ایدئولوژی تاریخ ندارد… زندگی می شود، نه فکر، و همان واقعیتی را که افراد در آن زندگی روزمره خود را می گذرانند، ساختار می دهد. (آلتوسر، 1970)
مقدمه
تصور معرفی بدتر یک فناوری قدرتمندتر از آنچه اکنون در ایران وجود دارد، دشوار است. هوش مصنوعی (AI) که در بسیاری از زمینه ها با آزمایش، نوآوری یا بهبود اداری همراه است، از تنگ ترین کانال ممکن وارد جامعه ایران شده است: به عنوان ابزاری که برای تقویت یک دکترین سیاسی موجود طراحی شده است. به جای باز کردن فضا برای مشارکت مدنی، هوش مصنوعی برای گسترش اقتدار اخلاقی دولت در حوزههای جدید استخدام شده است. فناوری به جامعهای وارد میشود که مرزهای رفتار قابل قبول همیشه توسط فقه دینی و ایدئولوژی دولتی ترسیم شده است. در چنین محیطی، ابزاری که قادر به طبقه بندی، شناسایی و ردیابی افراد در مقیاس باشد، دگرگونی ایجاد نمی کند. آن چیزی را که در حال حاضر عمیقاً جاسازی شده است، تقویت می کند.
به همین دلیل است که هرگونه بحث هوش مصنوعی در ایران ناگزیر به موضوعی میشود که از سال 1979 در مرکز مقررات دولتی قرار گرفته است: حکومت بر زنان به عنوان تهدیدی برای عفت عمومی. هیچ گروه اجتماعی دیگری به طور مداوم برای بیان تعهدات ایدئولوژیک دولت، برای نشان دادن مشروعیت آن و نشان دادن ظرفیت خود برای شکل دادن به زندگی عمومی استفاده نشده است. حجاب اجباری که چند ماه پس از انقلاب تحمیل شد و از طریق قانون مجازات اسلامی (1983) تدوین شد، هرگز صرفاً یک الزام لباس پوشیدن نبود. این به عنوان یک نشانگر سیاسی عمل کرد که شهروندان مطیع را از افراد سرکش جدا کرد و بدن زنان را به عنوان مرز قابل مشاهده اقتدار دولتی قرار داد (شیرازی، 2001؛ فاکس، 2015).
سیاست نظارت در ایران
الگوهای کنترل در ایران از قبل به خوبی تثبیت شده بود. برای چندین دهه، دولت به واحدهای پلیس اخلاقی که بعداً به عنوان گشت ارشاد رسمیت یافتند، برای اجرای قوانین پوشش در فضاهای عمومی متکی بود. حضور آنها متناقض و در عین حال عمیقاً احساس میشد: چرخش یک خودروی گشت به گوشه میتواند موجی از اضطراب را برانگیزد. افسری که یک زن را در خیابان متوقف می کند می تواند تبدیل به یک لحظه تحقیر عمومی شود. در حالی که روش ها متفاوت بود، پیام هرگز تغییر نکرد. زنان در فضای عمومی زیر بار نظارت اخلاقی دولت حرکت کردند. این نظارت از طریق چندین قانون که سفر، اشتغال و طلاق را محدود میکرد، به زندگی خصوصی نیز تعمیم داده شده است. پس از آن که قانون جرایم رایانه ای (2009) به ایالت اجازه داد تا بیان دیجیتال را سانسور، نظارت و پیگرد قانونی کند، به صورت آنلاین گسترش یافت. در سراسر این حوزه ها، یک فرض واحد عمل می کرد: استقلال زنان مستلزم مهار بود.
زمانی که قانون «حمایت از خانواده با ترویج فرهنگ عفاف و حجاب» در سال 2024 تصویب شد، انتقال از پلیس اخلاقی انسان محور به سیستمی با میانجی فناوری را اعلام کرد که بتواند با مقیاس و سرعتی عمل کند که هیچ واحد گشتی نمی تواند برابری کند. این قانون به مجری قانون (فرجا) دستور میدهد شبکههای دوربینهای ثابت و سیار را گسترش دهد، آنها را با پایگاههای اطلاعاتی هویت ملی ادغام کند و از هوش مصنوعی برای دستیابی به آنچه قانون «شناسایی قطعی» متخلفان کد لباس مینامد استفاده کند. این زبان حقوقی دقت و عینیتی را فرض می کند که تحقیقات جهانی قبلاً آن را به چالش کشیده است، به ویژه در مورد طبقه بندی نادرست جنسیتی و نژادی در سیستم های تشخیص چهره (کوک و هاسمات، 2014؛ گیل، 2019؛ چوا و همکاران، 2025).
