در هفتههای اخیر، توجه جهان به این موضوع متمرکز شده است که جنگ ایران چگونه پایان خواهد یافت، آیا ایالات متحده و جمهوری اسلامی میتوانند به توافق آتشبس دست یابند و اسرائیل چگونه پاسخ خواهد داد. پیامدهای اقتصادی نیز به همان اندازه ضروری است: زمانی که قیمت نفت و گاز تثبیت می شود، آیا پروژه های اقتصادی عربستان سعودی می توانند به مسیر خود بازگردند، و زمانی که دولت ها و سرمایه گذاران در سراسر منطقه می توانند به تجارت معمول خود بازگردند.
- آتش بس شکننده جای خود را به حملات مجدد ایالات متحده، ایران و اسرائیل داده است، با عدم قطعیت ژئوپلیتیکی که احتمالا برای سال ها ادامه خواهد داشت.
- محتملترین نتیجه، آتشبس رضایتبخشی است که به مرحله کنونی جنگ بدون حل مسائل اساسی پایان میدهد.
- یک توافق موقت می تواند محاصره های آمریکا و ایران را در ازای پایان رسمی خصومت ها و مذاکرات هسته ای بعدی برطرف کند.
- مذاکرات بر سر برنامه هسته ای ایران بر ذخایر اورانیوم بسیار غنی شده این کشور با اختلاف بر سر امتیازات و رفع تحریم ها متمرکز خواهد بود.
- دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، مذاکرات را «بسیار کسلکننده» خوانده و نسبت به یک روند طولانی دیپلماتیک بیمیل است.
- به نظر می رسد قطر، عربستان سعودی و امارات متحده عربی ترامپ را متقاعد کرده اند که با توجه به انتقام گیری احتمالی ایران، دور دیگری از درگیری بسیار پرهزینه خواهد بود.
- کشورهای حوزه خلیج فارس ممکن است برنامه های استراتژیک مستقلی را با وجود عدم قطعیت دنبال کنند، نمونه هایی از جمله خروج امارات از اوپک و شکل دادن به روابط با ایالات متحده، ایران، اتحادیه اروپا، چین و روسیه.
در اوایل جنگ، این امید وجود داشت که به سرعت پایان یابد و چیزی بیش از یک وقفه کوتاه در صعود اقتصادی و ژئوپلیتیکی کشورهای خلیج باشد. آن لحظه گذشته است، زیرا آتش بس شکننده جای خود را به حملات مجدد ایالات متحده، ایران و اسرائیل داده است. اما حتی اگر جنگ به زودی به پایان برسد، عدم قطعیت ژئوپلیتیکی همچنان بر خلیج فارس و منطقه وسیعتر برای سالهای آینده فشار خواهد آورد.
علیرغم تشدید تنش اخیر، محتمل ترین نتیجه، آتش بس رضایت بخش باقی می ماند که مرحله کنونی جنگ را بدون حل و فصل مسائل اساسی که باعث آن شده است، پایان می دهد. بر اساس چنین توافقی، ایالات متحده و ایران محاصره های مربوطه خود را در ازای پایان رسمی خصومت ها و تعهد به پیگیری مذاکرات هسته ای در تاریخ بعدی لغو خواهند کرد.
پیشنهادهای متعددی برای حل مسئله هسته ای ارائه شده است که بیشتر آنها بر ذخایر اورانیوم بسیار غنی شده ایران متمرکز بوده است. با این حال، دو طرف از هم فاصله زیادی دارند زیرا هر دو خواهان توافقی هستند که میتوانند آن را به عنوان یک پیروزی به تصویر بکشند. ایران به دنبال اجتناب از امتیازات عمده هسته ای در یک توافق اولیه است و در عین حال کاهش تحریم ها یا سایر مزایای اقتصادی را تضمین می کند. در مقابل، دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، خواهان امتیازات هستهای است و تنها در توافق نهایی، کمک اقتصادی قابل توجهی خواهد داشت. شکست در هر یک از این دو جبهه، او را در معرض انتقاد قرار میدهد مبنی بر اینکه قراردادش ضعیفتر از پیشنهادات پیش از جنگ ایران و برنامه جامع اقدام مشترک 2015 است که در دوره اول ریاستجمهوری خود آن را رها کرد.

اما مذاکره برای یک توافق هستهای پایدار احتمالا نیازمند ماهها کار فنی و دیپلماتیک با حضور کارشناسان و سیاستگذاران از سراسر منطقه و فراتر از آن است. از آنجایی که ترامپ پیش از این مذاکرات کنونی را «بسیار کسل کننده» توصیف کرده است، تردید وجود دارد که او برای یک روند دیپلماتیک طولانی صبر داشته باشد.
در عین حال، ترامپ بارها از عدم تمایل به از سرگیری جنگ خبر داده است. به نظر می رسد قطر، عربستان سعودی و امارات متحده عربی او را متقاعد کرده اند که با توجه به تمایل رژیم ایران برای تلافی بدون محدودیت در مواجهه با یک تهدید وجودی، دور دیگری از جنگ بسیار پرهزینه خواهد بود. برای مثال، اگر ایران شبکه برق امارات یا تامین آب بحرین را هدف قرار دهد، عواقب آن فاجعه بار خواهد بود.
