نکته کلیدی که استراتژی امنیت ملی دولت از آن غفلت می کند این است که بازار نفت جهانی است نه ملی. حتی در شرایطی که رشد انفجاری فراکینگ آمریکا را به تولیدکننده پیشرو نفت در جهان تبدیل کرده است، حتی از عربستان سعودی بزرگتر، قیمت نفت در ایالات متحده همچنان در بازارهای مالی جهانی تعیین می شود، جایی که قیمت ها برای متعادل کردن عرضه جهانی با تقاضای جهانی تنظیم می شوند. این روند تعدیل ناگزیر منعکس کننده تحولات خاورمیانه است، جایی که حدود پنجاه درصد از ذخایر نفت جهان و حدود چهل درصد از ذخایر گاز طبیعی آن واقع شده است. در درازمدت، افزایش منابع تجدیدپذیر انرژی، مانند خورشیدی و بادی، میتواند اهمیت تولیدکنندگان خلیجفارس را کاهش دهد. اما با توجه به اینکه هیدروکربنها در حال حاضر حدود هشتاد درصد نیازهای انرژی جهان را برآورده میکنند که هنوز محقق نشده است.
وقتی از فلاورز، نیم قرن پس از شوک های قیمت نفت در دهه 1970، پرسیدم که چرا بازارهای انرژی هنوز تا این حد به خلیج فارس وابسته هستند، پاسخ او گویا بود. او گفت: “تقاضای نفت همچنان در حال رشد است و عرضه باید از جایی تامین شود: این هسته اصلی آن است.” بسیاری از کشورهای اروپایی و آسیایی هیچ نفتی تولید نمی کنند و چاره ای جز واردات ندارند. واردکنندگان نفت در مجموع حدود چهل میلیون بشکه در روز خریداری میکنند که حداقل پانزده میلیون بشکه آن از خلیجفارس است. اگر بخش بزرگی از این عرضه متوقف شود، مانند زمانی که ایران بلافاصله پس از حمله آمریکا و اسرائیل تنگه را بست، به ناچار تأثیر قابل توجهی بر قیمت ها خواهد داشت. فلاورز خاطرنشان کرد: “شما نمی توانید پانزده میلیون بشکه را یک شبه از دست بدهید و عواقب عمده ای را مشاهده نکنید.”
این تحلیلگر توضیح داد که از زمان شروع جنگ، تأثیر آن بر زنجیره تامین نفت به صورت مرحله ای صورت گرفته است. هنگامی که تنگه بسته شد، بیمهگران از پوشش محمولههایی که به مقصد کانال باریک میرفتند خودداری کردند. او گفت: “کشتی ها نمی توانستند سفر کنند و کل زنجیره تامین مختل شده بود.” با وجود صدها تانکر با بارگیری کامل در دریا، کمبود کشتی های خالی برای حمل محموله های جدید وجود داشت. برای مدت کوتاهی، چهار تولیدکننده پیشرو به غیر از ایران – عربستان سعودی، عراق، کویت و امارات – چاه های خود را به کار ادامه دادند و اجازه دادند نفت در تاسیسات ذخیره سازی خشکی انباشته شود. اما با شروع هفته گذشته بیشتر این امکانات پر شده بود. تولیدکنندگان مجبور شدند عملیات پمپاژ برخی از چاه ها را متوقف کنند و نفت زیر آنها بسته شود. بر اساس محاسبات وود مکنزی، در سراسر چهار کشور، حدود 9 میلیون بشکه نفت در روز در حال حاضر بسته شده است که بیش از هشت درصد کل نفت قبل از جنگ است.
شوک نفتی بیسابقه است – از نظر درصدی بزرگتر از شوکهای دهه ۱۹۷۰ – اما حداقل تا هفته گذشته، آنطور که فلاورز و همکارانش پس از شروع جنگ انتظار داشتند، آشکار شد. با این حال، آنها این احتمال را در نظر نگرفته بودند که درگیری به حملات گسترده به زیرساخت های انرژی گسترش یابد. مدیر اجرایی شرکت دولتی قطر انرژی گفت که حملات موشکی ایران حدود یک ششم تاسیسات LNG این شرکت را نابود کرده است و تعمیر آنها تا پنج سال زمان نیاز دارد. تقریباً در همان زمان، پنتاگون تأیید کرد که هواپیماهای جنگی و هلیکوپترهای آمریکایی در تلاش برای انفجار قایقهای تندرو ایرانی و سرنگونی پهپادهای تهاجمی ایران بر فراز تنگه پرواز میکنند. فلاورز گفت: «در چند هفته اول، میتوان باور کرد که جنگ بسیار کوتاه خواهد بود و تولید نفت میتواند به سرعت پس از پایان آن از سر گرفته شود. “اما این احتمال کمتر و کمتر به نظر می رسد.”
با گسترش خصومت ها، تحلیلگران نفتی برآوردهای خود را از خسارتی که پیش بینی می شود ایجاد کند، افزایش می دهند. در سال 2008، در فضای تقاضای شدید و تولید راکد، قیمت برنت نزدیک به صد و چهل دلار در هر بشکه رسید. هفته گذشته، گلدمن ساکس گفت که انتظار می رود در صورت تداوم تهدید یک اختلال طولانی تر، قیمت از بالاترین حد خود فراتر رود.
برای بسیاری از آمریکایی ها، آشکارترین و فوری ترین اثر شوک قیمت نفت، افزایش قیمت بنزین است. میانگین قیمت گاز در سراسر کشور اکنون نزدیک به چهار دلار است، در حالی که قبل از شروع جنگ کمتر از سه دلار بود. اگر قیمت نفت ادامه پیدا کند، قیمت گاز ممکن است به پنج دلار برسد. اما با گذشت زمان افزایش قیمت نفت هزینه بسیاری از چیزهای دیگر از جمله بلیط هواپیما، پلاستیک و کود را نیز افزایش می دهد. شوکهای نفتی همچنین میتواند سرمایهگذاران را نگران کند – داو برای چهار هفته متوالی سقوط کرده است – و در سالهای اخیر قیمتهای بالای داراییها یک عامل کلیدی برای مخارج مصرفکننده بوده است. علیرغم این علائم هشداردهنده، بسیاری از اقتصاددانان فکر می کنند که اقتصاد امسال بدون رکود به پایان خواهد رسید – برای مثال، گلدمن احتمال توسعه یک اقتصاد را تنها بیست و پنج درصد می داند. اما این فقط حدس و گمان است. همانطور که جروم پاولرئیس فدرال رزرو هفته گذشته گفت، افزایش قیمت نفت نشان دهنده “یک شوک انرژی با اندازه و مدت زمان” است که آنقدر عدم اطمینان ایجاد کرده است که “ما نمی دانیم” چه اتفاقی خواهد افتاد.
