جنگ اسپانیا و آمریکا در سال 1898 نقطه عطفی در موهبت سقوط اروپا بود: به امپراتوری استعماری اسپانیا و حضور اروپا در نیمکره غربی پایان داد. به طور گسترده تر، نشان دهنده یک تغییر تاریخی قدرت از اروپا، که برای 2000 سال بر جهان تسلط داشت، به ایالات متحده بود.
این جنگ با غرق شدن ناو یو اس اس آغاز شد مین در سواحل کوبا انگشت اشاره به سوی اسپانیا، شعار پوپولیستی که امروز دوباره مورد توجه قرار گرفته است: به یاد داشته باشید مین.
خودکشی اسپانیا
امتناع خیرهکننده اسپانیا از اجازه دادن به ارتش آمریکا برای استفاده از پایگاههایش در حالی که برای متوقف کردن ایران هستهای میجنگد، کمتر از یک سال پس از آن رخ داد که اسپانیا به نماینده ایران، حماس، برای قتلعام هفتم اکتبر، با اعلام نمادین تشکیل کشور فلسطین پاداش داد.
این به رسمیت شناختن هیچ تأثیری در خاورمیانه نداشت، اما به جنبش ملی مسلمانان اروپایی نوپا کمک کرد. حتی می توان به آن نام و پرچم داد.
در حالی که فلسطینی کردن اروپا بیشتر با فرانسه و بریتانیا مرتبط است، جایی که برخی از آنها اهتزاز پرچم بریتانیا و انگلیس را توهین آمیز می دانند، اما به اهتزاز درآوردن پرچم فلسطین از نظر اجتماعی قابل قبول است، خطرناک ترین جنبه فلسطینی شدن اروپا ممکن است در اسپانیا باشد.
این به دلیل ادعای تاریخی مسلمانان نسبت به ایبریا (گوشه جنوب غربی اروپا) است.
اسپانیا از جابجایی یک تمدن مسلمان در حال رشد که به مدت 800 سال در آنجا وجود داشت متولد شد – فرآیندی که در روایت اسپانیایی به عنوان “reconquista“
بیش از یک دهه پیش، به من گفته شد که طرفداران فلسطین به دنبال نامگذاری عبارت “reconquista” به عنوان سخنان نفرت انگیز
طبق روایت آنها، اگر کسی به پاکسازی قومی مسلمانان از ایبریا به دلیل یک استدلال مشکوک تاریخی مبنی بر اینکه 800 سال قبل، افرادی تا حدودی شبیه به مهاجمان در آنجا زندگی می کردند، مشروعیت می بخشد، بنا به تعریف، صهیونیسم و استقرار مجدد یک کشور یهودی را مشروعیت می بخشد، که به لحاظ تاریخی مبتنی بر یک کشور بسیار معتبر است. نمی توان همزمان ضد صهیونیست و طرفدار اسپانیا بود.
از آن زمان، با تبدیل شدن به جریان اصلی جنبش غربی طرفدار فلسطین، این موضوع بیشتر و بیشتر آشکار شد: اسپانیا در مقابل فلسطین ایستاده است.
اولویت دادن به حمله به یهودیت بر حفظ خود
در هر دوره، تلاش های گسترده اروپایی برای ریشه کن کردن یهودیت وجود دارد.
هنگامی که اسپانیا آن تلاش را در قرن پانزدهم رهبری کرد، به نظر می رسید که برای اسپانیا مفید بود: Reconquista فوق العاده گران بود یهودیان پول داشتند و برخی برای تأمین مالی آن وام می دادند. بنابراین، اخراج یهودیان و سپس کشتن کسانی که تغییر دین داده و ماندند، به اسپانیا اجازه داد که تعهدات بدهی خود را نادیده بگیرد و پادشاهی نوپای اسپانیا را غنی کند.
این پول دزدیده شده یهودیان همچنین به اسپانیا کمک کرد تا مستعمرات برون مرزی ایجاد کند و بر بسیاری از نیمکره غربی برای قرن های آینده تسلط یابد، تا اینکه جنگ اسپانیا و آمریکا در سال 1898 به این امر پایان داد.
پروفسور بنزیون نتانیاهو شباهتهای خیرهکنندهای را بین تلاش اسپانیاییها برای ریشهکن کردن ملت یهود و تلاش آلمانیها در حدود 450 سال بعد نشان داد که ریشه در آنچه تئودور هرتزل به عنوان مخالفت وسواسآمیز اروپایی با یهودیت توصیف کرد، داشت.
همین شباهتها امروزه وجود دارد، زیرا اروپا تلاش میکند با نفی ایده دولت یهود، ایده یهودیت را نفی کند.
با این حال، در حالی که تلاش های قبلی منافع اروپایی ها را پیش برد، به نظر می رسد حمله امروز به یهودیت در تضاد با آن باشد.
