مأموریت ما این است که در مورد آنچه مهمتر است گزارش دهیم و فقط به حقیقت توجه کنیم. با این روحیه، ما متعهد شدیم که اطمینان حاصل کنیم که روزنامهنگاری ما برای همه رایگان است، نه اینکه پشت دیوار قفل شده باشد. اما این بدان معناست که ما به حمایت داوطلبانه جامعه خوانندگان خود متکی هستیم. لطفا ساختن الف را در نظر بگیرید کمک مالی کسر مالیات برای حمایت از کار امروز ما.

داستان از فاضلمین الله قاضی زایی و عمران فیروز
کابل- روز سهشنبه، فهرستهای اسامی بر روی تختههای چوبی بیرون دروازههای مرکز توانبخشی امید میخکوب شد، برخی از آنها روی برگههای A4 تایپ شد و برخی دیگر دستنوشته بودند. لبه های آن ها به سرعت در هوای مرطوب پیچید، با باران محو شد و انبوهی از مردان که انگشتان خود را بارها و بارها پایین صفحات می کشند و نام هایی را زیر لب زمزمه می کنند، گویی تکرار ممکن است نتیجه متفاوتی داشته باشد.
پشت دروازه ها، مقامات با لباس های پزشکی سفید اسامی را از طریق یک مگافون می خوانند. در مقابل آنها، جمعیت به جلو هل دادند و منتظر بودند که آیا عضو خانواده آنها مجروح، کشته یا مفقود شده است یا خیر.
شفیق، نوجوانی که کاغذ مچاله شده ای در دست دارد، گفت: «من از جلال آباد آمدم تا پدرم را پیدا کنم. “اسم او دلارام است.” او به شماره ای در لیست اشاره کرد. میگوید او زنده است، اما… نمیدانم کجاست.»
روز دوشنبه، یک حمله هوایی توسط جت های پاکستانی دقیقاً در لحظه ای که صدها بیمار برای افطار جمع شده بودند، مرکز را هدف قرار داد. هیچ آمار رسمی از ابعاد کامل این حمله به دست نیامده است. به گفته حمدالله فطرت، معاون سخنگوی طالبان، در این حمله 400 بیمار کشته و 250 نفر زخمی شدند. اما کادر پزشکی و شاهدانی که اجساد را کنترل کردند، اصرار دارند که تلفات واقعی بسیار بیشتر از آن چیزی است که علناً تأیید شده است. پاکستان هرگونه تخلفی را رد کرده و اصرار دارد که عملیات این کشور مکانهای وابسته به طالبان را هدف قرار داده است.
پرستاری که به دراپ سایت گفت: «اعتصاب در هنگام افطار اتفاق افتاد.» او بلافاصله پس از اعتصاب به محل حادثه رسید. “چند صد بیمار دور هم جمع شده بودند. بسیاری از این افراد مردند. تعداد زیادی مجروح وجود نداشت – اکثراً کشته شدند.”
این مرکز که قبلاً بسیار بیش از ظرفیت مورد نظر خود شلوغ بود، در عرض چند ثانیه به تله مرگ تبدیل شد. این مرکز که در ابتدا قرار بود حدود 1000 بیمار را در خود جای دهد، مدتها بود که شلوغ شده بود. هزاران نفر از دروازههای آن عبور کردند – مردانی که با اعتیاد دست و پنجه نرم میکردند، اغلب توسط خانوادههایی که همه گزینههای دیگر را در کشوری که در آن مراقبتهای بهداشتی به طور پیوسته در حال فروپاشی است، آورده بودند. به گفته مقامات، در زمان وقوع اعتصاب بین 1300 تا 1800 نفر در مرکز توانبخشی تحت درمان بودند.
این پرستار که خواست نامش فاش نشود، گفت: «بسیاری از مردم سوخته و خاکستر شدند. “آتش خیلی زیاد بود. ما نتوانستیم آن را کنترل کنیم.”
دو برادر نزدیک دروازه ایستاده بودند و دنبال مردی به نام جهانکر می گشتند. یکی گفت: «ما او را دو روز قبل از حمله به اینجا آوردیم. او از ذکر نام خود خودداری کرد. بعد از اعتصاب، این مرکز، آغوش و بیمارستان ها را بررسی کردیم، نام او هیچ جا نیست.
در همان نزدیکی، پدری مسن و پسرش خود را برای قدم بعدی آماده کردند. پدر گفت: «نام پسرمان در هیچ فهرستی نیست. “حالا ما به سردخانه می رویم. شاید او جزو ناشناس ها باشد.”
عبدالبصیر وطن، که پسر عمویش ماه ها در مرکز بود، گفت: «شاید او خاکستر شد. ما نمی توانیم جسد او را پیدا کنیم.

