در لحظات آرام، خاطرات افغانستان به شراز احمدی لولهکش پشت بام ملبورن بازمیگردد.
کودکی که با جنگ قطع شده است. برادر بزرگترش با بمب دست ساز کشته شد. پدرشوهرش در جریان کمینی که شیراز را هدف قرار داد به گردن شلیک کرد. ماموریت های مرگبار با نیروهای ویژه آمریکا
شیراز به ۷.۳۰ می گوید: «من همیشه به آن فکر می کنم.
اما وقتی به آن چیزها فکر میکنم، ناگهان فکرم را به چیزهای خوبی که اکنون دارم تغییر میدهم. برای مثال، من در یک کشور امن زندگی میکنم (و) با آرامش زندگی میکنم.
“من دو بچه دارم و دخترم می تواند به مدرسه برود.“
شیراز از سال 2016 تا 2019 به عنوان مترجم برای نیروهای استرالیایی در کابل کار می کرد. اکنون، در سال 2026 به او نقشی کلیدی در راهپیمایی روز RSL Victoria Anzac داده شده است.
عکس شیراز در یک پایگاه استرالیایی در کابل. (عرضه شده است)
او یک سفیر در رأس راهپیمایی خواهد بود و به نمایندگی از همه کارگران شاغل محلی، مانند مترجمانی که با استرالیایی ها در افغانستان کار می کردند، خواهد بود.
کارمندان شاغل محلی تمام خطرات همکاران خارجی خود را که در افغانستان مستقر هستند، بدون محافظت از خوابیدن در یک پایگاه به شدت محافظت شده در شب، تجربه کردند.
دکتر مارک شروفل، رئیس ایالت RSL ویکتوریا میگوید: «آنها اغلب در کاری که انجام میدهند ریسک زیادی میکنند.
آنها نه تنها در خط مقدم پشتیبانی، به ویژه فرماندهان، آگاهی از موقعیت، توصیههای فرهنگی و مواردی از این دست را ارائه میکنند، بلکه در جوامع خود نیز ریسک میکنند.»
ماموریت های خطرناک
در سال 2016، زمانی که شیراز برای نیروهای استرالیایی کار می کرد، برای ملاقات با پدرشوهرش به خارج از پایگاه رفت.
برخی از مأموریتهایی که شیراز در آن شرکت کرد، پرخطر بودند. (عرضه شده است)
شیراز می گوید: “برای ملاقات با او به مغازه اش رفتم و به محض اینکه از مغازه خارج شدیم صدای گلوله شنیدم و ناگهان پدرشوهرم روی زمین افتاد. و جمعیت زیادی بود و همه شروع به دویدن کردند.”
وقتی گرد و غبار خود را پاک کرد، متوجه شد که گردن پدرشوهرش مورد اصابت گلوله قرار گرفته است. او خوش شانس بود که زنده ماند.
شیراز در سال 2016 هدف کمینی قرار گرفت که پدرشوهرش را به شدت مجروح کرد. (عرضه شده است)
شیراز در کابل با افسر ارتش استرالیا گاس مک فارلین همکاری نزدیک داشت.
مک فارلین، که اکنون سرهنگ دوم است، میگوید: «تضاد ترتیبات امنیتی برای آنچه که من تجربه کردم، زندگی در یک پایگاه حفاظتشده در مقایسه با آنچه که او باید هر روز انجام میداد، آشکار بود.
“این واقعاً تعهدی را که او به جامعه خود، به افغانستان داشت، برای من برجسته کرد، که چقدر به کاری که در آنجا انجام می داد اعتقاد داشت.”
سرهنگ دوم مک فارلین می گوید که شیراز بسیار بیشتر از ترجمه ارائه کرده است.
سرهنگ دوم گاس مک فارلین (سمت چپ) می گوید که شیراز از طریق کار خود به امنیت سربازان استرالیایی در افغانستان کمک کرده است. (عرضه شده است)
او میگوید: «موارد متعددی وجود داشت که طالبان به پایگاههای ما نفوذ کرده و تلفات وارد کردند.
“من توانستم کسی را داشته باشم که بتوانم به او اعتماد کنم که نه تنها گفتگوی را که در جریان بود تفسیر کند، بلکه اتاق را بخواند، آنچه را که در جریان است بخواند، درباره آنچه در خارج از مقر فرماندهی گارنیزیون کابل اتفاق میافتد توضیحاتی ارائه دهد.”
شیراز زمانی که ایالات متحده در سال 2001 به افغانستان حمله کرد، کودک بود، اما او و برادرش فردوس متوجه شدند که فرصت های شغلی برای کسانی وجود دارد که می توانند انگلیسی صحبت کنند.
شیراز احمدی ترجیح داد زبان انگلیسی را بیاموزد تا بتواند شغلی پیدا کند. (عرضه شده است)
آنها زبان انگلیسی خوانده اند و در سال 2010، زمانی که شیراز 18 ساله بود، به عنوان مترجم مشغول به کار شد.
او به پدر و مادرش گفت که شغل امنی دارد و در یک پایگاه در یک استان “امن” کار می کند.
