این اتفاق در یک چشم به هم زدن افتاد – و من هرگز ندیدم که او تلفنم را لمس کند.
من در یک بعد از ظهر گرم در یک رستوران در فضای باز در آتن نشسته بودم. شوهرم تازه بلند شده بود که برود دستشویی، من پشت میز تنها بودم. مردی با یک نقشه توریستی در دست نزدیک شد، با اشاره و زمزمه چیزی در مورد … چه چیزی؟ احتمالا یک تور؟ چه کسی می داند. او پیگیر و پرخاشگر بود و مدام به نقشه اشاره می کرد و سعی می کرد توجه من را جلب کند. میدانستم که هیچ بخشی از آن را نمیخواهم – هر چه بود، میتوانم بگویم که سایهدار است – و سعی کردم او را کنار بگذارم.
ولی میدونستم یه چیزی خرابه او در یک روز غمانگیز آستینهای بلند پوشیده بود، و این برایم عجیب بود – اما آنقدر نگرانکننده نبود که بتوان یک صحنه را ساخت. وقتی بالاخره سرگردان شد، موجی از آرامش را احساس کردم که کیفم با پاسپورتم هنوز به سلامت زیر بغلم در بغلم بود.
اما بعد به من برخورد کرد: آیفون من درست روی میز نشسته بود و حالا دیگر از بین رفته بود.
او از نقشه به عنوان حواس پرتی و پوشش استفاده کرده بود، احتمالاً تلفنم را زیر آن جارو کرده بود در حالی که من روی نگه داشتن اشیای با ارزشم تمرکز داشتم. تا زمانی که متوجه شدم چه اتفاقی افتاده است، او در میان جمعیت ناپدید شده بود.
من زیاد سفر کردهام، و دوست دارم فکر کنم که بسیار محتاط و به طور طبیعی شک دارم، اما این کلاهبرداری جواب داد زیرا در یک لحظه ساده حواسپرتی نقش داشت. و به گفته مقامات محلی، این امر بهطور باورنکردنی رایج است، به خصوص در فصول اوج سفر در شهرهای پر توریست.
از آن زمان، من به طور کامل نحوه حمل تلفنم را در سفر تغییر دادم. من اکنون به یک بند تلفن پوشیدنی تکیه می کنم که دستگاه من را همیشه به صورت فیزیکی به من متصل نگه می دارد. و هنگام سفر، AirTags را روی تقریباً همه چیز میچسبانم – از پاسپورت گرفته تا چمدانم و حتی بچههایم.
اگر بهار یا تابستان امسال سفر میکنید، بهویژه در شهرهای شلوغ اروپایی، توصیهام را بپذیرید: تلفن خود را از روی میز دور نگه دارید، کیفتان را به سبک کراسبادی بپوشید، و اگر به نظر میرسد کسی بهطور غیرمعمول مشتاق به شما نشان دادن نقشه است… به دل خود اعتماد کنید و از وسایلتان محافظت کنید.
