من این هفته را در واشنگتن انجام دو کار برخی از آنها روی صحنهها با مخاطبانی صحبت میکردند که میخواستند ببینند یک ویراستار اسرائیلی از این لحظه چه میگوید. بیشترش گوش میداد. و هر چه بیشتر گوش میدادم، بیشتر متقاعد میشدم که مهمترین مکالمههای دنیا در حال حاضر همانهایی هستند که تقریباً هیچکس حاضر به انجام آن در ملاء عام نیست.
اجازه دهید لحظه ای که مورد توجه قرار گرفت را به شما ارائه دهم. در یک انجمن بسته، به دور از دوربین، من با حدود دوازده نماینده از سراسر آن طرف نشستم خاورمیانهاکثر آنها یهودی نیستند، چند نفر از کشورهایی که اصلاً با اسرائیل رابطه ندارند. یکی از آنها به صراحت به اتاق گفت که یک سال پیش نمی توانست در چنین مجلسی شرکت کند. جنگ با ایران این را تغییر داد.
سپس در حالی که صدایش را اندکی پایین آورد، همان چیزی را گفت که چند نفر دیگر در آن اتاق به وضوح معتقدند: این که جهان میانه رو عرب بی سر و صدا امیدوار است که اسرائیل و ایالات متحده کار را به پایان برسانند، زیرا یک فرد بی وجدان ایران به هر دولت عاقل منطقه خدمت می کند.
او این را در پرونده نمی گوید. هیچ یک از آنها نخواهد بود. این شکاف، بین آنچه افراد جدی در خلوت به آن اعتقاد دارند و آنچه که مایلند در ملاء عام از آن دفاع کنند، داستان کل این هفته است. من به این فکر کردم که داستان کل دوران ماست.
هر جا که می رفتم مدام با یک نفر با لباس های متفاوت ملاقات می کردم. او را معتدل بی خانمان بنامید. او یکی از مقامات خلیج فارس است که خواهان عادی سازی است و از خیابان خودش می ترسد. او یهودی لیبرال آمریکایی است که دیگر نمی تواند حزبی را که نیم قرن خانه او بود بشناسد. او اسرائیلی است که کشورش را دوست دارد و از سیاست آن فرسوده شده است. او چیزهای پیچیده را در لحظه ای باور می کند که فقط چیزهای ساده را پاداش می دهد و بنابراین ساکت شده است.
و این چیزی است که من مدام می خواهم به او بگویم، که قلب این ستون است. اعتدال در میانه راه امن و راحت بود. پس از 7 اکتبر، شجاع ترین و تنهاترین موقعیت در زندگی عمومی شد. افراط و تفریط آسان است. آنها با یک قبیله، یک هشتگ و تشویق فوری می آیند.
اعتدال از شما می خواهد که دو حقیقت ناراحت کننده را در یک دست نگه دارید و از هر دو دفاع کنید، که باعث تشویق هیچ کس شما نمی شود. دقیقاً به همین دلیل است که اکثریت میانه رو سکوت کرده است و دقیقاً به همین دلیل است که سکوت آن بزرگترین خطری است که ما با آن روبرو هستیم. جارو خالی نمی ماند. در هر اردوگاهی با بدترین صداها پر می شود.
برخی از درها بسته می شوند، برخی دیگر باز می شوند
از منطقه شروع کنید. چیزی در حال تغییر است. همان جنگی که اسرائیل و واشنگتن را در گل و لای گیر کرده و نمی توانند رویارویی با ایران را به پایان برسانند، درهای باز را نیز شکسته است که یک سال پیش بسته شده بودند. کشورهای عربی میانه رو می توانند آن را احساس کنند.
اما احساس آن و گفتن آن دو عمل متفاوت از شجاعت است، و بسیاری از رهبران راضی هستند که آنچه را که به مردم خود نگویند با ما زمزمه کنند. این منطقه توسط مردانی که بدون گزارش به خبرنگاران گزارش می دهند و سپس در پشت تریبون ساکت می شوند، ترتیب داده نخواهد شد.
