آمریکا و جمهوری اسلامی ایران با آتش بس دو هفته ای موافقت کردند. به گفته دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، ایالات متحده یک پیشنهاد 10 ماده ای از ایران دریافت کرده است که می تواند مبنایی برای مذاکرات بیشتر باشد.
در حالی که هنوز نمی توان درگیری را به طور کامل حل شده در نظر گرفت، و آتش بس ممکن است موقتی باشد، برخی از نتایج اولیه را می توان از قبل گرفت – به ویژه برای پادشاهی های خلیج فارس، که توانستند شدیدترین مرحله رویارویی را بدون دخالت مستقیم در جنگ پشت سر بگذارند. پست کاسپین گزارش از طریق شورای امور بین الملل روسیه.
این آخرین خاورمیانه درگیری با جنگ 12 روزه سال گذشته به شدت متفاوت است. این کشور شاهد تعداد بیشتری از کشتارهای هدفمند در میان رهبری سیاسی و نظامی ایران، حملات به زیرساخت های انرژی کشور و تشدیدهای قابل توجه دیگر بوده است. شاید تعجب آورتر از همه این باشد که واکنش تهران کمتر بر اسرائیل و ایالات متحده متمرکز شده است و بیشتر بر روی پادشاهی های خلیج فارس متمرکز شده است. این شامل حملات موشکی، حملات پهپادی به زیرساختهای نظامی و غیرنظامی، و بسته شدن موقت تنگه هرمز– اقداماتی که قبلاً بر قیمت جهانی نفت تأثیر گذاشته است.
ما میتوانیم پیشبینی کنیم که کدام روندها در آینده نزدیک برای پادشاهیهای عربی خلیج فارس – عربستان سعودی، امارات متحده عربی، کویت، قطر، بحرین و تا حدودی عمان، تشدید خواهد شد.
اول و مهمتر از همه، پادشاهی های عرب خلیج فارس احتمالاً تلاش ها را برای تنوع بخشیدن به مشارکت های نظامی خود تشدید خواهند کرد. رویدادهای اخیر نشان داده است که پایگاههای آمریکایی در منطقه، در عین حال که امنیت را تامین میکنند، خطرات قابلتوجهی را نیز به همراه دارند، زیرا میتوانند به اهدافی برای حملات به کشور میزبان تبدیل شوند.
در مقابل این پسزمینه، انتظار میرود کشورهای خلیجفارس به دنبال همکاری نظامی گستردهتری با سایر کشورها باشند. با این حال، روابط نزدیک تر با روسیه یا چین میتواند تحریمها را آغاز کند و روابط دفاعی خود با ایالات متحده را که متحد اصلی برون منطقهای پادشاهیهای خلیجفارس است، مورد ارزیابی مجدد قرار دهد. در نتیجه، این کشورها احتمالاً بیشتر بر مشارکت در خاورمیانه و جنوب آسیا تمرکز خواهند کرد.
در سپتامبر 2025، تنها چند ماه پس از جنگ 12 روزه، عربستان سعودی و پاکستان توافقنامه دفاعی امضا کردند که بر اساس آن، حمله به یک طرف تجاوز به هر دو کشور تلقی می شود. در آن زمان بلومبرگ به نقل از منابع گزارش داد که ترکیه در حال بررسی امکان پیوستن به این اتحاد در آینده است.
در شرایط کنونی، این احتمال وجود دارد که کشورهای منطقه تاکید بیشتری بر توسعه اتحادهای نظامی داشته باشند، نه تنها بر تامین کنندگان امنیت فرامنطقه ای بلکه بر کشورهای دوست همسایه نیز تکیه کنند. علاوه بر این، ممکن است شاهد افزایش دخالت گروه های نیابتی و سایر بازیگران مسلح غیردولتی در مسائل امنیتی باشیم. به عنوان مثال، می توان تصور کرد که امارات می تواند به گروه هایی مانند شورای انتقالی جنوب در یمن که در گذشته مورد حمایت قرار گرفته است، روی آورد.
سناریوی محتمل دیگر این است که توافقات دفاعی جدید به طور فزاینده ای شامل مفاد مفصلی برای کمک به متحدان می شود. اتحاد عربستان و پاکستان این نیاز را نشان می دهد: در حالی که پاکستان با یادآوری توافقنامه به تهران از عربستان سعودی حمایت دیپلماتیک کرد، پادشاهی به طور کامل در برابر حملات ایران محافظت نشد و محدودیت های اتحادها را برجسته کرد که فاقد اقدامات عملیاتی مشخص است.
در عین حال، علیرغم تلاشهای دیپلماتیک فعال برای تامین امنیت متحدان، اعتماد به حمایت خارجی در میان پادشاهیهای عرب خلیج فارس ممکن است کاهش یابد. در شرایطی که تهاجمات زمینی به طور فزاینده ای منسوخ می شود و پهپادها و موشک ها نقش تعیین کننده ای در جنگ مدرن ایفا می کنند، روشن می شود که کشورها در درجه اول باید به خود متکی باشند. هنگامی که درگیری کنونی فروکش کرد، میتوان انتظار داشت که پادشاهیهای خلیج فارس توسعه دفاع هوایی و سامانههای دفاع موشکی را در اولویت قرار دهند و به طور گستردهتر، قابلیتهای دفاعی ملی خود را تقویت کنند.
