وقتی از 81 گذشتیمخیابان سالگرد پیروزی در اروپا (روز VE، 8 مه 1945) در هفته گذشته، به خاطر داشت که این قاره چقدر خوب از جنگها و درگیریهای بزرگ در قرن گذشته بهبود یافته است، اما این موضوع را نیز به یاد آورد. واقعیت متأسفانه اروپا بار دیگر با چالش های جدی برای رشد و امنیت خود مواجه است.
پس از بمبارانهای گسترده، آلمان تقریباً به طور کامل نابود شد، اما این دشمن اصلی در آن درگیری جهانی سریعتر از آنچه که در آن زمان تصور میشد بهبود یافت، که تا حد زیادی به دلیل کمکهای طرح مارشال و معجزه اقتصادی وزیر دارایی لودویگ ارهارد (“Wirtschaftswunder”) بود. به زودی، خودروهای باکیفیت آلمانی، دوربینها، ماشینآلات و سایر بخشها سریعتر از آنچه که انتظار میرفت از خاکستر بیرون آمدند. ما این درس دردناک را از جنگ جهانی اول آموختیم که دشمن سابق خود را فلج نکنیم، بلکه به آنها کمک کنیم تا بهبود یابند.
پس از سقوط دیوار برلین در سال 1989، اروپا به موازات ایالات متحده به عنوان یک قدرت اقتصادی رشد کرد. با این حال، پس از بحران 2008، اروپا به کندی بهبود یافت. از سال 2010، اقتصاد ایالات متحده به طور قابل توجهی بهتر از اتحادیه اروپا (EU) بوده است. با رشد اسمی آمریکا بیش از دو برابر شده است، از 14.8 تریلیون دلار در سال 2008 به 31.3 تریلیون دلار در حال حاضر، در مقایسه با رشد ضعیف اتحادیه اروپا که تنها 13 درصد (16.4 تریلیون دلار به 18.6 تریلیون دلار) از سال 2008، بدون رشد تقریباً در رکود اقتصادی 2023 تا سال 2023. بهتر است، در مجموع تنها 15 درصد در 17 سال از سال 2008 رشد داشته است).
در وال استریت ژورنال روز اول ماه مه گذشته (جمعه، 1 مه)، جوزف سی. استرنبرگ، اقتصاددان مقالهای با عنوان «وقتی اروپاییها بفهمند چقدر فقیر هستند چه میشود؟» نوشت. او به برخی از اعداد ذکر شده در اینجا به اضافه این اشاره کرد: “از نظر سیاسی، سعادت جهل است. دولت های رفاه اروپایی، با ایجاد زندگی نسبتا راحت برای رای دهندگان، گستره کامل شکاف رفاه اروپا را پنهان می کنند.” بله، خوب است که یک زندگی “راحت” داشته باشید، اما تنها پس از تلاش و مبارزه برای ایجاد پیشرفت، درو کردن “آرامش” بعدا.
استرنبرگ با این هشدار پایان داد: “وقتی بودجه رفاهی تمام شود، سعادت تمام خواهد شد. پس از آن رای دهندگان باید با شکست خود در ایجاد رشد کافی برای پرداخت مزایای اجتماعی مقابله کنند…”
بر اساس داده های بانک جهانی که در نمودار زیر نشان داده شده است، مجموع اتحادیه اروپا در سال 2007 از ایالات متحده فراتر رفت، اما پس از آن اروپا به سرعت از ایالات متحده عقب افتاد و همچنان در دهه 2020 بسیار عقب مانده است.
همانطور که مشخص است، ایالات متحده بین سال 2009 و حمله کووید در سال 2020 دچار رکود نشده است، در حالی که اروپا در سالهای 2010-2012 دچار دومین رکود عمیق فوری شد که به بحران بدهی حاکمیتی که در منطقه مدیترانه اتحادیه اروپا در حال ظهور بود – به اصطلاح «PIGS» وابسته بود. – مخفف پرتغال، ایتالیا، یونان و اسپانیا.
در سال 2008، تولید ناخالص داخلی اتحادیه اروپا و ایالات متحده تقریباً برابر بود، اما اکنون تولید ناخالص داخلی ایالات متحده تقریباً 50 درصد بالاتر از تولید ناخالص داخلی اتحادیه اروپا است.
با محاسبه جمعیت، مقایسه درآمد سرانه حتی بدتر است. طبق گزارش صندوق بین المللی پول، سرانه تولید ناخالص داخلی در حال حاضر در ایالات متحده 94,400 دلار است در حالی که در آلمان 65,300 دلار، در بریتانیا 61,000 دلار و در فرانسه 52,000 دلار است – سه اقتصاد بزرگ اروپا. به طور کلی، تولید ناخالص داخلی سرانه اتحادیه اروپا از 76 درصد سطح ایالات متحده در سال 2008 به نصف امروز کاهش یافته است. اعضای ضعیف رشد خود را متوقف می کنند.
در سال 2024، به گفته گرگ آیپ، نویسنده (“اقتصاد ایالات متحده حاکم است…” در وال استریت ژورنال، 2024)، ایالات متحده “26.3٪ از تولید ناخالص داخلی جهانی را به خود اختصاص داد، که بالاترین میزان در تقریباً دو دهه است.” همانطور که این نمودار دو ساله نشان می دهد، اتحادیه اروپا/بریتانیا تا زمانی که خطوط تولیدشان در سال 2014 از بین رفت، از ایالات متحده پیشی گرفت:
چین تا همین اواخر صعود کرده بود، اما چین به دلیل واقعیت های جمعیتی جدید خود شروع به افت کرده است.
