این قطع ارتباط دقیقاً همان چیزی است که آروا احمد را به سمت ایجاد سوق داد ماجراهای ماهی تابه. او در سال 2010 از ایالات متحده به دبی بازگشت و روایتی پیدا کرد که فقط “یک طرف” شهر را جشن می گیرد و اغلب بر سرفصل هایی مانند “گران ترین کیک کوچک جهان” متمرکز است. از آنجایی که تورهای غذایی اماراتی او که با مشارکت Rove Accommodations سازماندهی شده است، در حال حاضر تعطیل است، او یک تور مجازی راهنما را برای من ترتیب داده است تا آن را کشف کنم. صحنه غذاهای اماراتی دبی.
یکی از اعضای تیم او، کتکی بوساله، یادداشتهای صوتی مفیدی را برای همراهی با کاوش من در گوشههای قدیمیتر و کمتر صیقلیشده شهر ارسال میکند. اولین توقف من این است الشندقا، به اصطلاح آشپزخانه عمومی. این غذاخوریها تکامل تجاری سیستم فریج (محله) هستند، جایی که زنان خاص زمانی به خاطر یک غذا معروف بودند – یکی به خاطر ماچبوهایش و دیگری به خاطر بالله اش. امروزه، این آشپزخانهها آن دستور العملهای مادرسالارانه را زنده نگه میدارند و اغلب به خانوادههای محلی که به صورت عمده خرید میکنند تا در خانه بخورند، خدمت میکنند.
الشاندقا دور از شهر قرار دارد اتاق های غذاخوری پنج ستاره. این فضا به پشت و کاربردی است، کمی بیش از یک بازو، با هشت صندلی. در آن نوار باریک نشستهام و مردی را تماشا میکنم که روی یک توری دایرهای تاولزا خم شده است، بدنش به سمت گرما زاویهدار است، درحالیکه توپ خمیر را با سهولت تمرین روی آهن حرکت میدهد. خمیر به شکل رگاگ کشیده میشود، نان پهنی که به قدری نازک است که الهامبخش ابن الرومی شاعر قرن دهم بود که آن را «دیسکی مانند ماه» توصیف کرد. تهیه شده از کمی بیشتر از گندم کامل، آب و نمک، به یک پایه همه کاره تبدیل می شود که به راحتی با پنیر و عسل جفت می شود، همان طور که با چیزی به سادگی چیپس خرد شده ترکیب می شود. در مقابل او کاسه لقائمت نشسته است. این نسخه که اغلب به «دونات اماراتی» تقلیل مییابد، دودمانی دارد که پیش از راحتی است. بوسال توضیح میدهد که قبل از مخمر سوپرمارکتها، این مخمرها با استفاده از کشتهای وحشی که از خرمای تخمیر شده گرفته شده بودند، خمیر میشدند. در ترکیب با خمیر با هیدراتاسیون بالا و سرخ کردن کم عمق، نتیجه یک نمای بیرونی ترد و خردکننده و یک مرکز نرم و مطبوع است.


