حفظ امنیت ترکیه: استراتژی اردوغان در خاورمیانه ناآرام
اظهارات اخیر رجب طیب اردوغان، رئیس جمهور ترکیه و تلاش های دیپلماتیک هاکان فیدان، وزیر امور خارجه، در مجموع نشان دهنده واکنش یکپارچه ترکیه به وضعیت به سرعت رو به وخامت منطقه است. اردوغان به وضوح دیدگاه خود را با یک پیام بسیار قوی ارائه کرد: “ما کشورمان را از گودال آتش دور نگه خواهیم داشت.” فیدان درباره خطرات منطقه ای توضیح داد: متأسفانه این جنگ که آمریکا و اسرائیل به صورت غیرقانونی و برخلاف قوانین بین المللی به راه انداخته اند، به طور فزاینده ای با خطر گسترش در سراسر منطقه مواجه است.
اساساً، نگرانیهای ترکیه بسیار زیاد است و آنکارا استراتژی هماهنگی را دنبال میکند که بر سه ستون به هم پیوسته بنا شده است: حفظ ثبات داخلی، اجتناب از دخالت مستقیم نظامی در درگیریهای منطقهای رو به رشد، و استفاده از دیپلماسی برای محافظت از انعطافپذیری ژئوپلیتیک و انعطافپذیری اقتصادی.
در سطح داخلی، پیام اردوغان به شدت بر تداوم این توافق تاکید دارد.ترکیه عاری از ترورروند و عزم دولت برای پاسخ قاطعانه به تحریکات، اجتناب از استفاده ابزاری از ایران یا آمریکا و اسرائیل. آسیبپذیریها، بهویژه زمانی که منطقه مجاور ترکیه بیثباتتر و نظامیتر میشود، بنابراین، ثبات داخلی به عنوان پایهای ضروری برای سیاست خارجی مؤثر تلقی میشود.
در مورد استراتژی ترکیه، هم اظهارات اردوغان و هم تلاشهای دیپلماتیک فیدان نشاندهنده سیاست عمدی حفظ فاصله محتاطانه از درگیری مستقیم است. عزم اردوغان برای حفظ ترکیه “خارج از حلقه آتش” با ارتباط فعال فیدان با بازیگران منطقه ای، اروپایی و فرا آتلانتیک تکمیل می شود. آنکارا انفعال یا بی طرفی را به معنای محدود اتخاذ نمی کند. در عوض، به دنبال این است که فعالانه غیر جنگ طلب باشد. به عبارت دیگر، ترکیه قصد دارد بدون دخالت مستقیم در مناقشه، از نظر سیاسی با نفوذ و از نظر دیپلماتیک مرکزی باقی بماند. این به وضوح نشان دهنده خودمختاری استراتژیک ترکیه است، اما در شرایط منطقه ای خطرناک تر و فشرده تر از بحران های قبلی.
از این نظر، به نظر می رسد دیپلماسی ترکیه بر مدیریت بحران ها، کاهش تنش ها و حفظ کانال های ارتباطی میان بازیگران به طور فزاینده ای متمرکز است. تماس با شرکای خلیجفارس، کشورهای اروپایی و سازمانهای فراآتلانتیک گستردهتر نشان میدهد که آنکارا تلاش میکند در هر تلاش دیپلماتیک مرتبط به طور همزمان مشارکت داشته باشد و نشست اسلامآباد در همین چارچوب بود.
این رویکرد چند وجهی نشان دهنده استراتژی قدرت متوسط است. ترکیه قصد دارد با کمک به چندین طرف همزمان، نفوذ خود را به حداکثر برساند. این سودمندی تنها به دلیل موقعیت جغرافیایی یا قدرت نظامی آن نیست، بلکه به دلیل توانایی آن در باز نگه داشتن گفتگو با طرف هایی است که به یکدیگر اعتماد ندارند.