علاوه بر این، شواهد کمی وجود دارد که نشان دهد اقدام نظامی بیشتر باعث پیشبرد اهداف آمریکا شود. ایالات متحده نمی تواند ذخایر اورانیوم بسیار غنی شده ایران را در اختیار یک شخص ثالث قابل اعتماد بمباران کند. و در غیاب یک عملیات زمینی بزرگ در امتداد سواحل ایران، بعید به نظر می رسد که کنترل ایران بر تنگه هرمز را بشکند.
با یک پیروزی قاطع نظامی و یک راه حل دیپلماتیک جامع دور از دسترس، خلیج فارس احتمالا وارد یک دوره طولانی عدم اطمینان می شود. بر اساس این سناریو، ایالات متحده و ایران به یک توافق موقت دست خواهند یافت که اساساً یک آتش بس طولانی با تمرکز بر بازگرداندن ترافیک تجاری از طریق تنگه هرمز است. دو کشور 60 روز فرصت خواهند داشت تا در مورد برنامه هسته ای ایران گفتگو کنند، اما در این چارچوب زمانی به توافق جامع نخواهند رسید. با طولانی شدن مذاکرات بدون حل و فصل، ضرب الاجل بارها و بارها تمدید خواهد شد.
با گذشت زمان، جهان این را به عنوان وضعیت موجود جدید خواهد پذیرفت. کشتیگیران و بیمهگران نسبت به درگیریهای مجدد محتاط خواهند بود و از بهبود کامل ترافیک از طریق تنگه هرمز برای ماهها، شاید سالها، جلوگیری میکنند.
با حل نشدن مناقشه، کشورهای حوزه خلیج فارس مجبور خواهند شد در میان عدم اطمینان مداوم تصمیمات اقتصادی و سیاست خارجی بگیرند. در حالی که یک پیروزی آشکار آمریکا ممکن است آنها را به تعمیق روابط با ایالات متحده تشویق کند، اکنون آنها باید مسیر استراتژیک خود را ترسیم کنند. برخی حتی ممکن است به دنبال توافق با ایران باشند، به ویژه اگر به این نتیجه برسند که موضع مذاکره آمریکا به اندازه کافی نگرانی های آنها را منعکس نمی کند.
هر چه این عدم قطعیت بیشتر ادامه یابد، احتمال اینکه کشورهای خلیج فارس برنامه های مستقلی را دنبال کنند بیشتر می شود. امارات قبلاً در سودان و یمن رتبههای خود را شکسته است و اخیراً از اوپک خارج شده است. بدون ضمانت امنيت معتبر آمريكا يا دورنماي واقع بينانه يك ايران آرام، هر دولت خليج فارس بايد تصميم بگيرد كه چگونه روابط خود را با آمريكا، ايران، اتحاديه اروپا، چين و روسيه متعادل كند. از آنجایی که سیاست های خارجی آنها متفاوت است، اختلافات بر سر مسائل منطقه ای و جهانی آشکارتر می شود و انگیزه های همکاری ضعیف می شود.
هم اسرائیل و هم ایران به دنبال سوء استفاده از این اختلافات هستند. در همین حال، نفوذ ایالات متحده در منطقه کاهش خواهد یافت، یا به این دلیل که اعتبار خود را نزد متحدان خود در خلیج فارس از دست داده است یا به این دلیل که واکنش سیاسی داخلی به جنگ ترامپ با ایران، تلاشها برای تغییر سیاست خارجی آمریکا از خاورمیانه را احیا خواهد کرد.
گرد و غبار هم به معنای واقعی و هم به معنای واقعی کلمه از نشستن دور است. برندگان و بازندگان نسبی، شکل اتحادها و رقابتهای جدید و سرنوشت برنامههای اصلی اقتصادی همگی نامشخص هستند. دولتهای خلیجفارس و شرکای جهانی آنها بهجای آمادهسازی برای آنچه بعداً میآید، باید برای یک دوره طولانی بیثباتی و ابهام استراتژیک آماده شوند.
برای ایالات متحده، چالش فراتر از پایان دادن به جنگ است. آنچه در نهایت در خطر است، نظم منطقه ای آینده و نقش آمریکا در آن است. دولت با تمرکز صرفاً بر محدود کردن آسیب سیاسی به ترامپ و حزب جمهوریخواه و ناتوانی در بیان دیدگاه گستردهتر پس از جنگ، خاورمیانه را در یک برزخ استراتژیک گرفتار میکند. ایالات متحده در تلاش – و عدم موفقیت – برای مهار یک بازیگر مخرب، ممکن است کل منطقه را بیثبات کرده باشد و حتی باثباتترین متحدانش را در مسیری خطرناک قرار داده باشد.
حق چاپ: Mission Syndicate، 2026. www.project-syndicate.org
دون آویو
Поделиться публикацией
