توسط رابرت شیکل، Ph.D.

اروپا علم فوق العاده ای تولید می کند. از زیست شناسی RNA گرفته تا ایمونولوژی، بسیاری از پیشرفت های شکل دهنده پزشکی مدرن در آزمایشگاه های اروپایی سرچشمه می گیرند.
اما ایجاد یک شرکت حول آن علم – تبدیل کشف به درمانی که به بیماران می رسد – از نظر ساختاری دشوار است.
چالش نوآوری نیست. این توانایی تبدیل آن نوآوری به شرکتهایی است که به طور مداوم دارای منابع مالی و مقیاسپذیر هستند.
من به عنوان یک بنیانگذار آن را از نزدیک می بینم. من که در اصل اهل شیکاگو هستم و اکنون شرکت NUAgo Therapeutics در اروپا را رهبری می کنم، بخش قابل توجهی از وقت خود را نه در آزمایشگاه یا با تیمم، بلکه در هواپیما می گذرانم – سفر بین لندن، نیویورک، سانفرانسیسکو، بوستون، و کنفرانس های سرمایه گذار جهانی برای تامین سرمایه مورد نیاز برای پیشبرد کارمان.
این واقعیت الگوی گستردهتری را منعکس میکند: خروجی تحقیقاتی قوی، اما تنگناهای مداوم در افزایش مقیاس مالی، بازارهای سرمایه پراکنده، و دسترسی کمتر ثابت به سرمایه تخصصی و قابل تحمل ریسک مورد نیاز برای ایجاد شرکتها در مقیاس.
شکاف سرمایه در بحرانی ترین مرحله ظاهر می شود
شکاف سرمایه در ابتدا خود را نشان نمی دهد. در وسط خود را نشان می دهد.
اروپا در حمایت از نوآوری در مراحل اولیه عملکرد خوبی دارد. کمکهای مالی، مشارکتهای دانشگاهی، و بودجه اولیه به شرکتها کمک میکند تا از زمین خارج شوند.
اما مشکل از زمانی شروع میشود که شرکتها از مرحله کشف به توسعه میروند – زمانی که آنها نیاز به بودجه مطالعاتی برای فعال کردن IND، ایجاد تیمها و آماده شدن برای آزمایشهای بالینی دارند.
اینجاست که سیستم از هم می پاشد: این یک مشکل تشکیل سرمایه خاص مرحله ای است.
سرمایه اولیه در دسترس است. سرمایه مرحله آخر نیز موجود است. محدودیت بین سری A از طریق توسعه بالینی اولیه، جایی که سرمایه مورد نیاز افزایش مییابد و ریسک بالا باقی میماند، وجود دارد.
در ایالات متحده، یک پایگاه سرمایهگذار عمیق و با تجربه وجود دارد که میداند چگونه میتواند این مرحله را تأمین مالی کند و به تأمین مالی آن در چندین دور ادامه دهد. در اروپا، این استخر کوچکتر، تکه تکه تر و در مقیاس کمتر متمرکز است.
این فقط یک شکاف بودجه نیست. این یک شکاف تداومی است.
بیوتکنولوژی به سرمایهگذاران مکرر نیاز دارد که بتوانند ریسک را در طول زمان بپذیرند، نه فقط شرکتهای بذر و عقبنشینی. بدون این تداوم، شرکت ها مجبور می شوند در هر مرحله سندیکاها را بازسازی کنند و اصطکاک را افزایش دهند و اجرا را کندتر کنند.
در نتیجه، بنیانگذاران زمان فزایندهای را در خارج از بازارهای خانگی خود سپری میکنند و به طور موثر سرمایه را در سراسر مناطق جغرافیایی جمع میکنند تا حرکت خود را حفظ کنند.
تکه تکه شدن باعث افزایش اصطکاک و کاهش سرعت می شود
این چالش با تکه تکه شدن ترکیب می شود.
اروپا یک منطقه علمی بزرگ است، اما یک بازار سرمایه یکپارچه نیست. سرمایه بین کشورها، سیستم های نظارتی و شبکه های سرمایه گذار توزیع می شود.
برای بنیانگذاران، این به معنای پیمایش چندین چارچوب قانونی، انتظارات سرمایه گذار و مسیرهای تامین مالی به طور همزمان است. برای سرمایه گذاران، پیچیدگی هایی را معرفی می کند که کارایی و بازده مورد انتظار را کاهش می دهد.
همچنین به اندازههای دور کوچکتر، مشارکت مداوم کمتر و استقرار سرمایه آهستهتر در مراحلی که سرعت بیشترین اهمیت را دارد، ترجمه میشود.
در مقابل، شرکتها در ایالات متحده اغلب در یک بازار سرمایه واحد و عمیقتر با تراکم و همسویی سندیکایی بیشتر مقیاس میشوند.
این تفاوت مستقیماً بر سرعت سرمایه، ثبات تأمین مالی و توانایی مقیاس بندی کارآمد تأثیر می گذارد.
بیوتکنولوژی نیاز به تداوم دارد، نه بودجه اپیزودیک
Biotech بر اساس تداوم ساخته شده است، نه بودجه اپیزودیک.
توسعه در مراحل مجزا اتفاق نمی افتد. این امر مستلزم سرمایه گذاری پایدار در بازه های زمانی طولانی است، با سرمایه گذاری قبل از نقاط عطف ارزش.
این امر مستلزم سرمایه گذارانی همسو است که سرمایه خود را در چند مرحله متعهد می کنند و موقعیت خود را از طریق توسعه حفظ می کنند.
