دلار ثابت می ماند
به تجار نزولی نفت یادآوری شد که آتش بس و مذاکرات صلح به ندرت معاملات خطی هستند. درست زمانی که سرمایهگذاران به شدت به سود صلح خاورمیانه متمایل شدند، حملات ایالات متحده به کشتیهای مینگذار ایرانی در آبهای جنوبی ایران، بخشی از رضایت از مجتمع نفت خام را از بین برد. این حرکت در یک لحظه ناخوشایند برای بازارها انجام شد. مذاکرهکننده ارشد ایران و وزیر امور خارجه به تازگی دیدارهایی را در دوحه با نخستوزیر قطر به پایان رسانده بودند که هدف آن پیشبرد توافقی گستردهتر با واشنگتن برای پایان دادن به مناقشه سه ماهه بود و به تقویت یک رالی قدرتمند جهانی ریسک کمک میکرد که بهطور فزایندهای رفتاری را آغاز کرده بود که گویی بدترین شوک ژئوپلیتیکی از قبل پشت سر گذاشته شده بود. ارزش سهام همچنان بالاتر بود، نوسانات همچنان فشرده میشد و معاملهگران به طور پیوسته بخشهایی از حق بیمه ریسک زمان جنگ را که در مجموعه کالاهای انرژی تعبیه شده بود، کاهش میدادند. سپس واقعیت روایت را قطع کرد.
با این حال، واکنش بازارهای نفت خام به طور قابل ملاحظهای اندازهگیری شد، و این محدودیت احتمالاً بیش از خود اعتصابها در مورد چگونگی تفسیر معاملهگران از مرحله کنونی درگیری میگوید. حملات به کشتیهای ایرانی تا حد زیادی به عنوان یادآوری این موضوع تلقی میشد که ساختار نهایی هر توافقی ناتمام مانده است و نه سیگنالی مبنی بر اینکه دیپلماسی کاملاً در حال فروپاشی است. در حالی که مذاکرات ادامه دارد، به نظر می رسد عناصری در داخل ایران همچنان مایل به بررسی حاشیه های تنگه هرمز از طریق فشار تاکتیکی دریایی هستند. در عین حال، به نظر می رسد نه واشنگتن و نه اسرائیل تمایلی به تحمل هرگونه اختلال معنی دار در مهم ترین نقطه انسداد انرژی جهان ندارند. این تمایز اهمیت دارد زیرا بازارها به طور فزاینده ای این عملیات را به عنوان اقدامات امنیتی دفاعی دریایی می دانند که برای مهار بی ثباتی به جای گسترش خود درگیری طراحی شده است. از بسیاری جهات، این شروع به شبیه شدن به یک روند ناپایدار مذاکره می کند که در آن دیپلماسی در طول روز پیشرفت می کند در حالی که سیگنال های نظامی پس از پایان پایان کار ادامه می یابد.
برای بازارهای نفت، این امر حق بیمه ژئوپلیتیکی را زنده نگه میدارد، بدون اینکه به طور کامل تجارت کاهش تنش را از مسیر خود خارج کند. معامله گران همچنان از شکننده بودن پس زمینه موجودی جهانی پس از ماه ها کاهش ذخایر و تشدید تعادل فیزیکی آگاه هستند. بازار درک می کند که بالشتک محافظت از اقتصاد جهانی در برابر شوک عرضه دیگر به طور قابل توجهی کاهش یافته است، و هنگامی که موجودی انبارها به شرایط پایین نفتکش نزدیک می شود، هر اختلال اضافی پیامدهای کلان به طور تصاعدی بزرگتری را به همراه خواهد داشت. در مورد ایران، فشار اقتصادی ایجاد شده توسط موضع موثر محاصره آمریکا نیز همچنان انگیزه برای نوعی توافق نهایی را تقویت می کند. به همین دلیل بعید است که آخرین درگیری سرعت مذاکرات را در این مرحله کاملاً از مسیر خود خارج کند. اما هرکسی که انتظار یک مسیر صاف به سمت عادی سازی را دارد، احتمالاً زمان کافی را برای معامله نفت خام در چرخه های ژئوپلیتیکی صرف نکرده است. تشدید در بازارهای انرژی به ندرت در خطوط مستقیم حرکت می کند. در انفجارهای خشونت آمیز خوش بینی حرکت می کند که با یادآوری های دوره ای قطع می شود که ریسک های ساختاری اساسی هرگز به طور کامل ناپدید نمی شوند تا زمانی که امضاهای نهایی خشک شوند.
