علمای شیعه توصیف کنید خمس، مالیات مذهبی شیعیان بر درآمد مازاد مشتق شده است از قرآن 8:41، به عنوان ابزار عدالت اجتماعی. در آموزه های اسلامی، بازتوزیع و مراقبت از قشر آسیب پذیر را منعکس می کند. خمس صرفاً از مرجعیت دینی حمایت نمی کند. آن را نهادینه می کند اقتدار در سراسر مرزها بدون محدودیت حاکمیت دولت.
برای سلسله مراتب روحانی، به عنوان شکلی از حاکمیت غیرسرزمینی عمل میکند و به مقامات اجازه میدهد تا قدرت مالی را در فراسوی مرزها بدون تکیه بر نهادهای سیاسی رسمی اعمال کنند. مؤمنان تقسیم کنید خمس به دو بخش: سهم الامام، توسط حقوقدانان ارشد اداره می شود و سهم الساداتکه از نوادگان نیازمند حضرت محمد حمایت می کند. روحانیون جمع می کنند و توزیع کنید این بودجه از طریق شبکه های فراملی که جوامع را به مقامات روحانی مرتبط می کند، تامین می شود. در انجام این کار، خمس رفاه را حفظ می کند در حالی که ساختار دهی اقتدار به روشی که عملکردهای اصلی دولت مدرن را به موازات خود انجام می دهد.
اقتدار به سمت بالا جریان می یابد و تصمیم گیری را در راس و تصمیم گیری متمرکز می کند خمس کمتر شبیه خیریه و بیشتر شبیه به حکومت متمرکز عمل می کند.
روحانیون ارشد مانند آیت الله العظمی علی سیستانی و مرحوم آیت الله علی خامنه ای بنشین در مرکز این سیستم منصوب می کنند وکیلبرای جمع آوری خمس به صورت محلی خیرین به نمایندگان پرداخت می کنند یا وجوه را به دفاتر اداری می فرستند. وکیلز بخشی را برای استفاده محلی حفظ کنید و به جلو بقیه به مقامات مرکزی که هزینه ها را تعیین می کنند. بر خلاف مالیات دهندگان، کمک کنندگان حق اظهار نظر کمی دارند. اختیار جریان می یابد به سمت بالا، تمرکز تصمیم گیری در بالا و تصمیم گیری خمس کمتر شبیه خیریه و بیشتر شبیه به حکومت متمرکز عمل می کند.
بازیگران نهادی بزرگ عمیق تر کردن این ساختار بنیادهای حرم و امانت های مذهبی حوزه های علمیه، مساجد و خدمات اجتماعی را تامین مالی می کنند، اما به ندرت حساب های مالی حسابرسی شده را منتشر می کنند. موسسات خیریه خصوصی و گروه های دیاسپورا، اغلب با تایید روحانی، کانال خمس به آموزش و رفاه، با پاسخگویی که بر اساس مقررات کشور میزبان شکل گرفته است.
سیستم نیز قطع می کند با بازیگران مرتبط با دولت به طرق بعدی. پرونده های حقوقی و تجزیه و تحلیل سیاست نشان می دهد که سازمانهایی مانند سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و حزبالله، گاهاً آنها را در خود جای دادهاند خمس– مشارکت در اکوسیستم های تامین مالی گسترده تر. این همپوشانی تمایز بین الزام دینی و ابزار ژئوپلیتیکی، تعبیه را محو می کند خمس در ساختارهای گسترده تر طرح قدرت منطقه ای.
مقامات دفتری کنترل تخصیص را حفظ می کنند. آنها حوزه های علمیه، برنامه های رفاهی و زیرساخت های مذهبی را تأمین مالی می کنند و گاهی از بسیج حمایت می کنند. در جریان درگیری 2014 علیه دولت اسلامی، مقامات روحانی در عراق کارگردانی کرد خمس– منابع مرتبط با بسیج داوطلبانه، نشان می دهد که چگونه کنترل بر وجوه، بسیج را قادر می سازد، یکی از ویژگی های اصلی قدرت حاکمیتی.