وقتی بودجه در دورهای پراکنده جمع می شود – با سرمایه گذاران مختلف، جدول زمانی و تحمل ریسک – اجرای یک استراتژی منسجم دشوارتر می شود.
تیم های مدیریتی به جای تمرکز صرف بر پیشرفت علم، مجبورند به طور مداوم بازار را دوباره درگیر کنند و ریسک تامین مالی را در کنار ریسک علمی مدیریت کنند.
این فقط ناکارآمد نیست. این به طور مستقیم بر سرعتی که درمان ها به بیماران می رسد تأثیر می گذارد.
اشتهای ریسک آنچه ساخته می شود را شکل می دهد
بازارهای سرمایه نتایج را شکل می دهند.
این فقط یک تفاوت در تحمل ریسک نیست. این نشان می دهد که ارزش آتی چگونه قیمت گذاری می شود و چه زمانی سرمایه گذاران مایل به پذیره نویسی آن هستند.
در ایالات متحده، سرمایه گذاران بیوتکنولوژی تمایل دارند پتانسیل آینده را زودتر قیمت گذاری کنند، به ویژه برای شرکت هایی که مکانیسم های جدید یا روش های درمانی جدید را دنبال می کنند. پایگاهی از سرمایه گذاران متخصص با تخصص برای پذیره نویسی این ریسک در مراحل توسعه وجود دارد.
در اروپا، آستانه اعتبار سنجی اغلب قبل از تعهد سرمایه بالاتر است، به ویژه در مقیاس.
با گذشت زمان، این پویایی بر جایی که ارزش تسخیر می شود، جایی که شرکت ها در فهرست قرار می گیرند و کنترل استراتژیک در کجا قرار دارد، تأثیر می گذارد.
برای شرکتهایی که روشهای نسل بعدی را توسعه میدهند – چه در RNA، سلولدرمانی یا سرطانشناسی دقیق – این یک محدودیت ساختاری ایجاد میکند. هر چه علم متمایزتر باشد، تأمین مالی محلی سختتر میشود.
جهانی بر اساس ضرورت، نه با انتخاب
فعالیت در سطح جهانی یک ضرورت است، نه یک استراتژی.
برای بسیاری از شرکتهای بیوتکنولوژی اروپایی، جهانی شدن برای دسترسی به سرمایه مورد نیاز برای مقیاسپذیری لازم است. اکتشافات علمی ممکن است در اروپا آغاز شود، اما سرمایه اغلب از ایالات متحده می آید و سرمایه گذاران در مراحل بعدی اغلب خارج از منطقه هستند.
این تصمیمات اساسی را شکل می دهد: کجا باید ترکیب شود، کجا فهرست شود و کجا رهبری ایجاد شود.
برای بنیانگذاران، این به معنای پیمایش چندین سیستم به طور همزمان است: علمی، نظارتی و مالی.
این امر به یک تلاش سرمایه بر و پر ریسک از قبل پیچیدگی می بخشد.
همسو کردن سرمایه با نوآوری
هیچ کدام از اینها قدرت بیوتکنولوژی اروپایی را کم نمی کند. علم در سطح جهانی است. پایه استعداد عمیق است.
اما علم به تنهایی شرکت نمی سازد. ساختار سرمایه انجام می دهد.
برتری علمی اروپا سرمایه جهانی را جذب میکند، اما در مراحلی که برای ساخت شرکت مهم است، کافی نیست. در حالی که اروپا دارای منابع قابل توجهی از سرمایه است، سهم کمتری به طور مداوم به سرمایه گذاری مخاطره آمیز و افزایش مقیاس اختصاص داده می شود.
گلوگاه کشف نیست. این تبدیل به مالی مقیاس پذیر است.
بستن این شکاف به چیزی بیش از تغییر تدریجی نیاز دارد. این امر مستلزم استخرهای عمیقتری از سرمایه تخصصی، تداوم قویتر در سراسر مراحل تأمین مالی، و همسویی بیشتر بین نوآوری و سرمایهگذاری بلندمدت است.
در نهایت، این مربوط به محل استقرار یک شرکت نیست.
این در مورد این است که آیا ما می توانیم علم را با سرعت مورد نیاز بیماران پیش ببریم.
در حال حاضر، بسیاری از بنیانگذاران به اندازه پیشرفتها و پیشرفتها، زمان زیادی را صرف تعقیب سرمایه میکنند. این عدم تعادل قابل حل است، اما تنها در صورتی که آن را به عنوان یک موضوع ساختاری بشناسیم تا یک مسئله منفرد.
بیماران منتظرند و علم آماده است. تشکیل سرمایه نیاز به جبران دارد.
درباره نویسنده:
دکتر رابرت شیکل، مدیر عامل و بنیانگذار NUAgo Therapeutics، یک شرکت بیوتکنولوژی است که بر توسعه درمانهای مبتنی بر RNA کوچک متمرکز است که شبکههای ژن حیاتی بقا در سرطان را هدف قرار میدهد. او با بیش از 15 سال تجربه در زمینه بیوتکنولوژی و داروسازی، استراتژی، توسعه کسب و کار و نوآوری علمی را برای پیشبرد درمان های جدید برای نیازهای پزشکی برآورده نشده رهبری کرده است.
دکتر شیکل تخصص عمیقی را در استراتژی پورتفولیو، بررسی M&A، و ارزش گذاری دارایی به ارمغان می آورد و بیش از 100 ارزیابی را در مناطق بیماری و فرصت های بازار انجام داده است. او استراتژیهای شرکتی و تجاری جهانی را برای شرکتهای علوم زیستی توسعه داده است و به طور گسترده در مجلات معتبر منتشر شده است که نشاندهنده پایه قوی او در کشف و توسعه دارو است.
