در بین فتح شمال هند و تصرف کابل در سال 1504، امپراتور مغول بابر سرگرمی دیگری داشت: تلف کردن. او آنقدر شراب را دوست داشت که حتی یادبود او سوء استفاده های مست در بابرنامه: «ما… قایق را با خروشان مست ترک کردیم و سوار اسبهایمان شدیم… چیزی به یاد نداشتم، جز اینکه وقتی به چادرم رسیدم، زیاد استفراغ کردم.»
شاید تعجب آور باشد که بدانیم افغانستان زمانی اوج فرهنگ جهانی شراب بود، از آیین های باستانی زرتشتی تا هرزگی امپراطور آینده مغول.
و علیرغم قرنها حاکمیت و نفوذ متفاوت، این بدان معنا نیست که افغانها نوشیدن الکل را ترک کردند. هارون رحیمی، یک شرابساز که در افغانستان بزرگ شده است، گفت: «میدانم که برخی از مردم در خانهشان 300 تا 400 لیتر (الکل) میسازند و سپس آن را به همسایگان خود میفروشند. جوگرنات. رحیمی که اخیراً با پسر عموی خود در افغانستان در مورد شراب و جنگ جاری صحبت کرده است کشته شد بیش از 400 غیرنظامی، افزود که این تجارت در سکوت ادامه دارد – زیرا اگر طالبان متوجه شود، می تواند یک حکم اعدام.
پس چه چیزی الکل را در کشوری که امروز آن را ممنوع می کند زنده نگه می دارد؟
