بیش از یک قرن است که ارتش ایالات متحده اعلامیههای تبلیغاتی را به داخل میفرستد عمدی عملیات روانی یا سایوپ برای دستیابی به موفقیت در جنگ. اما سوال کلیدی پشت این تلاش بی پاسخ مانده است: آیا حتی کار می کند؟
در سال 1918، ایالات متحده بیش از 3 میلیون اعلامیه را با هواپیما و بالون هیدروژنی در پشت خطوط دشمن منتشر کرد. با خوشحالی آنها دریافتند که این اعلامیه ها به کاهش روحیه و انسجام واحد در بین آلمانی ها در جنگ جهانی اول کمک کرد. یا داستان همینطور پیش می رود.
بین سالهای 1942 و 1945، بیشتر این تلاشها از طریق این سازمان هماهنگ شد دفتر اطلاعات جنگ. انداختن اعلامیه های تبلیغاتی نه تنها در جنگ جهانی دوم، بلکه در هر جنگ بزرگی که ایالات متحده از آن زمان تاکنون در آن شرکت داشته است، ادامه یافت.
با تشکر از خجستان، یک گروه آرشیو دیجیتال مستقر در نیویورک، بسیاری از این جزوات اکنون در یک نمایشگاه تعاملی با عنوان دفتر اطلاعات جنگ (OWI) در پایونیر ورکز در بروکلین به نمایش گذاشته شده است.
از سال 2022 خجستان که حفظ می کند «هنر، واژهها و رسانههای جوامع فراموششده یا ساکتشده، از سند تا مغرب»، صدها اعلامیه تبلیغاتی از جنگهای ایالات متحده در عراق، افغانستان و لیبی را به همراه مجموعهای از اعلامیههایی که در طول جنگ جهانی دوم در مورد ژاپن ریخته شده است، جمعآوری کرده است.
در حالی که روایت رسمی این است که اعلامیه روانی بسیار موفق است، اسناد داخلی تصویر پیچیده ای را نشان می دهد. یک مثال اکنون است گزارش 1971 از طبقه بندی خارج شده است از نیروی هوایی ایالات متحده که موفقیت های احتمالی روانی ها را در ویتنام به چالش کشید.
در آن جنگ، میزان کاغذی که از آسمان جنوب شرقی آسیا میافتاد، بسیار زیاد بود. از سال 1968 تا 1971، ایالات متحده و دولت ویتنام جنوبی سقوط کرد این گزارش میگوید سالانه حدود 5 میلیارد اعلامیه در ویتنام، کامبوج و لائوس منتشر میشود که آنها را «به تعداد انگشت شماری در 0-2Bs (نوعی هواپیما) توزیع میکنند یا بهطور عمده در محمولههای 12 میلیونی از C-130 که به درستی به عنوان «بمبافکنهای بیاس» شناخته میشوند.
چرا مزخرف؟ را سند نیروی هوایی دریافتند که اعلامیهها «اغلب قوانین ابتدایی متقاعدسازی را نقض میکنند و بنابراین فاقد اعتبار هستند». آنها «یک قاعده اساسی» متقاعدسازی را نقض کردند، یعنی اینکه «ادعاهای مربوط به خود یا دشمن نباید به طور گسترده ای از واقعیت ها به گونه ای که جمعیت هدف آنها را می بیند، متفاوت باشد». پس از بررسی دقیق مصاحبه با اسیران جنگی دشمن، نیروی هوایی متوجه شد که از اعلامیه ها دقیقاً همانطور که در نظر گرفته شده بود استفاده نشده است.
“یکی از اسرا (اسیر جنگی) توضیح داد که چرا در زمان اسارت دو اعلامیه در اختیار داشت.” گزارش می گوید“آنها “به عنوان کاغذی حمل می شدند که منبع می توانست سیگارهای خود را با آن بچرخاند.” منبع دیگری توضیح داد که همه افراد واحد او “از جمله کادر، از اعلامیه ها به عنوان دستمال توالت استفاده می کردند.” سربازان در برخی واحدها اعلامیه ها را به عنوان یادگاری جمع آوری کردند.»
