اروپا مدتهاست که خود را به عنوان یک قدرت استراتژیک جهانی با آژانسی برای شکل دادن به سرنوشت خود تصور کرده است. با این حال، چشمانداز ژئوپلیتیکی سالهای اخیر واقعیت بسیار ناراحتکنندهتری را آشکار کرده است.
چه اروپایی ها بخواهند و چه نخواهند، ثبات اقتصادی اتحادیه اروپا (EU) به طور فزاینده ای توسط نیروهای خارج از مرزهای آن تعیین می شود.
در شرق، جنگ در اوکراین چشم انداز انرژی و امنیت اروپا را به روسیه محدود کرده است. به سمت جنوب، یک گسترش درگیری بین اسرائیل و ایران شروع به گره زدن آینده اقتصادی اتحادیه به تصمیمات اتخاذ شده در اورشلیم می کند.
این تغییر ساختاری است تا ایدئولوژیک. جنگی که ایران را درگیر می کند بلافاصله در بازارهای جهانی انرژی بازتاب پیدا می کند. ایران در نزدیکی یکی از حیاتی ترین گذرگاه های دریایی برای تجارت جهانی نفت قرار دارد. حتی احتمال اختلال، بازارها را دچار آشفتگی می کند.
اروپا به ویژه در برابر این شوک ها آسیب پذیر است. پس از قطع اتکای خود به گاز خط لوله روسیه پس از تهاجم به اوکراین، این قاره بخش عمده ای از این عرضه را با گاز طبیعی مایع گران تر و واردات از تامین کنندگان دور جایگزین کرد.
در نتیجه، اروپا اکنون عمیقاً در معرض نوسانات بازارهای جهانی انرژی قرار دارد.
اگر درگیری بین اسرائیل و ایران ادامه یابد یا تشدید شود، قیمت انرژی تقریباً افزایش بیشتری خواهد داشت.
هزینههای حمل و نقل افزایش مییابد، تاجران در ریسک ژئوپلیتیکی قیمت میگذارند و عرضه نامشخصتر میشود. پیامدهای اقتصادی به سرعت به اروپا می رسد.
قیمت های بالاتر انرژی باعث افزایش تورم، تضعیف رقابت صنعتی و کاهش رشد اقتصادی می شود. خانوارها با افزایش قبوض انرژی روبرو هستند و صنایع اروپایی با هزینه های تولید بالاتر دست و پنجه نرم می کنند.
حتی یک اختلال خفیف می تواند اثرات اقتصادی بزرگی در چنین محیطی داشته باشد.
به همین دلیل است که طول مدت جنگ برای اروپا بسیار مهم است. یک تضاد کوتاه ممکن است به بازارها اجازه ثبات دهد.
کمپین طولانی مدت علیه ایران نتیجه معکوس خواهد داشت. تداوم بی ثباتی در بازارهای انرژی می تواند سال ها بر اقتصاد اروپا تأثیر بگذارد و اعتماد به یورو را تضعیف کند.
فشارهای مهاجرتی در پیش است
اما انرژی تنها یک بعد از چالش است. امواج تازه مهاجرت ممکن است به یک پیامد مهم تبدیل شود. ایران کشوری با بیش از 90 میلیون نفر جمعیت است که اقتصاد آن سالها تحت فشار شدید بوده است.
تورم، تحریم ها و ناآرامی های سیاسی استانداردهای زندگی را در سراسر کشور کاهش داده است. یک جنگ طولانی مدت این فشار را به طرز چشمگیری عمیق تر می کند.
اگر درگیری زیرساخت ها را مختل کند یا ناامنی گسترده ایجاد کند، احتمالاً تعداد زیادی از مردم کشور را ترک خواهند کرد. تجربه درگیری های قبلی در سراسر خاورمیانه نشان می دهد که چنین جنبش هایی با چه سرعتی می توانند رشد کنند.
جغرافیا اروپا را مستقیماً در مسیر احتمالی قرار می دهد. هر گونه مهاجرت گسترده از ایران به احتمال زیاد از طریق ترکیه به سمت غرب و به سمت مرزهای جنوب شرقی اتحادیه اروپا حرکت خواهد کرد.
