پس از گذراندن دههها تلاش برای نزدیکتر کردن ترکیه و اتحادیه اروپا، اظهارات اخیر اورسولا فون در لاین را با نگرانی دنبال کردم که ترکیه را در رده ژئوپلیتیکی مشابه روسیه و چین قرار میدهد.
چنین مقایسههایی خطر سادهسازی بیش از حد واقعیت بسیار پیچیدهتری را دارند.
ترکیه یک متحد دیرینه ناتو، یک کشور نامزد اتحادیه اروپا و شریکی است که برای چندین دهه به امنیت، یکپارچگی اقتصادی و ثبات منطقه ای اروپا کمک کرده است. در زمانی که اروپا با چالش های عمیق ژئوپلیتیکی مواجه است، ضروری است که ارزیابی های استراتژیک منعکس کننده این حقایق باشد و از روایت هایی که ممکن است ناخواسته همکاری را تضعیف کند، اجتناب شود.
اتحادیه اروپا اغلب به عنوان “بزرگترین پروژه صلح بشر” توصیف شده است.
این صرفاً لفاظی نیست. این منعکس کننده یک دستاورد تاریخی است: تبدیل قاره ای که زمانی توسط درگیری تعریف می شد به قاره ای که با همکاری و رفاه مشترک شکل می گرفت.
با این حال، امروز، آن پروژه تحت فشار فزاینده ای قرار دارد.
پیامدهای جنگ بین روسیه و اوکراین، چشم انداز امنیتی اروپا را تغییر داده است. سیاست انرژی به یک موضوع فوری استراتژیک تبدیل شده است. سیاست گسترش تحت محدودیت های ژئوپلیتیکی در حال بررسی مجدد است. و در بالکان، شکنندگی مداوم همچنان محدودیتهای تعامل اروپا را آزمایش میکند.
در چنین لحظه ای، یک سوال مشروع مطرح می شود:
آیا اروپا بدون مشارکت عمیق تر با ترکیه می تواند به جاه طلبی های استراتژیک خود به طور کامل عمل کند؟
از چارچوب الحاق تا واقعیت راهبردی
برای سالهای متمادی، روابط ترکیه و اتحادیه اروپا اساساً از طریق فرآیند الحاق – ساختاری، فنی و گاهی اوقات معاملاتی – تعریف میشد.
در حالی که این چارچوب اهمیت خود را حفظ می کند، دیگر دامنه کامل واقعیت های امروزی را در بر نمی گیرد.
ترکیه در حال حاضر نقش مرکزی را در حوزه های متعددی که برای اروپا حیاتی هستند ایفا می کند:
• تنوع انرژی
• مدیریت مهاجرت
•همکاری دفاعی و امنیتی
ثبات منطقه ای در سراسر اروپای جنوب شرقی و فراتر از آن
• اتصال زنجیره تامین
در هر یک از این حوزه ها، ترکیه صرفاً یک همتا نیست، بلکه یک عامل کلیدی است.
جغرافیا یک عامل غیرقابل انکار است. بخش قابل توجهی از منابع انرژی که اروپا به دنبال دسترسی به آن است در مناطقی قرار دارد که از طریق ترکیه به هم متصل هستند. زیرساخت هایی مانند خط لوله گاز طبیعی ترانس آناتولی و کریدور گاز جنوبی نشان می دهد که چگونه وابستگی متقابل قبلاً به واقعیت تبدیل شده است.
این فقط در مورد مسیرهای ترانزیتی نیست.
این در مورد نقش ترکیه به عنوان یک مرکز استراتژیک است که مناطقی را که به طور فزاینده ای برای منافع اقتصادی و امنیتی اروپا محور هستند، به هم پیوند می دهد.
بالکان و نیاز به تعامل هماهنگ
بالکان آزمونی حیاتی برای توانایی اروپا در تبدیل تعهد به ثبات پایدار باقی مانده است.
با وجود حمایت مالی قابل توجه و مشارکت نهادی، منطقه همچنان با نوسانات سیاسی و چالش های ساختاری مواجه است. تحولات اخیر در کشورهایی مانند بلغارستان و رومانی بر اهمیت تلاش های پایدار و هماهنگ تاکید می کند.