آنچه که همچنان بازارها را شگفت زده می کند این است که چقدر ریسک پذیری جهانی در کل این سه ماهه مه جنگ پایدار باقی مانده است. سهام همچنان طوری رفتار می کنند که انگار نقدینگی و حرکت حرکتی مهمتر از سر و صدای ژئوپلیتیک است، با این حال انعطاف پذیری دلار بی سر و صدا داستان کلان بسیار پیچیده تری را بیان می کند. در شرایط عادی، افزایش سود سهام صلح گسترده، همراه با بازارهای سهام قویتر، معمولاً دلار را تضعیف میکند، زیرا سرمایهگذاران با شدت بیشتری به داراییهای ریسک جهانی میچرخند. در عوض، دلار ثابت باقی میماند و به طور فزایندهای با این درک رو به رشد حمایت میشود که فدرال رزرو ممکن است به طور موقت در واکنش به شوک تورمی مرتبط با افزایش قیمتهای انرژی، متمایلتر شود. بازار شروع به درک این موضوع کرده است که حتی اگر فردا پرواز موشک ها متوقف شود، پس لرزه های اقتصادی ناشی از افزایش قیمت نفت از طریق خط لوله تورم گسترده تر شروع به خونریزی کرده است.
نظرات اخیر کریستوفر والر این تغییر در روانشناسی را کاملاً نشان می دهد. هشدار او مبنی بر اینکه افزایش مداوم قیمت نفت خطر کاهش انتظارات تورمی را دارد، به طور خلاصه بازارها را به سمت قیمت در یک افزایش دیگر فدرال رزرو سوق داد، و باعث ایجاد فشار نزولی در منحنی خزانه داری و تقویت حمایت از دلار شد. سیگنال از نرخ ها بازارها مهم بود زیرا تأیید می کرد که معامله گران دیگر صرفاً روی سرفصل های ژئوپلیتیکی خود متمرکز نیستند. به طور فزایندهای، تمرکز به سمت پیامدهای اقتصادی مرتبه دوم که از شوک انرژی به بیرون سرازیر میشوند، تغییر کرده است. نفت دیگر صرفاً به عنوان یک کالا در این محیط معامله نمی شود. به عنوان یک مکانیسم انتقال کلان معامله می شود که مستقیماً به انتظارات تورمی، عملکردهای واکنش بانک مرکزی، اعتماد مصرف کننده و در نهایت شرایط رشد جهانی تغذیه می کند.
این تغییر توجه زیادی را به چرخه داده های این هفته ایالات متحده جلب می کند. معامله گران خواهند دید که آیا تعداد اشتغال ADP به اندازه کافی ثابت می ماند که نشان دهد بازار کار می تواند شرایط مالی سخت تری را تحمل کند، اما انتشار تورم PCE در روز پنجشنبه به طور فزاینده ای شبیه کاتالیزور کلان واقعی است که در زیر نوار نشسته است. هرگونه غافلگیری صعودی احتمالاً انتظارات فدرال رزرو برای حفظ تعصب محدودکننده را بیشتر از آنچه قبلاً پیش بینی می شد، سخت تر می کند. این سناریو حتی با کاهش تدریجی تنشهای ژئوپلیتیکی، دلار را از نظر ساختاری حمایت میکند. بازارها شروع به درک این موضوع کردهاند که دلار دیگر لزوماً نیازی به حق بیمه جنگی ندارد، اگر بتواند به جای آن، حق بیمه تورمی را که توسط سیاست نسبتاً سختتر فدرال رزرو حمایت میشود، مبادله کند.
این همچنین توضیح می دهد که چرا پرونده سنتی خرس دلار مرتبط با تنش زدایی در خاورمیانه به طور فزاینده ای ناقص به نظر می رسد. به نظر می رسد بازارهای مالی مایل به جداسازی تسهیلات ژئوپلیتیکی از واقعیت سیاست پولی هستند. حتی اگر دیپلماسی پیشرفت کند، افزایش هزینه های انرژی قبلاً چشم انداز تورم را تغییر داده است تا جایی که ممکن است فدرال رزرو همچنان نیاز به دفاع از اعتبار خود در برابر خطر افزایش مجدد انتظارات تورمی داشته باشد. در آن شرایط، دلار میتواند ثابت بماند سهام همچنان به صعود ادامه می دهد و یک رژیم غیرعادی ایجاد می کند که در آن دارایی های ریسک افزایش می یابد، حتی در حالی که انتظارات سیاستی در زیر سطح سخت تر می شود.