یکی از جنبه های کلیدی تصویر کلی، ادغام سیاست خارجی و امنیت اقتصادی است. آنکارا جنگ منطقه ای را نه تنها به عنوان یک چالش نظامی و دیپلماتیک، بلکه به عنوان یک تهدید مستقیم اقتصادی، عمدتاً از طریق نوسانات قیمت نفت، فشارهای تورمی و عدم اطمینان در عرضه انرژی می داند. اشاره اردوغان به ابزارهای مالی بالقوه، مانند مکانیسم های تعدیل قیمت سوخت، نشان می دهد که دولت در حال آماده شدن است تا مانند سایر کشورهای در حال توسعه، از اقتصاد داخلی در برابر عوامل ژئوپلیتیک محافظت کند. در همین حال، طبق گزارشها، دستور کار دیپلماتیک شامل انعطافپذیری انرژی و هماهنگی اقتصادی گستردهتر است که نشان میدهد ترکیه در تلاش است تا شوکهای خارجی را قبل از تأثیر کامل بر اقتصاد داخلی مدیریت کند. این درک رو به رشدی را برجسته می کند که در محیط امروزی، دیپلماسی دیگر نمی تواند از کنترل تورم، امنیت عرضه یا ثبات اجتماعی جدا باشد.
دیدگاه سیستمی گسترده تر به همان اندازه قابل توجه است. ارجاعات اردوغان به چندقطبی، رقابت تکنولوژیک، زنجیره تامین، کریدورهای انرژی و نفوذ ژئوپلیتیکی، بحران کنونی را در یک دگرگونی بزرگتر نظم بین المللی قرار می دهد. به نظر می رسد اقدامات دیپلماتیک او در عمل بازتاب این جهان بینی است. آنکارا لحظه حال را نه به عنوان یک شعله ور شدن منطقه ای منزوی، بلکه به عنوان بخشی از بازسازی بلندمدت پویایی قدرت جهانی می داند. در این بازسازی، ترکیه قصد دارد خود را به عنوان یک بازیگر منطقه ای انعطاف پذیر، خودکفا و حیاتی قرار دهد. تمرکز بر استقلال دفاعی-صنعتی، امنیت انرژی و دیپلماسی قابل انطباق، همگی از این روایت استراتژیک گستردهتر حمایت میکنند.
در عین حال، این استراتژی با محدودیت های آشکاری مواجه است. سیاست ایجاد توازن میان گروه های متخاصم با تشدید جنگ ها و درخواست احزاب همسویی واضح تر، دشوارتر می شود. توانایی میانجی گری ترکیه به این بستگی دارد که آیا طرف های مربوطه همچنان آنکارا را معتبر، مفید و به اندازه کافی بی طرف می دانند. به همین ترتیب، تلاشها برای دور ماندن از مناقشه ممکن است با سرریزهای غیرمستقیم، مانند جنبشهای پناهندگان، تشدید نیروهای نیابتی، اختلالات بازار و قطبیسازی سیاسی داخلی به چالش کشیده شود. تلاش های بدخواهانه اسرائیل برای برهم زدن ابتکار ترکیه محور نیز باید مورد تاکید قرار گیرد. با عمیق تر شدن درگیری های منطقه ای، ممکن است فضای ابهام مدرج حتی محدودتر شود.
ترکیه در حال ورود به یک دوره افزایش پوشش استراتژیک است. این امر ثبات داخلی را تقویت می کند، روی انعطاف پذیری سیاسی و اقتصادی سرمایه گذاری می کند و روابط دیپلماتیک را در بین بلوک های رقیب گسترش می دهد. بنابراین، آنکارا انتظار دارد که بحران منطقهای بلندمدت باشد تا کوتاهمدت و تبدیل به یک وضعیت طولانیمدت از نوسانات ژئوپلیتیکی شود.
موفقیت این استراتژی به سه عامل بستگی دارد: اول اینکه آیا می توان ثبات داخلی را بدون ایجاد تنش های داخلی جدید حفظ کرد؟ دوم اینکه آیا ترکیه می تواند به عنوان یک گفتگوی معتبر در میان گروه های رقیب عمل کند یا خیر؟ و سوم اینکه آیا ابزارهای اقتصادی برای کاهش اثرات داخلی انرژی طولانی مدت و بی ثباتی بازار کافی است یا خیر. اگر این سه جنبه قابل کنترل باقی بماند، ترکیه می تواند موقعیت خود را به عنوان یک قدرت میانی کلیدی تقویت کند. در غیر این صورت، همان رویکرد ممکن است با چالش های مهمی روبرو شود.
مقاله اصلی را ببینید اینجا
