پیشنهادهای اخیر برای غزه، خلع سلاح حماس را بر اساس یک جدول زمانی مشخص می طلبد. یک طرح منتشر شده تماس گرفت تا این گروه سلاح های خود را در مدت هشت ماه تسلیم کند. حماس این درخواست را رد کرد و یکی از مقامات ارشد حماس گفت که جنبش نمی تواند متعهد شدن خلع سلاح در شرایط فعلی، با این پرسش که “سلاح ها به چه کسی تحویل داده می شود؟”
این توالی مشکل بزرگتر را نشان میدهد، زیرا دیپلماتها و قدرتهای خارجی همچنان خواستار خلع سلاح از جنبشهای مسلحی هستند که برای بقا، اهرمها و کنترل داخلی به سلاحها متکی هستند. در حالی که گروه هدف این تقاضا را رد می کند، بدون هیچ طرفی قادر به اجرای این درخواست باقی می ماند. گروه تعیینشده اساساً برای حفظ توانایی نظامی خود تلاش میکند.
در حالی که گروه هدف این تقاضا را رد می کند، بدون هیچ طرفی قادر به اجرای این درخواست باقی می ماند.
غزه آخرین نمونه از این الگو را ارائه می دهد: تقاضای خلع سلاح رسمی، علنی و تکراری است، در حالی که درخواست حماس امتناع رسمی و عمومی نیز هست. جناح مسلح آن خلع سلاح را “غیرقابل قبول” خوانده است، در حالی که مقامات ارشد سیاسی گفته اند که جنبش در هر مرحله انتقالی در میدان باقی خواهد ماند. این اظهارات جایی برای ابهام باقی نمی گذارد. حماس در مورد تسلیم سلاح های خود مذاکره نمی کند. تلاش می کند موقعیت خود را حفظ کند در حالی که بازیگران خارجی به خلع سلاح که برای ثبات لازم است لبیک می گویند.
هیچ مکانیزم اجرایی این شکاف را برطرف نمی کند. خلع سلاح به چیزی بیش از لفاظی نیاز دارد. قدرت های معتبر باید عواقبی را برای انفعال تحمیل کنند. در غزه چنین مکانیزمی وجود ندارد. برنامههای دیپلماتیک، استراتژیهای اجرایی را ندارند تغییر دهید شرایط روی زمین زمانی که سازمان مسلح پیش فرض خلع سلاح را رد می کند و ابزار مبارزه را حفظ می کند.
همین الگو در لبنان ظاهر می شود. قطعنامه 1701 شورای امنیت سازمان ملل متحد به تصویب رسید در سال 2006، خواستار توقف خصومتها، گسترش اقتدار دولت لبنان و ایجاد منطقهای بین خط آبی و رودخانه لیتانی عاری از افراد مسلح، داراییها و تسلیحات غیر از نیروهای دولت لبنان و نیروی موقت سازمان ملل در لبنان (یونیفیل) شد.
نه نیروهای مسلح لبنان و نه یونیفل قطعنامه 1701 را اجرا نکردند. حزب الله توانایی نظامی خود را حفظ کرد و مستقل از دولت لبنان به فعالیت خود ادامه داد. اردن و عربستان سعودی هر دو پشتیبانی کنید تلاش برای خلع سلاح حزب الله و بازگرداندن اقتدار کامل دولتی در لبنان، اما اظهارات آنها چیزی بیش از نشانه های فضیلتی در مورد هدف نیست. حزب الله باقی می ماند مسلح ترین بازیگر غیردولتی جهان دولت لبنان و بازیگران منطقه ای ادامه در مورد بازگرداندن اقتدار دولتی صحبت کنیم، اما نهادهای بین المللی همچنان در مورد نقض آتش بس و خطر برای غیرنظامیان بدون انجام کاری برای اجرای خلع سلاح حزب الله هشدار می دهند.
اگرچه توافقات بین المللی هم حماس و هم حزب الله را ملزم به خلع سلاح می کند، اما هر دو طرف مسلح باقی می مانند.
اینها نمونه های مجزا نیستند. سازمانهای مسلح درخواستهای خلع سلاح را رد میکنند، زیرا تبعیت از آنها، اگر دلیل وجودی آنها نباشد، اهرمهای آنها را از بین میبرد. موسساتی که خواستار خلع سلاح هستند، اراده یا ابزار لازم برای اجبار به انطباق را ندارند، بنابراین درخواستهای خلع سلاح روی کاغذ باقی میمانند در حالی که ظرفیت مسلحانه در عمل زنده میماند. این مهم است زیرا سیاست گذاران اغلب خود تقاضا را پیشرفت می دانند. این خطرناک است، زیرا سیاستی را ایجاد می کند که به جای واقعیت، با تفکر آرزویی تنظیم شده است.
غزه و جنوب لبنان اکنون در شرایط مختلف نقطه مشابهی را نشان می دهند. اگرچه توافقات بین المللی نیاز دارند هر دو حماس و حزب الله برای خلع سلاح، هر دو طرف مسلح باقی می مانند و احتمال درگیری بیشتر را بیشتر می کند.
خلع سلاح به چیزی بیش از توافق اصولی نیاز دارد. این امر مستلزم مکانیزمی است که در صورت امتناع گروه مسلح، انطباق را تحمیل کند. این بخش اخیر نشان دهنده کار سختی است که دیپلمات ها اغلب از آن اجتناب می کنند. شاید آنها به دنبال آرامش کوتاه مدت و ستایش راه حل پوتمکین هستند، اما نباید توهمی درباره واقعیت داشته باشند: عدم تحقق خلع سلاح، خونریزی بیشتر را تضمین می کند.