تسلط ایالات متحده از نظر سود بازار سهام حتی بیشتر است. بر اساس گزارش MSCI، از سال 2010، ارزش بازار ایالات متحده (به عنوان درصدی از جهان) از 40٪ به بیش از 60٪ افزایش یافته است.
با محدود کردن دادهها به ایالات متحده در برابر اروپا، این دو بلوک اصلی بازار به مدت دو دهه پس از فروپاشی دیوار برلین، از سال 1989 تا 2009 پشت سر هم افزایش یا کاهش یافتند، اما پس از آن، پیشتاز بازار ایالات متحده، زمان بزرگی را به دست گرفت:
برخی از دلایلی که چرا ایالات متحده احتمالاً در رتبه اول باقی خواهد ماند
یکی از دلایل اصلی که ایالات متحده در حال دویدن دور اروپا است این است ما پیشرفت های فناوری را تشویق می کنیم و از مهاجران استقبال می کنیم بیشتر از هر کشور یا منطقه دیگری. وقتی میبینیم که تقریباً نیمی از بنیانگذاران شرکتهای Magnificent 7 ما مهاجر هستند، این دو نیرو با هم ترکیب میشوند – مانند ایلان ماسک متولد آفریقای جنوبی. جنسن هوانگ، اهل تایوان؛ سرگئی برین، یکی از بنیانگذاران موتور جستجوی اصلی روسی الاصل، به علاوه استیو وزنیاک آمریکایی لهستانی و استیو جابز آمریکایی سوری که 50 سال پیش اپل را تشکیل دادند. ما دو مدیر عامل فعلی شرکت Magazine-7 داریم که در هند متولد شده اند – ساندار پیچای و ساتیا نادلا.
من شرط می بندم که اکثر سرمایه گذاران نمی توانند از هیچ یک از مبتکران فناوری بزرگ مستقر در اروپا (بدون استفاده از هوش مصنوعی یا موتور جستجو) یا هر غول فناوری اروپایی که توسط مهاجران در آنجا تأسیس یا رهبری شود نام ببرند.
مطمئناً، کشورهای دیگر میتوانند فناوری ما را کپی یا بدزدند، اما آیا این کشورهای دیگر نوآوری میکنند یا ایدههای بزرگ جدید خلق میکنند؟ نه خیلی وقت ها، به دلیل کنترل های مرکزی قوی بر بهره وری و بازده خصوصی در آنجا، که نوابغ خلاق آنها را از ثمره خلاقیت ربوده است. خلاق ترین شهروندان آنها به ایالات متحده مهاجرت می کنند
ایالات متحده مهاجران را بهتر از سایر کشورها جذب می کند، به ویژه کشورهایی که در میان رقبای اصلی ما در اروپا و آسیا هستند. وقتی در خیابانهای توکیو یا پکن قدم میزنید، این کاملاً مشهود است.
چرا دیگران را اینقدر خوب جذب می کنیم؟ همانطور که اغلب انجام می داد، رونالد ریگان این را به بهترین وجه در یک سخنرانی در سال 1988 بیان کرد:
“آمریکا نشان دهنده چیزی جهانی در روح انسان است. چندی پیش نامه ای از مردی دریافت کردم که می گفت، “شما می توانید برای زندگی به ژاپن بروید، اما نمی توانید ژاپنی شوید. می توانید به فرانسه بروید تا زندگی کنید و فرانسوی نشوید. می توانید برای زندگی در آلمان یا ترکیه بروید و آلمانی یا ترک نخواهید شد.” اما سپس افزود: “هر کسی از هر گوشه ای از جهان می تواند به آمریکا بیاید تا زندگی کند و آمریکایی شود.” یک فرد با اتخاذ اصول آمریکا، به ویژه آنهایی که در اعلامیه استقلال آمده است، آمریکایی می شود.
این چیزی است که باید در نظر داشته باشیم که در 4 ژوئیه امسال به 250 سالگی اعلامیه نزدیک می شویم.
همچنین، ایالت های آمریکا جنگ داخلی خود را داشتند اما اکنون در صلح زندگی می کنند، ایجاد یک آزمایشگاه رشد بارور، با 50 ایالت که برای جذب مشاغل و جمعیت (یعنی مالیات دهندگان) با هم رقابت می کنند، ایده های بهتری را با ارائه آزادی بیشتر به ایالت خود جلب می کنند، در حالی که این ایالت ها قصد مجازات مشاغل و مردم (با مالیات و مقررات بالا) را دارند به طور کلی جمعیت خود را از دست می دهند. در مقابل، اروپا شکست خورده است، نه متحد.
جهان مدام می گوید که آمریکا ملتی «جوان» است – نه به بلوغ اروپا، اما ما قدیمی ترین و طولانی ترین جمهوری قانون اساسی جهان را داریم، در حالی که اتحادیه اروپا از هم پاشیده به سختی 30 سال دارد، یک تازه کار.
ما به دنیا میگوییم: «به آمریکا بیایید، یا به انتخاب خودتان از ما کپی کنید»، اما اجازه ندهید ایدههای قدیمی شما را فلج کنند.