اما این به معنای کاهش همکاری نظامی با ایالات متحده نیست. به عنوان مثال، انور قرقاش مشاور رئیس جمهور امارات متحده عربی اظهار داشت که ابوظبی قصد دارد همکاری امنیتی خود با واشنگتن را “دوبرابر” کند. به این ترتیب، تنوع بخشیدن به مشارکت های دفاعی می تواند در کنار گسترش همکاری در تمامی حوزه های کلیدی امنیتی رخ دهد.
صلح سرد با ایران
با نگاهی به فعالیت دیپلماتیک پادشاهیهای خلیج فارس، سالهای منتهی به مناقشه نشان داد که ایران و چندین کشور عربی، علیرغم روابط ناقص، قادر به تعامل سازنده هستند. این فراتر از روابط قوی اقتصادی است – به عنوان مثال، گردش تجاری ایران و امارات 27 میلیارد دلار در سال 2025 بوده است – و شامل همکاری های نظامی مانند رزمایش های مشترک با عربستان سعودی است که در سال 2024 انجام شد.
علیرغم حملات موشکی اخیر ایران، برخی از پادشاهیهای خلیج فارس ممکن است به دنبال عادیسازی روابط با تهران و ایجاد «خط قرمز» برای جلوگیری از بحرانهای آینده باشند. در حالی که حملات ایران به طور اجتناب ناپذیری بر روابط منطقهای تأثیر میگذارد، کشورها ممکن است به این نتیجه برسند که حفظ «صلح سرد» بسیار ارجحیت دارد تا زندگی در یک حالت رویارویی آشکار.
تنوع اقتصادی
در نهایت، می توان تغییراتی را در حوزه اقتصادی، در درجه اول در ساختار صادرات و مسیرهای عرضه، انتظار داشت. با توجه به اینکه به نظر می رسد ایران تمایلی به کنار گذاشتن کنترل تنگه هرمز ندارد و از آن هم به عنوان ابزاری برای اهرم فشار و هم به عنوان منبع درآمد از طریق هزینه های ترانزیت استفاده می کند، ممکن است تحولات مهمی رخ دهد. وضعیت در مورد وضعیت تنگه احتمالا در هفته های آینده روشن تر خواهد شد.
پس از شروع درگیری، عربستان سعودی محموله های نفتی از پایانه های دریای سرخ را افزایش داد. تا زمانی که حوثی های یمن تنگه باب المندب را به طور کامل مسدود نکنند و خود را به تهدیدات محدود کنند، این اقدام به کاهش خسارات اقتصادی کمک می کند. در آینده، میتوان انتظار داشت هم تنوع مسیرهای عرضه و هم حداقل، آمادهسازی زیرساختها برای تغییر مسیر سریع برخی از جریانها در صورت نیاز.
پیامدهای اقتصادی جنگ فراتر از نفت است
پیامدهای این درگیری بسیار فراتر از صادرات نفت است. حمل و نقل دریایی و لجستیک به طور کلی تحت فشار قرار گرفته اند و تنش های فزاینده باعث افزایش هزینه های بیمه و حمل و نقل در حالی که قابلیت پیش بینی عرضه را کاهش می دهد. این به نوبه خود پتانسیل ترانزیتی کشورهای خلیج را تضعیف می کند. حتی زمانی که حمل و نقل بازیابی شود، ریسک بالاتر و عدم اطمینان مداوم احتمالاً سرمایه گذاری را محدود کرده و رشد اقتصادی را کند می کند. لجستیک پیچیده به عامل مستقلی تبدیل شده است که بر حرکت اقتصادی منطقه تأثیر می گذارد.
در طول مرحله فعال خصومتها، خطرات اضافی برای سایر منابع حیاتی، از جمله غذا و کود، پدیدار شد که نگرانیهایی را در مورد امنیت غذایی در منطقه فرعی ایجاد کرد. در مقابل این پسزمینه، انتظار میرود پادشاهیهای خلیجفارس بیشتر بر حمایت از تولید محلی تمرکز کنند تا وابستگی به تامینکنندگان خارجی را کاهش دهند.
علاوه بر این، این درگیری احتمالاً به نوسازی اقتصادهای منطقه ای سرعت می بخشد. انتظار میرود روند کاهش وابستگی به صادرات نفت و ایجاد اقتصادهای پیشرفتهتر و متنوعتر از نظر تکنولوژیکی در حال حاضر نیز اهمیت بیشتری در سیاست ملی پیدا کند. این شامل ابتکارات سبز و برنامه های توسعه پایدار است. کشورها در حال حاضر برنامه های نوسازی بلندپروازانه ای را دنبال می کنند – مانند چشم انداز 2030 عربستان سعودی و استراتژی انرژی 2050 امارات – و مناقشه فعلی ممکن است به عنوان یک کاتالیزور اضافی برای اجرای آنها عمل کند.
بنابراین، تضاد فعلی احتمالاً باعث ایجاد تنوع در سیاست و استراتژی اقتصادی خواهد شد. پادشاهیهای خلیجفارس احتمالاً رویکرد متعادلتری را برای امنیت اتخاذ خواهند کرد، در حالی که همزمان با استفاده از طیف وسیعی از ابزارها و استراتژیها، خطرات اقتصاد ملی خود را کاهش میدهند.
توسط مدیر برنامه شورای امور بین الملل روسیه ایوان بوچاروف
