“جنگ علنی” اعلام شده توسط وزیر دفاع پاکستان علیه افغانستان، تشدید وحشتناکی را در منطقه ای که از قبل از درگیری در حال فروپاشی است، نشان می دهد.
نبردها پس از آتش بس موقت در روز عید در منطقه ای نه چندان دور از تهاجم مداوم آمریکا و اسرائیل به ایران از سر گرفته شد.
پاکستان در 16 مارس یک مرکز شناخته شده بازپروری مواد مخدر در کابل را مورد حمله هوایی قرار داد و بیش از 400 نفر را کشت.
خشونت کنونی در اواخر فوریه زمانی آغاز شد که پاکستان به اهدافی در داخل افغانستان حمله کرد و گفت که پایگاهها و مخفیگاههای تحریک طالبان (TTP) را هدف قرار میدهد، گروهی شبهنظامی که در سال گذشته بیش از 1200 نفر را در پاکستان کشته است.
این امر منجر به حملات تلافی جویانه طالبان در امتداد مرز شد. پاکستان سپس پایگاه هوایی بگرام را بمباران کرد – زمانی که جواهرات اشغالگری تحت رهبری ایالات متحده بود – با ادعای کشته شدن ده ها نفر.
پاکستان طالبان را به پناه دادن به TPP متهم می کند که به عنوان طالبان پاکستانی نیز شناخته می شود. این گروه با طالبان پیوندهای ایدئولوژیکی دارد و همچنین از مخالفت گروه های قبیله ای پشتون محلی در شمال غرب پاکستان برای ادغام آنها در کشور درخواست می کند.
پشتون ها بزرگ ترین گروه قومی در داخل افغانستان هستند که در نتیجه مرزهایی که تحت حاکمیت استعمار بریتانیا ایجاد شده است، بین دو کشور تقسیم شده است.
ظهور TPP محصول بازگشتی از تاریخ طولانی پاکستان در حمایت از گروه های مختلف اسلامگرای مسلح در افغانستان است که با تلاش های این کشور برای حمایت از جنگ نیابتی ایالات متحده علیه تهاجم روسیه در سال 1979 آغاز شد. همچنین در دهه 1990 از طالبان حمایت کرد و یکی از معدود کشورهایی بود که در اولین باری که در سال 199 قدرت را در دست گرفت، دولت طالبان را به رسمیت شناخت.
تحریک طالبان پاکستان محصول جانبی مستقیم طالبان بود که توسط جهادگران پاکستانی تشکیل شد که در سال 2007 در کنار طالبان افغانستان جنگیدند.
شورشهای این کشور اکنون دولت پاکستان را بیثبات میکند و حملاتی را در اسلامآباد پایتخت و همچنین در استانهای این کشور بسیار فراتر از مرکز آن در مناطق مرزی ترتیب میدهد.
این مشکل با ضعف دولت غیرنظامی بزرگتر شده است. شهباز شریف، نخست وزیر، دولت اقلیت را با حمایت یک ائتلاف شکننده اداره می کند و او را به ارتش وابسته می کند. جنگ با افغانستان یک هدف دوگانه را دنبال می کند: هدف آن از بین بردن تهدید ستیزه جویانه برای دولت است و به ارتش اجازه می دهد تا خود را به عنوان مدافع ضروری دولت معرفی کند.
این زمینه را برای تسلط نظامی احتمالی دیگری فراهم می کند. دولت قبلاً یک سری اقدامات برای حفظ ژنرال ها در کنار خود انجام داده است.
در اواخر سال 2025، مجلس اصلاحیه ای را تصویب کرد که به فیلد مارشال عاصم منیر مصونیت قانونی کامل مادام العمر داده و کنترل وی را به عنوان “رئیس نیروهای دفاعی” گسترش داد.
اصلاحیه دیگری در ماده 243 در قانون اساسی پاکستان عملاً مصونیت از تعقیب کیفری را برای همه رهبران عالی رتبه نظامی اعطا کرد و در عین حال ساختار فرماندهی نظامی را نیز تغییر داد.