در همین حال، اروپا بهطور فزایندهای در ناخوشایندترین بخش این گذار کلان گرفتار شده است. تنها چند هفته پیش، بازارها با اطمینان در افزایش چندگانه نرخ بهره بانک مرکزی اروپا در سال جاری قیمت گذاری کردند، زیرا معامله گران ایده انقباض جهانی هماهنگ را پذیرفتند. این روایت به سرعت رو به وخامت گذاشته است زیرا دادههای ضعیفتر PMI اروپا شروع به چشمک زدن نشانههای هشداردهندهای میکنند که فعالیتهای سهماهه دوم در حال از دست دادن حرکت هستند. هزینه های انرژی بالاتر مصرف کنندگان و تولیدکنندگان اروپایی را به طور همزمان تحت فشار قرار می دهد و این موضوع را ترک می کند بانک مرکزی اروپا بین فشار تورم وارداتی و پویایی ضعیف رشد گیر افتاده است. بازارها به شدت انتظارات انقباض بیشتر را کاهش داده اند و این تغییر به طور فزاینده ای واگرایی ساختاری بین بازارها را تقویت می کند. فدرال رزرو و بانک مرکزی اروپا
آن واگرایی ترک می کند یورو آسیب پذیر است حتی اگر سناریوهای فروپاشی آشکار در حال حاضر بعید باقی بماند. بحثهای ارزش منصفانه در اطراف EURUSD هنوز هم نزدیک به سطوح فعلی مهم هستند، اما فشار جهتگیری گستردهتر به طور فزایندهای به نفع نزولی است زیرا ریسکهای تورم آمریکا بالا میمانند در حالی که شتاب رشد اروپا کاهش مییابد. را منطقه یورو به طور فزاینده ای شبیه اقتصادی است که تلاش می کند یک شوک انرژی را جذب کند در حالی که در حال حاضر با حرکت چرخه ای محدود در زیر سطح کار می کند. در همین حال، ارزهای مرتبط با کالا با پویایی حمل قویتر همچنان به حمایت نسبی خود ادامه میدهند. دلار استرالیا تحت تأثیر افزایش انتظارات تورمی و چشم انداز انقباض بیشتر بانک مرکزی استرالیا قرار دارد، در حالی که اگر بانک مرکزی آن بیش از آنچه که بازارها پیش بینی می کنند تمایل داشته باشد، دلار نیوزلند نیز می تواند تثبیت شود.
در نهایت، بازارها اکنون بین دو واقعیت رقیب گیر افتاده اند. در یک طرف، مسیر معتبر به سمت کاهش تنش در خاورمیانه و عادی سازی گسترده تر ریسک ژئوپلیتیکی قرار دارد. از سوی دیگر، شوک تورمی طولانی مدت از طریق افزایش قیمت انرژی، ذخایر محدودتر و تغییر انتظارات بانک مرکزی به سیستم جهانی وارد شده است. این تنش به همین دلیل است که دیگر به نظر نمی رسد یک تجمع سود صلح پاک باشد. این بیشتر شبیه بازاری به نظر می رسد که تلاش می کند ریسک ژئوپلیتیک کمتری را مجدداً قیمت گذاری کند در حالی که به طور همزمان تداوم تورم بالاتر را در زیر سطح قیمت گذاری می کند.
مسیر دیپلماسی در حال حاضر دست نخورده باقی مانده است، اما بازارها می آموزند که ثبات و تنش زدایی لزوماً یک تجارت نیستند. تا زمانی که چارچوب دیپلماتیک گستردهتر باقی بماند، درگیریهای نظامی موقت میتوانند با مذاکرات در حال انجام همزیستی داشته باشند. سوال بزرگتر برای بازارهای جهانی این است که آیا سیستم اقتصادی میتواند پسلرزههای تورمی ناشی از شوک انرژی را قبل از اینکه بانکهای مرکزی بار دیگر مجبور به واکنش سیاست تهاجمیتر شوند، جذب کند. این به طور فزاینده ای شبیه تجارت کلان واقعی است که اکنون در زیر نوار قرار دارد.
