X (Twitter) Instagram Pinterest Vimeo
    MORSHEDI
    • خانه
      • English
      • Español
      • Svenska
    • اخبار
    • ایرانیان
    • داستان سرا
    • گردشگری
    • شاعران
    • شهرها
    • موزیک
    • فیلم
    • نمایش
    • بیشتر
      • آیا می‌دانستید که
      • نامداران
      • زبان
      • جشن ها
      • دانشگاه
      • فرش ایرانی
      • کتاب
      • معنوی
      • قوم‌ها
      • غذاها
      • تاریخ
      • مد
      • عجایب
      • مختلط
    MORSHEDI
    Home » دوقلوهای من برای اولین بار در 19 سالگی از هم جدا شدند
    اخبار

    دوقلوهای من برای اولین بار در 19 سالگی از هم جدا شدند

    morshediBy morshediمارس 21, 2026بدون دیدگاه3 Mins Read
    Share Facebook Twitter Pinterest LinkedIn Tumblr Reddit Telegram Email
    دوقلوهای من برای اولین بار در 19 سالگی از هم جدا شدند
    Share
    Facebook Twitter LinkedIn Pinterest Email


    من پسران دوقلوی همسان 19 ساله هستند و تمام زندگی خود را با هم انجام داده اند. همان مدارس، همان تیم‌های ورزشی، همان دوستان، همان بخش محصولات در خواربارفروشی. تا ماه گذشته، آنها هرگز بیش از یک یا دو شب را از هم جدا نکرده بودند.

    سپس توماس برای یک کالج دو هفته ای در ایتالیا پذیرفته شد و بهترین دوستش براد همان دانشگاه را دریافت کرد. آنها تصمیم گرفتند تا چهار هفته دیگر را ادامه دهند و سفر به اروپا با هم چارلی در خانه ماند.

    من به توماس کمک کردم تا سفرش را برنامه ریزی کند، به او توصیه هایی برای بازدید از شهرها، نکاتی در مورد رفت و آمد و توصیه های ناخواسته بیشتر از آنچه هر جوان 19 ساله از پدرش می خواهد داد. من احتمالا بیشتر از او در مورد سفر صحبت کردم.

    توماس در عرض 6 هفته برای چارلی 1 پیامک فرستاد

    بیشتر روزها درباره سفرش به توماس پیامک می‌فرستم، و او معمولاً دو یا سه روز بعد به حدود یک سوم سؤالات من پاسخ می‌دهد. به روز رسانی او حداقل بود. “مونیخ. قدم زدم، چیزهای زیادی دیدم.” “پراگ. باحال. قدم زدم. آبجو ارزان.” همسرم گفت من باید بهتر از انتظار به روز رسانی های دقیق از یک نوجوان 19 ساله می دانستم سفر به اروپا با دوستش

    من از برادران انتظار داشت حداقل در تماس باقی می ماند، اما چارلی حتی کمتر از من از توماس شنید. فقط یکبار.

    هر بار که Ash داستانی را منتشر می کند، یک هشدار مستقیم به صندوق ورودی خود دریافت خواهید کرد!

    با Ash در ارتباط بمانید و در حین انتشار، کارهای بیشتری را دریافت کنید.

    یک روز صبح زود، در زمان ما، توماس پیامکی ارسال کرد و از چارلی خواست که وارد حساب شرط بندی ورزشی خود شود و برای او شرط بندی کند. چارلی برای کار آماده می شد و گفت نه. این تمام ارتباطات آنها برای سفر بود.

    چارلی نمی خواست حتی یک عکس را ببیند

    توماس عکس هایی از سراسر اروپا برای من فرستاد و من خوشحال می شوم که آنها را به چارلی نشان دهم. هر بار می گفت که علاقه ای به او ندارد و اگر می خواستم به او نشان دهم، از تلفنش سر نمی کرد.


    مردان سالخورده در حال گرفتن سلفی

    همزاد نویسنده با دوستانش.

    با حسن نیت از نویسنده



    با دوری توماس و براد، تا حدودی انتظار داشتم که چارلی این شکاف را احساس کند. دوقلوی او و بهترین همسرشان بدون او در سراسر اروپا کوله پشتی می کردند. اما اگر چارلی چیزی احساس می کرد، آن را نشان نمی داد. او شیفت های آنها را در خواربارفروشی برداشت، به ساحل رفت، دوست دخترش را دید و با دوستانش بیرون رفت.

    شما نمی دانستید که چیزی متفاوت است. او یک بار هم در مورد سفر برادرش نپرسید.

    اما سپس چارلی نمره ای را بررسی کرد که معمولاً هرگز به آن اهمیت نمی داد

    مردم در تمام زندگی خود آنها را “Charlieandthomas” نامیده اند، یک کلمه، مانند آنها یک فرد مجرد هستند. بنابراین، وقتی شش هفته به سختی یک کلمه رد و بدل کردند، آن را عجیب دیدم.

    اما بعد، یک شب در شام، گفتم که توماس شب قبل در یک مسابقه آژاکس در آمستردام شرکت کرده بود. 4-1 به پایان رسید. چارلی گفت که از قبل می دانسته است. همان روز صبح که از خواب بیدار شد، نمره را چک کرده بود.

    چارلی فوتبال را دنبال می کند، اما معمولاً به بازی آژاکس اهمیتی نمی دهد. تنها دلیلی که او نتیجه را بررسی کرد این بود که ببیند آیا برادرش مسابقه جالبی دیده است یا خیر. او به روش خودش، مراقب بود.


    پسران دوقلو همسان در حال عکس گرفتن

    دوقلوهای نویسنده به نام «چارلیاندتوماس» شناخته شده اند.

    با حسن نیت از نویسنده



    در ابتدا نگران سکوت بودم. اما امتیاز آژاکس روشی را که من با فاصله شش هفته آنها دیدم تغییر داد. وقتی هر روز از زندگی خود را با کسی به اشتراک گذاشته اید، نیازی نیست برای اینکه ثابت کنید هنوز برایتان مهم است چک کنید.

    توماس به خانه آمد و چارلی به سختی به بالا نگاه کرد

    شب قبل از فرود توماس، از چارلی پرسیدم که آیا از بازگشت برادرش خوشحال است؟ شانه بالا انداخت و گفت نه واقعا. وقتی از او پرسیدم که آیا فکر می کند توماس ممکن است برای او هدیه ای بیاورد، “0٪” پاسخ او بود.

    من و همسرم دم در بودیم که توماس وارد شد، او را به آغوش کشید و در مورد سفر سؤال کرد. چارلی روی کاناپه بود و بلند نشد.

    پس از مدتی توماس دستش را در کیفش برد و شروع به بیرون کشیدن هدایا کرد. چیزی برای من، چند چیز برای همسرم، و سپس یک کلاه برای چارلی از ولفسبورگ، تیم فوتبال اروپایی مورد علاقه‌اش. چارلی سعی کرد آن را باحال بازی کند، اما می‌توانستم هیجان را در چهره‌اش ببینم.

    شش هفته سکوت، یک متن شرط بندی را رد کرد، هیچ علاقه ای به هیچ عکسی نداشت، و با این حال توماس دقیقا می دانست که چه هدیه ای بخرد.

    روز بعد با هم در بخش تولید به سر کار برگشتند.