ساختار قانون نشان میدهد که هوش مصنوعی چقدر در منطق اخلاقی موجود قرار گرفته است. دوربینها در خیابانها، بزرگراهها، مراکز خرید، بانکها و حملونقل عمومی بهعنوان ناظر ثابت عمل میکنند. وقتی یک الگوریتم تصویر گرفته شده را به عنوان حجاب نامناسب تفسیر می کند، به طور خودکار جریمه SMS ایجاد می شود. اولین جریمه به مدت سه سال تعلیق می شود، نه به عنوان یک حرکت رحمت، بلکه به عنوان یادآوری این که دولت فرد را ثبت کرده است و تخلف را در ذخیره نگه می دارد. تخلف دوم جریمه اول را فعال می کند و جریمه جدیدی اضافه می کند. سومی می تواند به مراحل قضایی تشدید شود. آنچه زمانی نیاز به رویارویی داشت، اکنون تنها به یک نگاه از دوربین نیاز دارد (حجاب و عفاف، 2024).
این در واقع ایجاد یک حافظه الگوریتمی است. هنگامی که یک زن وارد سیستم می شود، سابقه دیجیتالی او بخشی از دستگاه نظارت بلندمدت دولت می شود. این صرفاً مجازات یک عمل نیست. این تولید یک نمایه اخلاقی مداوم است که به شماره هویت ملی گره خورده است که دسترسی او به خدمات دولتی را شکل می دهد. ماده 54 این قانون جریمه های پرداخت نشده را به محدودیت در گذرنامه، خدمات بانکی و گواهینامه رانندگی مرتبط می کند. انتخاب شخصی در لباس به عامل تعیین کننده تحرک و مشارکت اقتصادی تبدیل می شود. این پیامدها منعکس کننده الگوهای جهانی گسترده تری هستند که در آن سیستم های دیجیتال، زمانی که با مقررات اخلاقی درگیر شده بودند، مجازات هایی را ایجاد می کنند که به طور نامتناسبی گروه های به حاشیه رانده شده را هدف قرار می دهد (گیل، 2019؛ کاتال و یونگ، 2021).
هنگامی که یک زن وارد سیستم می شود، سابقه دیجیتالی او بخشی از دستگاه نظارت بلندمدت دولت می شود.
اما مجازات فقط یک بعد است. قانون با از بین بردن مرزهای بین عمومی و خصوصی، جغرافیای نظارت را گسترش می دهد. هر اقدامی که «در فضای واقعی یا مجازی» قابل مشاهده باشد، بهعنوان رخداد عمومی تلقی میشود. عکسی که در اینستاگرام منتشر می شود مدرک می شود. ویدئویی که با دوستان به اشتراک گذاشته میشود به یک تخلف احتمالی تبدیل میشود. زندگی دیجیتال بخشی از حوزه اجرایی می شود. این مانور حقوقی با روندها در چندین جامعه محافظه کار دیگر که در آن بیان آنلاین زنان به عنوان شکلی از اخلاق عمومی کنترل می شود، همسو است (دیده بان حقوق بشر، 2020). در ایران، این بدان معناست که حضور دیجیتالی یک زن به اندازه حرکت فیزیکی او تحت نظارت است.
معماری کنترل الگوریتمی
شاید بیثباتکنندهترین عنصر قانون، انتشار مسئولیتهای اجرایی باشد. صاحبان مشاغل، اپراتورهای پلت فرم و رانندگان اشتراکی به عنوان عوامل کمکی استخدام می شوند. راننده باید مسافری را که مطابقت ندارد گزارش دهد. صاحب کافه می تواند به خاطر لباس مشتری جریمه شود. پلتفرمها باید محتوای تولید شده توسط کاربر را زیر نظر بگیرند یا در مقابل مسئولیتهای خود قرار بگیرند. این شبکهای از نظارت ایجاد میکند که در آن تعاملات اجتماعی معمولی با پتانسیل گزارشدهی همراه است. برای فعالان زن – به ویژه آنهایی که در تظاهرات «زنان، زندگی، آزادی» فعال هستند- این بدان معناست که سازماندهی آنلاین به طور فزاینده ای مخاطره آمیز است. پستهایی که زمانی همبستگی ایجاد میکردند، اکنون محرکهای الگوریتمی برای مداخله در اختیار دولت قرار میدهند (Miaan، 2024؛ BBC، 2025).