با وجود این افشاگری ها، ارتش به انتشار اعلامیه ادامه داد. در جنگ خلیج فارس در اوایل دهه 1990، ایالات متحده 29 میلیون اعلامیه تولید کرد و بر اساس یک گزارشمجموع پیامهای روانشناسان در طول جنگ «تقریباً 44 درصد از ارتش عراق را متقاعد به فرار، بیش از 17000 نفر برای فرار و بیش از 87000 نفر را برای تسلیم متقاعد کرد».
درک این اعداد و ارقام سخت به نظر می رسد، اما عموم مردم آمریکا برای هر نوع قضاوتی به این برگه ها دسترسی چندانی ندارند. این یکی از تضادهای ژانر است. اعلامیه ها به نام مردم آمریکا صحبت می کنند اما تقریباً هرگز توسط آنها دیده نمی شود. از سوی دیگر، همان اعلامیهها برای افغانها، عراقیها و بسیاری دیگر که به طور معمول با ایالات متحده بهعنوان تودهای کاغذ و بمب مواجه میشوند که بیپایان از آسمان میافتد، به اقلام عادی تبدیل شد.
وقتی از سعدخان، بنیانگذار خجستان میپرسم که چرا شروع به جمعآوری تبلیغات جنگ کرد، پاسخ او ساده است: «من از جنگ آمدهام». خان که در پاکستان به دنیا آمده و بزرگ شده است، توضیح داد که چگونه به همراه مادر و خواهرانش در اسلام آباد بوده است که یک بمب گذاری توسط دولت اسلامی در آن نزدیکی رخ داد. او می گوید: «ما آن را شنیدیم. “این بخشی از زندگی لعنتی است.”
به گفته خان، نام خجستان از شهری میآید که زمانی در نزدیکی هرات، افغانستان قرار داشت، اگرچه آرشیو عمداً امروزی است و بر “افرادی که در زندگی واقعی فضا نمیافتند” تمرکز دارد.
در سال 2016 به عنوان یک حساب کاربری اینستاگرام شروع به کار کرد و به یک مخزن چشمگیر تبدیل شده است «ناخواسته، غیر ضروری، غیرمعمول، ناخوشایند» از جمله مستندی در مورد زندگی پنهان “دختران نمایشیدر پاکستان، یک هوموروتیک کتاب عکس درباره خرده فرهنگ مردانه ایرانی،لکه دار شدنگذرا از جنوب آسیا و خیلی چیزهای دیگر.
در پایونیر ورکز، دفتر اطلاعات جنگ (OWI) یک دفتر چوبی مربوط به دوران قبل را بازسازی می کند. دو پوستر تبلیغاتی واقعی آمریکایی که از مجاهدین در افغانستان در مبارزه با شوروی حمایت می کنند، بر روی یک دیوار آویزان شده است. یک تلویزیون باستانی در اتاق نشسته و کلیپ های Pals and Everyone Loves Raymond را به صورت حلقه پخش می کند. کابینهای که به نظر میرسد زمانی غنائم دبیرستان را به نمایش میگذارد، یافتههای تبلیغاتی کمیاب، از جمله نسخهای از الفبای جهاد را به نمایش میگذارد. (الفبای جهاد یک پروژه USAID بود از اوایل دهه 1980 که به کودکان یاد می دهد که چگونه به پشتو و دری، دو زبان اصلی افغانستان، از طریق معابر ضد شوروی و تصاویر موشک ها، تانک ها و مین های زمینی بخوانند. این برنامه اکنون خجالت آور تلقی می شود، هزینه این برنامه 51 میلیون دلار بوده و از سال 1984 تا 1994 اجرا شد.)
در همین حال، هزاران کپی از اعلامیه های واقعی در سطح نمایشگاه پخش می شود و هر 10 دقیقه یک بار موارد جدید چاپ می شود. بازدیدکنندگان می توانند بروشور را بگیرند و شماره قرار داده شده در گوشه کاغذ را روی رایانه های قدیمی اتاق وارد کنند و ترجمه مورد و جزئیات آن را پیدا کنند. بروشورهای تبلیغاتی جنگ جهانی دوم که ایالات متحده به ژاپن انداخته بود، روی دیوار راهرو آویزان است. تمام دیوارها با رنگ زرد روشن تام و جری رنگ آمیزی شده اند. خان که در کنار جوی کریکی و آماد انصاری نمایشگاه را بر عهده داشت، میگوید: «سربازی بسیار مهم است. “حتی در جنگ، زندگی ادامه دارد.”