به عنوان مثال، اساسی ترین وظیفه یک دولت حفظ امنیت شهروندان است. اسپانیا و دیگر کشورهای اروپایی اکنون قراردادهای امنیتی با اسرائیل را که برای امنیت شهروندانشان ضروری است، لغو می کنند و به جای آن به دنبال جایگزین های غیربهینه هستند.
رهبران اروپایی همچنین در حال خرابکاری در نوآوری های پزشکی، پیشرفت های علمی، و پیشرفت های افزایش دهنده زندگی هستند که اگر اروپایی ها از کشور یهودی آمده باشند، به نفع آنهاست.
اروپا حتی هنر و موسیقی را قربانی می کند. به عنوان مثال، اسپانیا پنج میلیون طرفدار اسپانیایی مسابقه آواز یوروویژن را از سرگرمی سالانه آنها ربوده است، زیرا اسرائیل در آن شرکت می کند. هلند، ایرلند و اسلوونی نیز همین کار را انجام می دهند.
منطقی کردن موضع اسپانیا و اروپا
چرا اروپا حمله به یهودیت را بر منافع خود اولویت می دهد؟ دو پاسخ منطقی رایج در کنار پاسخ آشکار نفرت وسواسی وجود دارد.
یکی به جنبه دیگری از تحقیقات پروفسور نتانیاهو – پدر بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل – مربوط می شود که نشان می دهد هر زمان که درگیری گسترده بین مسیحیان و مسلمانان رخ می دهد، یهودیان بهای آن را پرداخته اند. کارشناسان توضیح میدهند که حمله اروپا به دولت یهود برای آرام کردن آلودگی مسلمانان آن است (که اکنون برخی از آنها به عنوان «فلسطینیهای اروپایی» نامیده میشوند).
دیگر اینکه اروپا هرگز تغییر قدرت را که در آغاز جنگ اسپانیا و آمریکا رخ داد را نپذیرفت و از حمله به دولت یهودی (“جنایتکار جنگی کوچک”) به عنوان حمله نیابتی به آمریکا (“جنایتکار جنگی بزرگ”) استفاده می کند.
این امر به وقوع پیوست، زیرا اسپانیا، ایتالیا و آلمان عملاً تصمیم گرفتند از حضور حفاظتی نیروهای آمریکایی برای تغییر مسیر و همسویی با آمریکا چشم پوشی کنند. این در شرایطی است که اروپایی ها به طور فزاینده ای از سوی روسیه احساس خطر می کنند.
ترس از دست دادن دوباره اروپا به دست مسلمانان، همراه با تأخیر در هضم این که 2000 سال سلطه جهانی اروپا به پایان رسیده است، ناامیدی اروپا را به همان آدرسی تبدیل می کند که همیشه داشته است: یهودیان، هرچند این بار با قدرت بالاتر.
مقابله با تهدید اسپانیا
در سال 1898، زمانی که اسپانیا از قابلیتهای نظامی برخوردار بود، رئیسجمهور ویلیام مککینلی پس از تلاشهای دیپلماتیک طاقتفرسا تصمیم شجاعانهای برای رهگیری تهدید علیه ایالات متحده گرفت. با انجام این کار، او مسیر حرکت ایالات متحده را تغییر داد. بیش از 120 سال بعد، تهدید اسپانیا دوباره به عنوان یک تهدید ایدئولوژیک ظاهر شد.
مورخان امروزی بحث می کنند که آیا اسپانیا واقعاً غرق شده است یا خیر مین یا اگر انفجاری که باعث کشته شدن 263 ملوان آمریکایی شد به دلیل نقص فنی بوده است.
اما نباید در مورد مقصران حمله ایدئولوژیک امروز شک کرد: اسپانیا و بسیاری از اروپا.
اسپانیا مانند سایر کشورهای اروپایی متحد ایالات متحده و اسرائیل است. علاوه بر این، آمریکاییها باید قدردان سهم خارقالعاده اسپانیا در فرهنگ و اخلاق آمریکا باشند.
با این حال، در عین حال، ما باید در مورد تهدید به سرعت در حال افزایش که از سوی اروپا می آید، چشم روشنی داشته باشیم.
مانند مک کینلی، دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده، چشم انداز و شجاعت این را دارد که با توجه به تهدید اروپا در استراتژی امنیت ملی ایالات متحده در سال 2025، مسیر ایالات متحده را تغییر دهد.
اروپاییها یک انتخاب دارند: به مخالفت وسواسآمیز با نور واضحی که از صهیون قدیم (اسرائیل) و صهیون جدید (آمریکا) میرسد، ادامه دهند یا از رهبری مسلمانان در خاورمیانه و فراتر از آن پیروی کنند و از آن بهره ببرند.
این نویسنده نویسنده کتاب جدید از بقا تا صلح است. او همچنین نویسنده است حمله به یهودیت: تهدید وجودی از غرب می آید، و از یهودیت 3.0: تبدیل یهودیت به صهیونیسم. برای تجزیه و تحلیل ژئوپلیتیک او، به EuropeAndJerusalem.com مراجعه کنید