یهودیت آمریکا جایی است که تماشای بی خانمانی سخت ترین است. من در یک جامعه بزرگ ساکن خارج از واشنگتن صحبت کردم، جایی که با زنی ملاقات کردم، دختر بازماندگان هولوکاست، متولد لهستان، که به وضوح به من گفت که معتقد است ما به سمت هولوکاست دیگری می رویم. من با اطمینان او موافق نیستم، اما غریزه او را نیز از بین نمی برم. در تمام هفته، یهودیان لیبرال آمریکا نسخه ای از همین موضوع را به من گفتند.
آنها نمی توانند از دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا یا شیوه حکومت او تبعیت کنند. و با این حال، آنها دیگر نمی توانند از حزبی دفاع کنند که بسیاری از آنها به طور خصوصی اعتراف می کنند که دشمنی با اسرائیل و در برخی مواقع با یهودیان به جای رد صلاحیت، نشان افتخار است.
چیزی که مرا شگفت زده کرد این بود که افرادی که این را به وضوح بیان کردند نه فعالان، بلکه سناتورها بودند. در مجمع جهانی AJC، جان فترمن و دیو مک کورمیک، یک دموکرات و یک جمهوری خواه که خود را به هم پیوسته توصیف کردند، توافق کردند که یهودی ستیزی عمیق تر به سمت چپ نفوذ کرده است تا راست.
فترمن، به اعتبار او، کوتاه نیامد. او گفت که حزب او برای دفاع از اسرائیل مشکل جدی تری دارد و به نامزدهایی اشاره کرد که اکنون سیاست ضد اسرائیلی به سر می برند.
مک کورمیک از راحتی کاذب معادلسازی امتناع کرد و در عین حال از نیک فوئنتسها و پادکستهایی که میکروفون را در اختیارشان قرار میداد، نام پوسیدگی را از طرف خود نامید. او موج نفرت از 7 اکتبر را دومین حمله غافلگیرانه به یهودیان خواند. دو میانه رو، روی صحنه، با صدای بلند می گویند که بسیاری از مردم فقط زمزمه می کنند. این تمام نکته است.
تد دویچ، مدیر اجرایی کمیته و نماینده سابق کنگره، مشکل عمیق تر را در دو کلمه نام برد. او گفت که یهودی ستیزی ابزاری و نهادینه شده است و دیگر مخلوق حاشیه نیست، بلکه محل ثابت سیاست و رسانه جریان اصلی است.
همان عادت سرسختانه و بی زرق و برق در مجلس خود را نشان می دهد، جایی که جاش گاتهایمر و مایک لاولر، یک دموکرات و یک جمهوری خواه، در حالی که آسان تر است که این کار را نکنند، به اسلحه به اسرائیل متصل می کنند. هیچ کس با تشویق برای چنین چیزهایی ثروتمند نمی شود.
و با این حال، وقتی از همین یهودیان بی خانمان پرسیدم که چه خواهند کرد، بسیاری به من گفتند که دوباره، بدون شور و شوق، به همان حزبی که به تازگی اعلام جرم کرده بودند، رأی خواهند داد. این فلج بیش از هر سیاستمداری من را نگران می کند. بی خانمانی که نمی تواند حرکت کند، تنها یک بدبختی نیست که سر شما می آید. بعد از مدتی تبدیل به یک انتخاب می شود.
زمان بندی ضعیف نتانیاهو
این که صداهایی که از اورشلیم می آید گاهی کار میانه روها را سخت تر می کند کمکی نمی کند. زمانی که نخست وزیر بنیامین نتانیاهو این هفته به سیانبیسی گفت که میخواهد اسرائیل را از کمکهای آمریکا به شراکت، به صفر رساند، زیرا به قول او، ما به سن بلوغ رسیدهایم، این ایده به خودی خود قابل دفاع است و مسلماً دیر شده است.