هنگام بررسی برگه ها، الگوها به سرعت ظاهر می شوند. آنهایی که روی ژاپن ریخته می شوند به طرز وحشتناکی شبیه تهدیدهای امروز دونالد ترامپ علیه رهبری ایران هستند. یکی از اعلامیهها، در یک نقاشی قرمز و سفید دراماتیک، مردمی را نشان میدهد که در ترس مرگ از ساختمانهایی که در شعلههای آتش فرو میریزند، فرار میکنند. در متن پشت این اعلامیه آمده است: “آیا صدمات بزرگی را که زلزله سال 1923 به کشورتان وارد کرد را به خاطر دارید؟ آمریکا قادر است زلزله هایی ایجاد کند که صدمات هزار برابری به بار آورد… خانه های شما ویران می شود، کارخانه ها ناپدید می شوند و خانواده تان کشته می شوند. به سبک آمریکایی زلزله دقت کنید، شما متوجه خواهید شد که چه زمانی رخ خواهد داد!”
بروشورهایی که در عراق ریخته میشوند معمولاً حاوی متن بیشتری نسبت به آنچه در افغانستان میافتند، بیشتر بر روی تصاویر تمرکز میکردند. (احتمالاً این نشان دهنده سطح بالای سواد عراق است.) هم اسامه بن لادن و هم صدام حسین اغلب کاریکاتور می شوند. اعلامیه های دیگر همکاری با مقامات آمریکایی را توصیه می کنند یا بر پیوندهای برادری بین گروه های قومی تأکید می کنند، اگرچه به سختی نمی توان بخش قابل توجهی از تصاویر را تحقیرکننده، اگر نه کاملاً متعصبانه دید. با نزدیکتر شدن به دوران ما، جزوهها نیز با تصاویر بیشتر به سبک انیمه پر میشوند.
همه این مطالب تبلیغات “سفید” در نظر گرفته می شود. در میان متخصصان روانشناسی، تبلیغات است تقسیم شده است به انواع سفید، خاکستری و سیاه. تبلیغات سفید پیامی آشکار دارد که مبلغ معتقد است درست است. منبع نیز به وضوح مشخص شده است. تبلیغات خاکستری تلاشی برای شناسایی یا پنهان کردن منبع خود نمی کند. مبلغ ممکن است به حقیقت پیام اعتقاد داشته باشد یا نباشد. تبلیغات سیاه عمداً منبع خود را پنهان می کند، وانمود می کند که از دیگران است، و به هیچ معیاری از صداقت پایبند نیست.
اما فقط به این دلیل که این اعلامیه ها تبلیغاتی “سفید” هستند به این معنی نیست که آنها بی گناه هستند. آنها زیر بار فرضیات خودشان هستند. خان میگوید: «انسانزدایی در هسته اصلی این کار است. فکر میکنید که میتوانید سر مردم اینطوری لعنت کنید و فکر کنید که نظرشان تغییر خواهد کرد. این همان ایده (با آمریکاییها در) ایران است. شما همه این افراد را ترور خواهید کرد و سپس (باور کنید) مردم برای آزادی و آزادی بیرون خواهند آمد؟ نژادپرستی در این وجود دارد. این برای من جالب است.»
نمایشگاه خجستان مستقیماً به این سؤال پاسخ نمی دهد که آیا چنین اعلامیه هایی می توانند به موفقیت در میدان نبرد کمک کنند، اما نزدیک است. خان میگوید: «این برگهها فقط زباله هستند، مثل روی زمین. “آیا آنها حتی موثر هستند؟” او می پرسد، قبل از اینکه به سوال خود پاسخ دهد. «آنها را انداختند تا پس از جنگ، در کنگره، وقتی آن مرد را احضار کردند، او میگوید: «قبلاً اعلامیهها را انداختیم (ما آنها را بمباران کردیم.»» خان مکث میکند. “این برای آمریکایی ها منفعت طلبانه است، مانند نحوه بمباران آمریکا و سپس ارسال غیرانتفاعی. این بخشی از آن سیستم است.”