در همین حال، اقتصاد زیر بار همه این درگیری ها در حال فروپاشی است. جنگ علیه ایران منجر به افزایش 24.5 درصدی قیمت بنزین شده است و تورم کلی در عرض چند روز به 10.5 درصد رسیده است.
این کشور در چنان آشفتگی قرار دارد که آموزش مدارس را مجبور به تغییر آنلاین کرده است و هر جمعه به طور نامحدود به تعطیل عمومی اجباری تبدیل می شود.
رقابت های امپریالیستی
جنگ همچنین توسط رقابت های امپریالیستی گسترده تر دامن می زند. رقیب اصلی پاکستان، هند، از زمان آغاز درگیری با طالبان، به دنبال توسعه روابط با طالبان بوده است. این امر پاکستان را به ترس از اینکه هند از جنگ طالبان علیه خود حمایت نظامی کند، میانجامد.
رقابت بین ایالات متحده و چین نیز درگیر است. در سالهای اخیر، پاکستان با اتکا به جتها و موشکهای جنگنده J-10C ساخت چین، به چین نزدیکتر شده است.
دو کشور همچنین توافق کردند که کریدور اقتصادی چین و پاکستان (CPEC) را در سال 2015 راه اندازی کنند که بخشی از طرح بلندپروازانه کمربند و جاده چین (BRI) است.
BRI شبکه ای از بنادر، راه آهن و بزرگراه است که هدف آن اتصال آسیا، آفریقا و اروپا است. این شامل ده ها میلیارد دلار سرمایه گذاری چینی در پاکستان است.
به عنوان بخشی از این، چین یک اجاره نامه 40 ساله دریافت کرده است که به آن کنترل بندر گوادر، که موقعیت استراتژیک در اقیانوس هند است، داده شده است.
چین همچنین به دنبال گسترش CPEC به افغانستان و گسترش نفوذ خود در منطقه به امید میانجیگری صلح بین دو طرف بوده است.
اما دولت جدید پاکستان همچنین در تلاش است تا از وابستگی بیش از حد به چین جلوگیری کند و به هیئت صلح دونالد ترامپ ملحق شود و از طریق معاملات تجاری از جمله طرحی برای بازسازی هتل متعلق به دولت پاکستان در نیویورک، خود را با رئیس جمهور ایالات متحده خشنود کند.
پاکستان از ایالات متحده برای آغاز جنگ خود علیه طالبان تشویق شده است و وزارت امور خارجه ایالات متحده حمایت خود را از “حق پاکستان برای دفاع از خود در برابر حملات طالبان” اعلام کرده است.
بحران افغانستان
پاکستان همچنین به دنبال گرسنگی اقتصادی به افغانستان بوده است. اسلام آباد تلاش مداومی برای قطع عمدی مسیرهای تجاری کلیدی به کابل در ماه اکتبر انجام داد و اقتصاد محصور در خشکی افغانستان را که وابسته به کالاهای عبوری از پاکستان است، ویران کرد.
این جنگ اقتصادی همچنین شامل ظلم نسبت به پناهجویانی است که از طالبان فرار می کنند و در شمال وارد پاکستان می شوند. حکومت پاکستان تنها در سال 2025 بیش از یک میلیون افغان را اخراج کرده است. از سال 2023، 3.4 میلیون افغان به اجبار از پاکستان و ایران اخراج شده اند.
از زمان بازگشت طالبان به قدرت در سال 2021، غرب نیز کمک به افغانستان را مسدود کرده و تلاش کرده است تا دولت جدید را منزوی کند.
این در پی جنگ 20 ساله ایالات متحده و اشغال افغانستان با حمایت دولت استرالیا است که اقتصاد این کشور را ویران کرد.
استرالیا باید درهای خود را به روی پناهجویان افغان بگشاید و قربانی نژادپرستانه فراریان از رژیم طالبان را که اشغال افغانستان توسط غرب دوباره احیا کرده است را رد کند.
از طوبی انور
