انرژی زدایی یک عنصر کلیدی از تمرکز ژئوپلیتیک در حال حاضر است. این امر به ویژه در حال حاضر صادق است، زیرا امنیت انرژی، ایجاد تنوع در مسیرهای عرضه، حفاظت از خطوط کشتیرانی و عایقسازی اقتصادها از اختلال در تنگه هرمز اولویتهای روشنی هستند.
با این حال، شاید آب سزاوار همان نوع توجه متمرکز باشد. سیستمهای آبی خلیجفارس ممکن است حتی از نظر استراتژیک آسیبپذیرتر باشند، در حالی که تنها بخشی از تمرکز بر انرژی را دریافت میکنند.
اگر امنیت انرژی است برای ثبات اقتصادی در خلیج فارس، امنیت آب زیربنای تاب آوری دولت است. این به معنای حفاظت از زیرساخت های آبی است. سرمایه گذاری در سیستم های غیرمتمرکز و مقاوم در برابر آب و هوا با افزونگی و ذخیره سازی داخلی؛ و تقویت حاکمیت از طریق سیستم های تخصیص شفاف، قوانین روشن و مکانیسم های معتبر حل اختلاف.
یک وابستگی خطرناک
آب صرفاً یک موضوع زیست محیطی یا توسعه نیست. این به طور فزاینده ای با ثبات اقتصادی، سلامت عمومی، امنیت غذایی و انعطاف پذیری اجتماعی گسترده تر گره خورده است. شناخت نقاط ضعف و چالش ها برای حفظ امنیت آب ضروری است.
تمرکز قابل توجه آب یکی از مسائل کلیدی است. در سراسر خلیج، ایالت ها به تعداد کمی از کارخانه های نمک زدایی ساحلی وابسته هستند که اکثریت قریب به اتفاق آب آشامیدنی را تامین می کنند. در قطر، بیش از 99 درصد آب آشامیدنی از نمک زدایی می آید این رقم تقریباً می رسد 90 درصد در کویت و 86 درصد در عمان. ایران با فشارهای مشابهی مواجه است 70-80 درصد مصرف آب آن به کشاورزی علیرغم وابستگی فزاینده به واردات مواد غذایی اختصاص یافته است.
اتکا به نمکزدایی یکی از متمرکزترین سیستمهای آبی را در جهان ایجاد کرده است: به شدت متمرکز، انرژی بر، و به شدت آسیبپذیر در برابر اختلال در تعداد محدودی از تأسیسات در معرض.
عوامل دیگر در سراسر منطقه بر خطرات تمرکز تاکید دارند. گرمای شدید فشار زیادی را بر شبکه های برق، سیستم های آب و خدمات عمومی وارد می کند. ذخایر آب زیرزمینی انباشته شده در طول هزاران سال در عرض چند دهه کاهش می یابد، در حالی که سیل ها، طوفان ها و سایر شوک های مرتبط با آب و هوا مکرر و شدیدتر می شوند.
روایت فراتر از جنگ های آب
خطرات عمیقتر را میتوان نه تنها در کمبود آب و زیرساختهای متمرکز یافت. سیستم هایی که منابع آب را در طول دوره های درگیری و بی ثباتی سیاسی مدیریت، توزیع و حفظ می کنند نیز بسیار شکننده هستند.
در عراق، کاهش دسترسی به آب با شکنندگیهای موجود تعامل داشته است تا به ناآرامیهای محلی، آوارگی و فشار بر جوامع آسیبپذیر کمک کند. سالها درگیری و فروپاشی سازمانی باعث شده تا سیستمهای آب وارد کار شوند یمن تا حد زیادی کنترل نشده و کنترل چاه ها و زیرساخت ها توسط بازیگران محلی منجر به استفاده بیش از حد، دسترسی نابرابر و خشونت گاه به گاه شده است. یکی از ساکنان منطقه سیرار آن کشور ارزیابی قدرتمندی ارائه کرد: آب برگشته بود.از منبع حیات به علت مرگ“
با این حال، کاهش این خطرات نه تنها به زیرساختهای قویتر، بلکه به مؤسسات قویتری نیاز دارد که بتوانند در دورههای بحران یا در بازیابی پس از جنگ عمل کنند.
به عنوان مثال، اخیراً در سوریه ارزیابی بیانیه اولویتهای بازیابی دولت نشان داد که بازگرداندن سیستمهای آبیاری در مقیاس بزرگ به سطوح قبل از جنگ کافی نیست. بدون تعدیل تخصیص آب، این مسیر عمل خطر فروپاشی سفرههای زیرزمینی سوریه را به خطر میاندازد.
آسیب پذیری متقابل
چالش های امنیت آب در حال حاضر در حال شکل دادن به پویایی امنیت منطقه ای است. در دورههای تشدید تشدید منطقهای در مناقشه کنونی، ایران تا حد زیادی خودداری کرده است از هدف قرار دادن مستقیم تأسیسات نمکزدایی خلیج فارس، حتی در شرایطی که رهبران آن تهدیدات مکرر در مورد زیرساختهای انرژی و کشتیرانی گستردهتر را تهدید کردهاند.
با این حال مقامات ایرانی نیز سیگنال داده اند حملات به زیرساخت های آب خلیج فارس می تواند رخ دهد، به ویژه در صورت حملات گسترده به زیرساخت های حیاتی خود. کویت گزارش داد حملات پهپادی که به ایران نسبت داده بود در ماه آوریل به دو نیروگاه آب شیرین کن برق آسیب رساند، اگرچه ایران علناً مسئولیت آن را اعتراف نکرد.