شفافیت باقی می ماند محدود است. دفاتر اداری و امانت ها بودجه عمومی را آزاد نمی کنند و هیچ ارگان مستقلی حسابرسی مالی آنها را انجام نمی دهد. سوابق وجود دارد اما افشای آن نادر است. در نتیجه، تنظیم کننده ها و اهداکنندگان مبارزه برای ردیابی جریان های مالی خمس خارج از چارچوب های نظارت استاندارد عمل می کند و به جای پاسخگویی رسمی بر اعتماد تکیه می کند. این عدم شفافیت به سیستم اجازه می دهد تا فراتر از دید نظارتی که نهادهای دولتی مدرن را محدود می کند، عمل کند.
مسئله خود عمل دینی نیست، بلکه کارکردهای حکومتی است که آن را قادر می سازد.
تحریم های بین المللی دارد تغییر شکل داده است این پویایی ها مقررات ایالات متحده محدود کردن معاملات با نهادهای مرتبط با مقام معظم رهبری ایران، که برخی از نقل و انتقالات را غیرقانونی می کند. کمک کنندگان به طور فزاینده ای به روش های غیررسمی مانند نقل و انتقالات نقدی برون مرزی و حواله شبکه ها، نشان می دهد که چگونه وجوه از طریق کانال های غیر شفاف حرکت می کنند. تحریم ها به جای از بین بردن این سیستم، آن را به اشکال غیررسمی و انعطاف پذیرتر سوق داده است و استقلال آن را از زیرساخت های مالی تحت نظارت دولت تقویت کرده است. سیستم های بانکی رسمی سوابق قابل ردیابی را تولید می کنند، اما مکانیسم های غیررسمی این کار را نمی کنند. همانطور که تراکنش ها به خارج از کانال های تنظیم شده حرکت می کنند، مقامات جریان های مالی را از دست می دهند. تحریمها، تأمین مالی رسمی را محدود میکنند و در عین حال، اشکالی از اعطای دینی را تشویق میکنند که نظارت بر آن سختتر است.
با وجود این چالشها، خمس به تأمین مالی خدمات اجتماعی ضروری در جوامع شیعی، حمایت از مدارس، درمانگاهها و رفاهی که ظرفیت دولتی ضعیف است، ادامه میدهد. با این حال، این سیستم به طور فزاینده ای کمتر مانند خیریه غیرمتمرکز و بیشتر شبیه یک ابزار متمرکز قدرت رفتار می کند. سوال این نیست که آیا خمس در خدمت یک هدف اجتماعی است. این کار را انجام می دهد. مسئله واقعی این است که چه نوع قدرتی دارد را قادر می سازد و چگونه آن قدرت در فراسوی مرزها عمل می کند.
مسئله خود عمل دینی نیست، بلکه حاکمیت بر آن عمل می کند را قادر می سازد. دولتها میتوانند شفافیت را از طریق افشاگری یا ممیزی تشویق کنند، در حالی که تنظیمکنندهها میتوانند مسیرهای قانونی کمکهای بشردوستانه را روشن کنند. رژیم های تحریم باید شامل شود معافیت ها برای استفاده های خیریه تایید شده تحت چارچوب های نظارت شده بدون تقویت شبکه های مالی غیرشفاف.
خمس در تقاطع ایمان، مالی و قدرت قرار دارد. شبکههای آن رفاه را در سراسر مرزها ارائه میکنند، اغلب در جاهایی که دولتها کوتاهی میکنند. در عین حال، خمس موسسات روحانی را قادر می سازد تا از قدرتی استفاده کنند که شبیه حکومت داری بدون سرزمین است. مستقیماً با دولت مقابله نمی کند. آن را، کارکرد به کارکرد، در حوزه ای موازی که بر مبنای مشروعیت دینی استوار است، تکرار می کند. بدون شفافیت بیشتر، خمس به عنوان یک سیستم حکومتداری بادوام که در سایه دولت عمل می کند – با پیامدهای ژئوپلیتیکی قابل توجهی به کار خود ادامه خواهد داد.
