در سال 1979، کهنه سرباز ارتش، دارل فرانک، چمدان های خود را برای اعزام به ایران که هرگز نیامد، بست.
او بخشی از نیروهای آماده لشکر در فورت براگ، کارولینای شمالی بود. واحد او در حال آماده شدن برای پرتاب چتر به خاورمیانه در جریان بحران گروگانگیری در ایران بود، زمانی که شبه نظامیان 52 آمریکایی را در سفارت آمریکا نگه داشتند.
فرانک گفت: “ما همه وسایلمان را آماده کرده بودیم و تماس گرفتیم که به فرودگاه برویم.” و ما را با سیم خاردار و نگهبانان مسلح که در اطراف آن قدم می زدند به این منطقه بردند تا کسی فرار نکند.»
دستورات لغو شد گروگانها سرانجام در سال 1981 آزاد شدند، اما این بحران دوران جدیدی از خصومت بین ایالات متحده و دولت تئوکراتیک آن زمان جدید ایران را رقم زد.
فرانک گفت: «این یک نبرد بود. ما برای آن ثبتنام کردیم و میگفتیم، «آره، این چیزی است که برای آن تمرین کردهایم».
با ادامه یافتن جنگ امروز در ایران، بسیاری از کهنه سربازان مانند فرانک در حال تأمل در مورد جنگ های گذشته و سنجش خطرات پیش رو هستند.
فرانک که اکنون از ارتش بازنشسته شده است، رئیس انجمن کهنه سربازان بومی آلاسکا است. هنگامی که او در کافه ریور سیتی در مرکز شهر فیربنکس قهوه می خورد، گفت ارتش ایران بسیار پیشرفته تر از چهار دهه پیش است.
فرانک گفت: «در طول سالها، آنها این سلاحها و غیره را به دست آوردهاند. آنها در آن زمان از فناوری موشکی برخوردار نبودند – موشک های هدایت شونده یا هر چیزی شبیه به آن.
فرانک گفت که افکارش با اعضای سرویس اعزام شده به منطقه است. او امیدوار است که آنها با سرهای بالا – و بدون آنچه که او “آسیب اخلاقی” می نامد، سالم به خانه برگردند.
فرانک گفت: “شما به آنجا می روید که می دانید این همان چیزی است که برای آن ثبت نام کرده اید.” پشیمان نیستی. تو به سرزمین غریبی می روی، اما این جهنم خیلی بهتر از این است که اینجا بمانی و در وطن خود با آن بجنگی، که در نهایت یکی از همین روزها اتفاق می افتد.
آلاسکا دارای بزرگترین غلظت کهنه سربازان در این کشور، و بومیان آلاسکا این را دارند بالاترین نرخ خدمات در میان هر جمعیتی اما گاهی اوقات، این یک رابطه پیچیده با دولت ایالات متحده است.
برخی از مردم بومی آلاسکا ده ها سال پیش پس از بزرگ شدن در مدارس شبانه روزی که قصد داشتند آنها را به زور جذب کنند، به ارتش پیوستند. از جمله اعضای انجمن کهنه سربازان بومی آلاسکا، هیو واکر، که در دهه 1970 در نیروی دریایی خدمت می کرد.
واکر گفت: «ما به عنوان مردم بومی آلاسکا هنوز با آن دست و پنجه نرم می کنیم.
او گفت که جدا شدن از خانواده و فرهنگ خود در کودکی نشان دهنده احساسات او در مورد جنگ ایران – و رئیس جمهور ترامپ است.
واکر گفت: “من فکر می کنم این یک جنگ نژادپرستانه است.” نه تنها این، بلکه با این سیاست های مهاجرتی – که عمدتاً ضد افراد قهوه ای هستند، واقعاً روی من تأثیر می گذارد، زیرا من محصول خانه شبانه روزی هستم.»
ترامپ اخیراً آتش بس با ایران را گفته است “در حمایت از زندگی است،و هزاران نیروی آمریکایی که در منطقه مستقر شدهاند در آنجا باقی میمانند. اسکات جاستسن کهنهکار گفت که میترسد که جنگ در ایران به یک درهمتنیدگی سالها دیگر در خاورمیانه تبدیل شود – درست مانند جنگی که او در آن خدمت کرد.
در گردهمایی Fairbanks No Kings در ماه مارس، جاستسن با پوشیدن لباس استتار قدیمی ارتش و ماسک تی رکس، از میان جمعیت غوغا کرد و نسخههایی از مجله خود: The American Regressive را پخش کرد.
جاستسن از سال 2005 تا 2012 خدمت کرد و به عراق اعزام شد.
جاستسن گفت: «من پس از حمله به عراق به آن پیوستم و میخواستم درباره جنبه انسانی ارتش بیاموزم. از یک طرف این تمایل وجود دارد که اعضای ارتش را غیرانسانی جلوه دهند، به گونه ای که انگار جانورانی هستند که می خواهند بیرون بروند و مرتکب خشونت شوند.»
جاستسن با جنگ در ایران مخالف است و میداند که این جنگ مورد علاقه آمریکاییها نیست، اما امیدوار است که مردم آن را به سربازان نزنند.
جاستسن گفت: “بعضی از دوستان من آنجا هستند زیرا خانواده دارند و بدهی دارند.” اگر گرفتار بدهی و چیزهای دیگر هستید، صرفاً بر اساس ارزشهای خود دست از کار نخواهید کشید. بنابراین سعی میکنید بهترین استفاده را از آن در مصالحهای روزانه داشته باشید.»
این داستان توسط The پروژه Homefront آمریکایی، یک همکاری رسانه ای عمومی که از زندگی نظامی و کهنه سربازان آمریکایی گزارش می دهد.