دولت های اروپایی به خوبی از این امکان آگاه هستند.
کشورهایی که در امتداد کریدور مهاجرت قرار دارند، وضعیت را از نزدیک زیر نظر دارند. برای کشورهایی مانند مجارستان، که در مسیر زمینی کلیدی به اتحادیه قرار دارد، چشم انداز یک موج مهاجرت دیگر نشان دهنده یک نگرانی جدی سیاسی و امنیتی است.
بنابراین یک درگیری طولانی مدت در ایران می تواند نه تنها بر اقتصاد اتحادیه اروپا بلکه بر انسجام داخلی آن نیز فشار وارد کند. بحران های مهاجرت بارها اختلافات درون اتحادیه را افشا کرده اند.
هجوم ناگهانی دیگر پناهجویان می تواند این تنش ها را احیا کند.
شوک های انرژی و فشارهای مهاجرت با هم یک واقعیت ژئوپلیتیک قدرتمند ایجاد می کنند. هر دو به شدت به چگونگی درگیری بین اسرائیل و ایران بستگی دارد.
این منجر به یک نتیجه گیری ناراحت کننده می شود. چشم انداز اقتصادی اروپا ممکن است به طور فزاینده ای به تصمیمات استراتژیک اتخاذ شده در اورشلیم بستگی داشته باشد. رهبری اسرائیل تعیین خواهد کرد که آیا جنگ محدود باقی می ماند یا به یک رویارویی طولانی تر تبدیل می شود.
این تصمیمات به طور طبیعی بر اساس اولویت های امنیتی اسرائیل خواهد بود. و پیامدهای آنها فراتر از خاورمیانه خواهد بود.
کنایه قابل توجه است. سالها رهبران اروپایی درباره استقلال استراتژیک و ظرفیت اتحادیه اروپا برای شکل دادن به آینده خود صحبت کردهاند. محیط ژئوپلیتیک کنونی روند مخالفی را نشان می دهد.
حمله روسیه به اوکراین، اروپا را مجبور کرد تا کل سیستم انرژی خود را سازماندهی مجدد کند و آسیب پذیری های عمیقی را در مدل اقتصادی خود آشکار کرد. اکنون، دومین وابستگی خارجی در حال ظهور است.
اگر جنگ با ایران طولانی شود، آینده اروپا به طور فزاینده ای نه با تصمیماتی که در بروکسل اتخاذ می شود، بلکه توسط تصمیماتی که در اورشلیم گرفته می شود، شکل خواهد گرفت.
اروپا اکنون بین دو خط گسل ژئوپلیتیکی قرار گرفته است. در شرق، جنگ در اوکراین محیط امنیتی این قاره را به روسیه مرتبط می کند. در جنوب، رویارویی بین اسرائیل و ایران، ثبات اقتصادی اروپا را به استراتژی نظامی اسرائیل پیوند می زند.
این واقعیت راهبردی است که اروپا باید با آن مقابله کند.
چه بخواهیم چه نخواهیم، آینده اتحادیه اروپا کمتر در بروکسل و به طور فزاینده ای در مسکو و اورشلیم شکل می گیرد. تصمیمات دور از سالن های نهادهای اروپایی اکنون پیامدهای عمیقی برای اقتصاد، امنیت و ثبات سیاسی اروپا دارد.
با گسترش جنگ با ایران، انتخاب های انجام شده در اورشلیم ممکن است بر قیمت انرژی، فشار مهاجرت و ثبات مالی در سراسر این قاره تأثیر بگذارد.
واقعیت ناراحت کننده این است که شکوفایی و انسجام اتحادیه بیش از پیش به درگیری ها و محاسبات فراتر از مرزهای اروپا وابسته می شود.
نویسنده یکی از همکاران ارشد موسسه سیاست مردم یهودی (JPPI) و استاد مطالعات اروپایی و روابط بینالملل در گروه سیاست و دولت در دانشگاه بن گوریون نقب است.