اما زمانبندی بسیار بد شد و آمریکاییهای طرفدار اسرائیل بیشترین تلاش را برای دفاع از این جنگ داشتند. به مقصد اعتراضی ندارند. آنها تعجب می کنند که چرا او این ساعت را برای ارائه یک خط تازه به پر سر و صداترین منتقدان انتخاب کرد.
اسرائیل بی خانمان های خودش را دارد. من در این ستون در مورد رای دهندگان صهیونیست مذهبی نوشته ام که به دنبال راستی جدی هستند که نه لیکود باشد و نه حزب صهیونیست مذهبی، خانه ای که در نهایت اصرار دارد که حریدیم ها (اورتودوکس ها) بار جنگی را که همه افراد دیگر را در صدها روز میلیمیت و وظیفه ذخیره سرنگون کرده است، سهیم کنند.
این گرسنگی به همین دلیل است که صفحات سیاسی ما ناگهان مملو از صحبت از یک حزب جدید است، یک گیلاد اردان اینجا، یک یوآز هندل آنجا، نام هایی که در جستجوی کشتی دور یکدیگر می گردند. این که آیا هر یک از آن ها آستانه انتخاباتی را پشت سر بگذارد، تقریباً دور از ذهن است. چروکیدگی خود علامت آن است. تعداد زیادی از اسرائیلی ها به دنبال خانه ای هستند و نمی توانند خانه ای پیدا کنند، و چیزی که آنها واقعاً درخواست می کنند یک حزب نیست، بلکه یک دولت وحدت است که شایسته قربانی شدن باشد.
پس این درخواست من است، پس از یک هفته در واشنگتن که بیشتر به گوش دادن سپری کردم. این ساعت اعتدال گرایان است و اعتدال اکنون اعصاب می طلبد. یعنی با جملات کامل در عصر شعار صحبت کردن. این به معنای دفاع از پیچیدگی در برابر جمعیتی است که یک شرور می خواهند. این به معنای امتناع از اجرای برنامه برای قبیله خود و تلاش برای درک منطقه و جهان است.
میانه روها در حزب دمکرات باید با اعضای خانه خودشان که در هر فرصتی اسرائیل را به باد انتقاد می گیرند، مقابله کنند. میانهروهای حزب جمهوریخواه باید از حرکتهای شجاعانهای که این دولت در منطقه انجام میدهد حمایت کنند و همانطور که بسیاری با افتخار این هفته انجام دادند، تاکر کارلسونها را در میان آنها نام ببرند.
اسرائیلیهای میانهرو باید برای یک دولت وحدت بجنگند نه اینکه منتظر ظهور آن باشند. حریدیم های معتدل باید سهم را به جای معافیت انتخاب کنند. و رهبران میانه رو عرب که در خلوت به ما می گویند کار را تمام کنید، باید شهامت بیان بخشی از آن را در روز پیدا کنند.
ما به رهبرانی نیاز داریم که بیش از یک زبان صحبت کنند و منظور من فقط انگلیسی نیست. ما به اسرائیلیهایی نیاز داریم که آمریکایی صحبت کنند، و آمریکاییهایی که خاورمیانه صحبت کنند، و مردمی در هر پایتختی که بتوانند بدون خجالت به لهجه ثبات، همکاری و پیچیدگی صحبت کنند.
ما به اندازه کافی منتظر قهرمانی هستیم که طرف مقابل را غرق کند. این چیزی نیست که این لحظه به آن نیاز دارد. این به شجاعت غیرمعمول جمله پیچیده ای نیاز دارد که در ملاء عام توسط افرادی گفته می شود که از گفتن آن سودی نمی برند. فریاد قطع نمی شود. سوال باز این است که چه کسی حاضر است در مقابل جمعیتی که هیچ کدام را نمیخواهند خسته کننده و شجاع باشد.