اثر انباشته محیطی است که در آن هوش مصنوعی نه به عنوان یک ابزار جدید، بلکه به عنوان گام بعدی منطقی در رژیمی عمل می کند که همیشه مشروعیت سیاسی را به تنظیم بدن زنان گره زده است. تعهدات ایدئولوژیک دولت بدون تغییر باقی می ماند. آنچه تغییر کرده است ظرفیت عملیاتی آن است. گشتهای اخلاقی که زمانی خشم را برمیانگیختند، با سیستمی جایگزین شدهاند که هم فراگیرتر است و هم مقابله با آن سختتر است. مقاومت در برابر یک افسر انسانی ممکن است. مقاومت در برابر طبقه بندی الگوریتمی مدفون در یک پایگاه داده دولتی بسیار دشوارتر است.
آنچه ایران نشان می دهد این است که هوش مصنوعی ذاتاً حکومت را دموکراتیک یا مدرن نمی کند. این فناوری به سمت منطقی که در آن تعبیه شده است خم می شود. در نظم سیاسی مبتنی بر سلسله مراتب جنسیتی و نظارت اخلاقی، هوش مصنوعی به یک مکانیسم بسیار کارآمد برای کنترل پدرسالار تبدیل میشود. تغییر از گشت زنی خیابانی به شبکه دوربین نشان دهنده تحول در ارزش ها نیست، بلکه یک اصلاح در اجراست. همه چیز در خدمت ایدئولوژی است. فقط ابزارها تغییر کرده اند
مراجع
آلتوسر، ال (1970). ایدئولوژی و دستگاه های ایدئولوژیک دولتی. نظریه فرهنگی: گلچین، 204-222.
چوا، AY، چن، ام.، کان، ام.، و سئو، دبلیو (2025). پیش داوری های دیجیتال: تجزیه و تحلیل سوگیری های جنسیتی، نژادی و مذهبی در چت ربات های هوش مصنوعی. تحقیق اینترنتی، 1-27.
قانون جرایم رایانه ای. (2009). جمهوری اسلامی ایران.
Cook dinner, J., & Hasmath, R. (2014). ساخت و عملکرد گفتمانی هویت جنسیتی در رسانه های اجتماعی. جامعه شناسی کنونی، 62(7)، 975-993.
اختبار (د). قانون حمایت از خانواده با ترویج فرهنگ عفاف و حجاب. (2024). جمهوری اسلامی ایران.
فاکس، ام جی (2015). جنسیت به عنوان «تعامل قواعد»: تشخیص تعامل معرفتی گفتمان پزشکی و حقوقی با طبقه بندی جنسیت و جنسیت در چهار نسخه طبقه بندی اعشاری دیویی. دانشگاه ویسکانسین-میلواکی
گیل، آر (2019). نظارت یک مسئله فمینیستی است. در کتاب راهنمای روتلج فمینیسم معاصر (ص 148-161). راتلج.
دیده بان حقوق بشر (2020، 17 اوت). مصر: موجی از تعقیب «اخلاقی» زنان. دیده بان حقوق بشر. https://www.hrw.org/news/2020/08/17/egypt-spate-morality-prosecutions-women
قانون مجازات اسلامی ایران. (1983). جمهوری اسلامی ایران.
Katyal، SK و Jung، JY (2021). پانوپتیکون جنسیتی: هوش مصنوعی، جنسیت و عدالت طراحی. UCLA L. Rev.، 68، 692.
میان. (2024، 14 ژوئن). کنترل دیجیتال ایران: سیر تحول سانسور و نظارت در میان جنبش “زنان، زندگی، آزادی”. https://miaan.org/irans-دیجیتال-کنترل-تکامل-سانسور-و-نظارت-در-میان-جنبش-آزادی-زندگی-زنان/
شیرازی، ف. (1380). حجاب رونمایی شد: حجاب در فرهنگ مدرن (ص 94). Gainesville: انتشارات دانشگاه فلوریدا.
شناخت محیط رسانه های اجتماعی ایران. (2025، 15 سپتامبر). بی بی سی https://monitoring.bbc.co.uk/inside-bbcm/171