روز پنجشنبه، پس از هفته ها حملات مرگبار برون مرزی، آتش بس شکننده ای برای عید – تعطیلات پایان ماه مبارک رمضان – اجرایی شد. اما تقریباً به محض اعلام این خبر، گزارش هایی مبنی بر نقض آتش بس توسط نیروهای پاکستانی منتشر شد. بر اساس اخبار طلوع، دست کم دو نفر بر اثر گلوله باران مرزی پاکستان در ولایت نورستان کشته شدند. کشته شدگان شامل یک پزشک زن و پسر خردسالش بودند که برای جشن عید با خانواده به منطقه سفر کرده بودند.
در قلب این درگیری، خط دیورند، یک مرز 2600 کیلومتری قرار دارد که توسط مقامات استعماری بریتانیا در سال 1893 ترسیم شد و مناطق قبایلی پشتون را قطع می کند. در حالی که پاکستان با آن به عنوان یک مرز بین المللی رفتار می کند، هیچ دولت افغانستان – در گذشته یا فعلی – به طور رسمی آن را به رسمیت نشناخته است. این مناقشه به دههها تنش، ستیزهجویی فرامرزی و ادعاهای رقابتی درباره حاکمیت دامن زده است و این مرز را به یکی از ناآرامترین مرزها در منطقه تبدیل کرده است.
در ماه فوریه، پاکستان عملاً «جنگ علنی» را علیه رژیم طالبان در افغانستان اعلام کرد. از آن زمان ارتش این کشور ده ها عملیات برون مرزی انجام داده است. بر اساس گزارش هیئت معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان (یوناما)، تنها از شامگاه 26 فوریه تا 2 مارس، حداقل 146 تلفات غیرنظامی ثبت شده است که 42 کشته و 104 زخمی به شمول زنان و کودکان هستند. این ارقام اولیه باقی می مانند.
همزمان، نیروهای طالبان حملات تلافی جویانه ای را بر نیروهای پاکستانی در امتداد خط دیورند آغاز کردند. در روزهای اخیر، پس از حمله به بیمارستان توانبخشی، تلفات غیرنظامیان به شدت افزایش یافته است.
برای چندین دهه، پاکستان یکی از حامیان اصلی طالبان بود که در طول شورش آنها علیه نیروهای ایالات متحده و ناتو، پناهگاه و پشتیبانی می کرد. با این حال، این رابطه از زمان بازگشت طالبان به قدرت در سال 2021 به هم ریخته است.
از آن زمان اسلام آباد کابل را به عدم مهار ستیزه جویان تحریک طالبان پاکستان (TTP) که حملاتی را در داخل پاکستان انجام داده است، متهم کرده است. رهبری طالبان این ادعاها را رد کرده و بر حاکمیت خود تاکید کرده است.
در عین حال، پاکستان حملات یکجانبه خود را در داخل خاک افغانستان افزایش داده است. این موضع تهاجمی بازتاب مراحل اولیه «جنگ علیه تروریسم» پس از 11 سپتامبر است، زمانی که عملیات برون مرزی به طور معمول به عنوان ضروری و دقیق توجیه می شد – حتی با افزایش تلفات غیرنظامیان.

این اعتصاب کابل را به شهر جستجوگران تبدیل کرد. کشته شدگان با آمبولانس ها، وانت بارها و خودروهای شخصی به سراسر کابل منتقل شدند. برخی از اجساد سالم بود. خیلی های دیگر نبودند. پرستار به دراپ سایت گفت: «فقط در کلینیک ما، 60 تا 70 جسد داشتیم.
خارج از بیمارستانها، خانوادهها فهرستها، کتابها و تکههای کاغذ، هر سابقهای که ممکن است حاوی نام باشد را بررسی کردند. آنها به دنبال بخشهایی از اطلاعاتی که توسط مقامات، غریبهها یا سایر بستگان ارسال میشد، از مکانی به مکان دیگر نقل مکان کردند.
ساحل، یک نوجوان از کابل، به دنبال برادرش، محمد یحیی، 25 ساله بود که در مرکز یک بیمار بود.
در محل اعتصاب، ساحل آمبولانس هایی را دیده بود که هنوز اجساد را با خود می بردند. اکنون او از طریق سیستم مراقبت های بهداشتی از هم گسیخته شهر – امید، کمپ آغوش، وزیر اکبرخان، و اکنون شفاخانه اورژانس حرکت کرد.
یک دفتر ثبت ضخیم در ورودی باز بود، اما نام محمد در آن نبود. از پشت یک وانت، مقامات به او گفتند که آخرین جایی که باید امتحان کند سردخانه است.