در واقع، نوعی آسیب پذیری متقابل در اطراف زیرساخت های نمک زدایی پدیدار شده است. عواقب هدف قرار دادن مستقیم این سیستم ها احتمالاً خواهد بود فاجعه بار نه تنها برای کشورهای مورد حمله، بلکه برای ثبات منطقه ای به طور گسترده تر.
با توجه به آنها نقش اساسی در بقای غیرنظامیان و ثبات اجتماعی، اجتناب از چنین حملاتی یک انتخاب محتاطانه به نظر می رسد. حداقل، طرف های درگیر باید از هدف قرار دادن زیرساخت های غیرنظامی از جمله سیستم های آبی اجتناب کنند.
نحوه خطر زدایی سیستم های آب
در زمینه خلیج فارس، سیستمهای آبزدایی اساساً به معنای کاهش وابستگی به تعداد کمی از نیروگاههای نمکزدایی بسیار در معرض و همچنین ایجاد افزونگی بیشتر در سیستمهای آبی به طور کلی است. گسترش ظرفیت ذخیرهسازی اضطراری، تقویت سیستمهای قدرت پشتیبان، متنوعسازی منابع تامین، و اطمینان از وجود گزینههای جایگزین در صورت آسیب دیدن زیرساختهای حیاتی، بخشهای ضروری این وظیفه هستند.
با این حال، یک «ریسک زدایی» واقعی به چیزهای بیشتری نیاز دارد: سرمایهگذاری در سیستمهای غیرمتمرکزتر و مقاومتر در برابر آب و هوا که در هنگام بحرانها یا درگیریها نسبت به نقاط شکست آسیبپذیری کمتری دارند.
نیروگاه های نمک زدایی در سراسر خلیج به منابع برق ثابت متکی هستند. قطع برق می تواند به سرعت دسترسی به آب را مختل کند. بنابراین ایجاد انعطافپذیری مستلزم هماهنگی نزدیکتر بین برنامهریزی آب، انرژی و اضطراری است.
همانطور که اشاره کردیم، زیرساخت به تنهایی کافی نیست. سیاست آب باید بیشتر با تصمیمات مربوط به انرژی، کشاورزی و برنامه ریزی شهری ادغام شود، به ویژه در سیستم های خلیج فارس که به شدت به هم متصل هستند، که در آن فشار در یک بخش می تواند به سرعت به بخش دیگر سرازیر شود.
دولت ها همچنین باید نهادهای مورد نیاز برای مدیریت عادلانه و موثر آب را از طریق سیستم های تخصیص شفاف، قوانین روشن و مکانیسم های معتبر برای حل و فصل اختلافات ایجاد و حفظ کنند. اطلاعات نیز ضروری است. نظارت و مستندسازی بهتر اثرات بر سیستم های آب از پاسخ های اضطراری و تقویت کلی پشتیبانی می کند. را رصدخانه درگیری و محیط زیست نمونه ای از سازمانی است که نقش مهمی در مستندسازی ابعاد محیطی تعارض داشته است.
در نهایت، انعطافپذیری به طور فزایندهای به هماهنگی منطقهای وسیعتر، از جمله ترتیبات اشتراک آب اضطراری، برنامهریزی اضطراری، و اشتراکگذاری اطلاعات در مورد آسیبپذیریهای زیرساخت و ظرفیت ذخیره بستگی دارد. پایه های این فعالیت از قبل وجود دارد. کشورهای خلیج قبلاً در زمینه مقابله با نشت نفت و خطرات زیست محیطی دریایی از طریق مکانیسم های منطقه ای مانند ROPME پس از جنگ خلیج فارس در سال 1991.
از بحثهای آب سازمان ملل تا مذاکرات آبوهوایی تحت ریاست بعدی COP، فرصتهای متعددی برای ارتقای سطح آب در برنامههای امنیتی و انعطافپذیری گستردهتر وجود دارد. اما انجام این کار مستلزم حرکت فراتر از تعهدات لفاظی است تا اطمینان حاصل شود که سیاستها بر اساس واقعیتهای محلی و پشتوانه منابع کافی است.
در یک محیط ژئوپلیتیکی پراکنده، چنین اشکالی از همکاری عملی به طور فزاینده ای ارزشمند می شوند. آب نباید به عنوان یک موضوع ثانویه تحت الشعاع انرژی یا دفاع قرار گیرد. اکنون برای هر دو مرکز است.
اینکه سیستمهای نمکزدایی خلیج فارس برای حمله مستقیم بسیار خطرناک شدهاند، چیزی جز اطمینانبخش است. بلکه هشداری در مورد آسیب پذیری امنیت آب در منطقه است.
نازنین مشیری مشاور ارشد آب و هوا و صلح در بنیاد برگوف است. او روزنامهنگار سابق و تحلیلگر ارشد آب و هوا در گروه بینالمللی بحران است و به عنوان کارشناس سازمان ملل در سومالی خدمت کرده است.
دکتر بئاتریس موزلو محقق ارشد در چتم هاوس متخصص در امنیت آب، انعطاف پذیری آب و هوا و حاکمیت محیطی است.
منابع: الجزیره انگلیسی; موسسه کشورهای عربی خلیج فارس؛ بنیاد برگوف؛ موقوفه کارنگی برای صلح؛ چتم هاوس; رصدخانه درگیری و محیط زیست; یورونیوز؛ نگهبان؛ ODI جهانی؛ سازمان ملل متحد
اعتبار عکس: دارای مجوز Adobe Inventory

