تماشای جاشوا جیمز که چمنزار را در تئاتر روباز پارک ریجنت در حال تعلیق در هوای سرد ماه می بود و اعلام می کرد که بازی در جریان است، لذت خاصی داشت. رمز و راز جدید جوئل هوروود، بافته شده از علامت چهار، قبل از بسته شدن در اوایل این ماه، فصل 2026 را با تحسین شایسته باز کرد. این فیلم دیوانهوار، جوی و از نظر بصری خلاقانه بود و کاری را انجام داد که اقتباسهای هلمز همیشه تلاش میکردند. آن دنیایی را که کارآگاه را تولید کرده بود بازجویی کرد تا اینکه صرفاً آن را بپوشاند.
منتقدان خاطرنشان کردند که این تولید توطئه خود را علیه لندنی تنظیم کرد که همه چیز را در سر راهش می بلعید و اسطوره هلمز را از دریچه استعمار، نژادپرستی و طبقه خواند. این قرائت صادقانه کانن دویل است. علامت چهار به گنج دزدیده شده آگرا، شورش هند در سال 1857، و سایه طولانی امپراتوری بریتانیا بر سرزمین هایی که اداره می کرد و تصور می کرد، می پردازد. جواهری که به خیابان بیکر می رسد هرگز فقط یک جواهر نیست. این وزن انباشته ای است که چگونه مرکز امپراتوری پیرامون، به ویژه شرق را دید.
اینجاست که یک داستان کارآگاهی ویکتوریایی برای هر کسی که بخواهد خاورمیانه معاصر را بخواند مفید می شود، و این به خاطر هیچ گنج یا نفرینی نیست. به خاطر روش است.
هولمز به خاطر ذره بین، آهوساز، عبارات جذاب تجلیل می شود. اما دستاورد واقعی او معرفتی بود. او اصرار داشت که قبل از نظریهپردازی، مشاهده کنید، و اجازه ندهید داستانی که میخواهید بگویید شواهدی را که مایل به دیدن آن هستید تعیین کند. او مکرراً به واتسون هشدار داد که تئوریپردازی قبل از دستیابی به دادهها اشتباه بزرگی است، زیرا فرد شروع به پیچاندن حقایق برای تطبیق با نظریهها به جای تئوریها برای مطابقت با واقعیتها میکند.
بسیاری از تفسیرها در مورد اسرائیل این رشته را وارونه می کند. تئوری از قبل ثابت شده است، و منطقه به نقش هایی که نظریه نیاز دارد طبقه بندی می شود. این ادعایی درباره رفتار اسرائیل نیست که افراد منطقی به شدت درباره آن بحث کنند. این یک ادعا در مورد عدسی است که از طریق آن این رفتار گزارش می شود. داستان حل شده ابتدا می رسد، و حقایق به تناسب آن کوتاه می شوند.
یک مثال را در نظر بگیرید که در برابر پیرایش مقاومت می کند. مطالعه ای که در سال جاری منتشر شد، جنگ دوازده روزه 2025 بین اسرائیل و ایران را بررسی کرد و استدلال کرد که بیشتر احساس تهدید وجودی بین این دو، بازخوانی ساده سخت افزار نظامی نیست. این تا حدودی از طریق لفاظی، حرکات نمادین و نشانههای اجباری ساخته شده بود، به گونهای که هر طرف تهدید را به جای اینکه صرفاً در اختیار داشته باشد، اعلام میکرد. نویسندگان این موضوع را با بحران موشکی کوبا مقایسه میکنند، جایی که تبادل مستقیم آنچه را که موضعگیری میتوانست برافروخته باشد خنثی کرد. این یک یافته واقعاً جالب است، زیرا همه را پیچیده می کند. این نشان میدهد که خطر واقعی و همچنین تا حدی خودبخود بوده است، که معضل امنیتی تلهای بود که هر دو طرف به ساخت آن کمک کردند. پوشش مسطح نمی تواند این فکر را حفظ کند. قبلاً تصمیم گرفته شده است که چه کسی چه کسی را تهدید می کند.
دستاورد این نمایشنامه این بود که به چارچوب ویکتوریایی اجازه داد خودش را محکوم کند. هولمز قضیه را حل کرد، اما از تماشاگران دعوت شد تا متوجه چیزهایی شوند که دنیای او از دیدن آن امتناع میکرد، انسانهایی که در پشت اشیای عجیب و غریب، افرادی که داستان امپراتوری بر آنها تحمیل شده بود. این دید دوگانه، که راه حل و نقاط کور آن را به یکباره نگه میدارد، دقیقاً همان چیزی است که وقتی منطقه بهعنوان یک صحنه مورد بحث قرار میگیرد، نه مکانی که مردم واقعی انتخابهای دشواری را تحت محدودیتهای واقعی انجام میدهند.
اگر درسی برای انجام دادن از پارک و گفتمان وجود دارد، این رشته خود کارآگاه است. نظریه را تعلیق کنید. داده ها را جمع آوری کنید. در برابر رضایت از داستانی که قبل از شروع کامل بود مقاومت کنید. هولمز فهمید که سخت ترین موارد، مواردی هستند که همه از قبل پاسخ آن را می دانند.
تولید در حال حاضر بسته شده است، اما موردی که ساخته شده است، دوام بیشتری دارد. شایان ذکر است که با محو شدن خاطره آن افتتاحیه سرد که هدیه کارآگاه هرگز قطعی نبود. این تمایل به غافلگیری از شواهد بود. خاورمیانه، بیش از بسیاری از سوژه ها، به این تمایل پاداش می دهد و فقدان آن را مجازات می کند.
دین: کلیسای انگلستان / بین ادیان. (این یک دین سازمان یافته نیست، بلکه کاملاً بی نظم است). نظرات و نظرات بیان شده در اینجا کاملاً شخصی خود او است!