ساحل برای رسیدن به سردخانه معروف به سردخانه، مسیر سیمانی باریکی را در پشت بیمارستان طی کرد. در داخل، اجساد روی تختهای فلزی دراز کشیده بودند و در پارچههای سفید پیچیده شده بودند. برخی قابل تشخیص بودند. خیلی ها نبودند. یکی از افرادی که در جستجوی بستگان خود بود، گفت: «یکی از آنها مانند زغال سیاه سوخته بود. “دیگری چهره نداشت.”
ساحل نتوانست خود را به کشف آنها برساند. دیگران این کار را برای او انجام دادند. هیچکدام برادرش نبودند. رفت و به جستجو ادامه داد.
در خارج، خانوادهها یکدیگر را به سمت بیمارستانها یا سردخانهها هدایت میکردند و در غیاب سیستم متمرکز، شبکههای موقت اطلاعات را تشکیل میدادند.
برخی پیشنهاد ایجاد گروه های واتس اپ برای ردیابی اسامی زنده ها و مردگان را دادند. مردی گفت: “یکی باید همه اسامی را جمع کند.” در طول دهه های گذشته درگیری در افغانستان، جمع آوری اسامی بسیاری از کشته شدگان همیشه یک بار بود و بسیاری از قربانیان بی نام و چهره ماندند.
دولت پاکستان و بسیاری از حامیان آن در رسانههای اجتماعی به شدت اصرار دارند که حمله به سایتهای طالبان حمله کرده و این حادثه به نحوی توسط رژیم ساخته شده است. گفته می شود که حملات هوایی دیگر در همان شب به سایت های نظامی طالبان حمله کرده است. ریاس محمدی که در منطقه دارالامان در غرب کابل زندگی می کند، به دراپ سایت گفت: “ما صدای راکت ها را شنیدیم. چند لحظه بعد متوجه شدیم که آنها دوباره به یک سایت محلی طالبان اصابت کرده اند.” این گونه عملیات ها مورد توجه اندکی قرار گرفت و طالبان به خبرنگاران اجازه ورود به سایت های آسیب دیده را ندادند.
اوضاع در آن سوی شهر متفاوت بود. احمد کریمی، دانشجویی که در نزدیکی سایت زندگی میکند، به دراپ سایت گفت: «ما فکر میکردیم آنها اهداف نظامی را هدف قرار دادند. سپس متوجه شدیم که این کلینیک توانبخشی است.
توماس روتیگ، محقق ارشد افغانستان و یکی از بنیانگذاران سابق شبکه تحلیلگران افغانستان (AAN) در مرکز امید، طالبان به خبرنگاران اجازه داد تا اندکی پس از حمله از منطقه بازدید کنند “این نشان می دهد که آنها چیزی برای پنهان کردن ندارند.” وی تاکید کرد که محدودیتها در مکانهای نظامی واقعی که اخیراً توسط ارتش پاکستان مورد حمله قرار گرفتهاند بسیار شدیدتر است.
برخی معتقدند که پاکستان بر نقشه های قدیمی تکیه می کند. این بیمارستان قبل از اینکه به «امید» که در فارسی به معنای «امید» است، معروف شود، یک پایگاه نظامی آمریکا به نام کمپ فینیکس بود. سال ها پیش، در زمان تهاجم شوروی به افغانستان، مرکز تدارکات بود. اما کمپ فینیکس بیش از یک دهه پیش توسط سربازان رها شد. در سال 2016 توسط اشرف غنی، رئیس جمهور وقت، به مرکز توانبخشی تبدیل شد.
صرف نظر از این که آیا این حمله بر اساس نقشه های قدیمی بوده است یا خیر، این نشان دهنده تشدید رویکرد پاکستان است – رویکردی که به طور فزاینده ای فراتر از درگیری مرزی و در اعماق خاک افغانستان گسترش می یابد.
در غیاب نظارت بینالمللی – بهویژه که جهان روی جنگ ایران متمرکز شده است – حملات پاکستان به پیامدهای بینالمللی منجر نشده است. ُدولت ایالات متحده به پذیرفتن حکومت نظامی حاکم بر پاکستان که در حال حاضر خود را به عنوان شریک مبارزه با تروریسم به واشنگتن پس از خروج از افغانستان در سال 2020 معرفی کرده است، ادامه داده است.
تأسیساتی مانند امید در کشوری که اعتیاد به مواد مخدر افزایش یافته است، به دلیل فقر، آوارگی، دههها جنگ و ادامه تحریمهای اقتصادی ایالات متحده، نقش مهمی ایفا میکند. خانواده ها بستگان خود را به امید بهبودی به آنجا آوردند. شفیق درباره پدرش گفت: «امیدوار بودیم او را دوباره سالم ببینیم.
با نزدیک شدن به عصر، جمعیت شروع به کم شدن کردند. برخی از خانواده ها با پاسخ رفتند. خیلی ها این کار را نکردند. مردی به آرامی گفت: “ما هنوز در حال جستجو هستیم.”