در این زمینه، مشارکت ترکیه باید به جای رقابتی، مکمل تلقی شود.
ترکیه با روابط طولانی مدت در سراسر منطقه، از یکپارچگی اقتصادی، توسعه زیرساخت ها و تعامل دیپلماتیک حمایت کرده است. همسویی این تلاش ها با استراتژی های اروپایی گسترده تر می تواند اثربخشی کلی را افزایش دهد.
سوال اصلی این نیست که آیا اروپا یا ترکیه باید رهبری کنند.
به این صورت است که هر دو می توانند برای اطمینان از حفظ و تقویت ثبات، نزدیک تر کار کنند.
حرکت فراتر از تصورات
همچنین مهم است که اذعان کنیم که تصورات، گاهی اوقات روابط ترکیه و اتحادیه اروپا را پیچیده کرده است.
بحث در مورد هویت و تعلق – چه صریح و چه ضمنی – گهگاه ملاحظات استراتژیک را تحت الشعاع قرار داده است.
در زمانی که اروپا با چالشهای پیچیده داخلی و خارجی مواجه است، ارزیابی مجدد اینکه آیا چنین بحثهایی در خدمت منافع بلندمدت اتحادیه است یا خیر، ارزش دارد.
تجربه نشان می دهد که تعامل باعث تقویت درک می شود. در جایی که تعامل وجود دارد، اغلب قدردانی بیشتری از علایق و ارزش های مشترک وجود دارد.
یک رابطه آینده نگر مستلزم حرکت فراتر از فرضیات موروثی به سمت دیدگاهی عملگرایانه و فراگیرتر است.
از همکاری تعاملی تا مشارکت استراتژیک
در سال های اخیر، همکاری بین ترکیه و اتحادیه اروپا اغلب ناشی از نیازهای فوری بوده است – به ویژه در زمینه هایی مانند مهاجرت و مدیریت بحران.
در حالی که این تلاش ها مهم بوده اند، نباید کل رابطه را تعریف کنند.
دامنه – و در واقع نیاز – برای یک رویکرد ساختاریافته و استراتژیک وجود دارد:
•پیشبرد نوسازی اتحادیه گمرکی
تعمیق همکاری در امنیت انرژی و دفاع
تقویت هماهنگی در بالکان و مناطق همجوار
تقویت مجدد گفتگوهای سیاسی از طریق مکانیسم های معتبر و قابل پیش بینی
چنین اقداماتی نه تنها روابط دوجانبه را تقویت می کند، بلکه به انعطاف پذیری استراتژیک گسترده تر اروپا نیز کمک می کند.
یک مسئولیت استراتژیک مشترک
اتحادیه اروپا امروز با محیط جهانی پرمشتری مواجه است – محیطی که با رقابت، عدم اطمینان و تغییر موازنه قدرت تعریف می شود.
در این زمینه، مشارکت اختیاری نیست. آنها بنیادی هستند.
ترکیه ظرفیت خود را برای عمل با انعطاف پذیری و استقلال استراتژیک نشان داده است. این کشور حتی در دورههای سختی و اختلافی به تعامل با اروپا ادامه داده است.
ترکیه با یا بدون پیشرفت در روند اتحادیه اروپا بازیگری مهم باقی خواهد ماند.
در عین حال، به طور فزاینده ای واضح است که توانایی اروپا برای مقابله با چالش های استراتژیک خود – از انرژی گرفته تا امنیت و ثبات منطقه ای – به طور قابل توجهی از همکاری نزدیک با ترکیه سود می برد.
این مسئله وابستگی نیست، بلکه منافع استراتژیک متقابل است.
بنابراین موضوع این نیست که آیا ترکیه به اروپا مرتبط خواهد ماند یا خیر.
این است که آیا اروپا به طور کامل از این مشارکت استفاده خواهد کرد یا خیر.
اگر اتحادیه اروپا به دنبال حفظ و تقویت نقش خود به عنوان نیرویی برای ثبات و صلح است،
به شرکایی نیاز دارد که بتوانند به طور معناداری در این چشم انداز مشارکت داشته باشند.
ترکیه یکی از این شرکا است.
شناخت این واقعیت – و عمل به آن – نه تنها به نفع ترکیه، بلکه به نفع اروپا نیز خواهد بود.
بازدید پست: 298