کاری که او در واقع انجام می داد این بود که با نیروهای ویژه ایالات متحده به عملیات می رفت.
ماموریت ها فوق العاده خطرناک بودند. در یک عملیات دو سرباز کشته و شش سرباز زخمی شدند.
شیراز به پدر و مادرش گفته بود که در یک پایگاه کار امنی دارد، اما واقعیت به مراتب متفاوت بود. (عرضه شده است)
شیرازی یادآور می شود: «آن مأموریت برای دو روز برنامه ریزی شده بود، اما به مدت 15 روز تمدید شد.
“این سخت ترین ماموریتی بود که داشتیم. هواپیما با چتر برای ما غذا می انداخت چون مسیری برای رانندگی غذا برای ما وجود نداشت.“
او هنوز عکسی از خود در کنار گروهی از سربازان نیروی ویژه نگه داشته است. شیراز می گوید که سه تن از این سربازان متعاقبا کشته شدند.
شیراز (راست راست) در کنار نیروهای ویژه ایالات متحده در برخی از خطرناک ترین مناطق افغانستان گشت زنی می کرد. (عرضه شده است)
نقش او این بود که به عنوان رابط بین نیروهای آمریکایی و ارتش ملی افغانستان و افسران پلیس که در کنار آنها کار می کردند، عمل کند. ترجمه و مشاوره فرهنگی می داد.
او می گوید: “آمریکایی ها نمی دانستند کدام مسجد است، کدام یک خانه معمولی است. اما ما می دانستیم؛ کتاب می دیدیم، سجاده نماز می دیدیم.”
بنابراین اگر یک آمریکایی را ببینید که با چکمههایش و سگهای سگش در داخل مسجد راه میرود، بلافاصله غیرنظامیان را تحریک میکند.»
هدف هموطنان خودش است
بسیاری از غیرنظامیان افغان از آمریکایی ها دلخور بودند، اما از مترجمان نیز متنفر بودند، مانند شیراز که با آنها کار می کرد.
شیراز می گوید: «آنها اصلاً از مترجمان خوششان نمی آمد. با آنها به عنوان یک کافر رفتار می کردند که به خدا اعتقاد ندارد.
فردوس برادر شیراز در سال 2017 بر اثر انفجار بمب کشته شد و بعداً خانه خانوادگی وی هدف حمله بمبی قرار گرفت که پدر و برادر کوچکترش به شدت مجروح شدند.
شیراز معتقد است این حملات برای انتقام کار او بوده است.
فردوس برادر شیراز احمدی در سال 2017 بر اثر انفجار بمب کشته شد. (عرضه شده است)
شیراز به 7.30 می گوید: «دست ها، پاهایش سوختند… وقتی انفجار اتفاق افتاد، فرار کردند.
اما به محض اینکه به یاد آوردند که پدرم داخل آتش است، دوباره به سمت آتش رفت و او را گرفت و بیرون کشید. بنابراین در حالی که پدرم را از آتش بیرون می آوردند، سوختند.
در آن زمان مشخص شده بود که افغانستان دیگر برای شیراز یا خانواده اش امن نیست.
در سال 2019، وی به همراه همسر و پسرش به عنوان بخشی از یک طرح دولتی برای کمک به افرادی که با سربازان استرالیایی کار کرده بودند ویزای استرالیا دریافت کردند.
گاس مک فارلین نامه های حمایتی برای کمک به خانواده برای آمدن به استرالیا نوشته بود.
سرهنگ مک فارلین می گوید: “به نظر من او مستقیماً به امنیت من و سایر سربازان استرالیایی که در افغانستان مستقر شده بودند کمک کرد.”
والدین و برادر کوچکتر شیراز متعاقباً ویزا دریافت کردند.
در آستانه روز آنزاک، او به ساعت 7.30 گفت که از سالهای درگیری در افغانستان آسیبی ندیده است.
شیراز میگوید که هیچ آسیبی از جنگ نداشته است، اما خاطرات آن هرگز خیلی دور نیستند. (عرضه شده است)
او می گوید: «شاید افغان ها سرسخت باشند.
“آنها اکنون بیش از 50 سال است که با جنگ روبرو هستند. شاید این دلیل دیگری باشد، زیرا از زمانی که ما بچه بودیم، اسلحه گرم می شنویم … ما در مورد جنگ صحبت می کنیم، در مورد از دست دادن اعضای خانواده، از دست دادن اقوام، و آنها بمب ها را می بینند، می بینند که مردم منفجر می شوند، آنها می بینند که وسایل نقلیه منفجر می شوند.”
در حالی که او در حال توضیح تأثیر جنگ بر مردم افغانستان است، فرزندانش سلطان و سوفیا در حال ورود به اتاق استراحت هستند.
شیراز میگوید: «اگر هنوز در افغانستان گیر کرده بودم، دخترم نمیتوانست به مکتب برود و خانوادهام و من در امان نبودم».
من به نکات مثبتی که اکنون در زندگی ام دارم فکر می کنم.
شیراز و خانواده اش از زندگی جدید خود در استرالیا خوشحال هستند. (ABC Information: آدام هاروی)
سرهنگ دوم مک فارلین میگوید که افتخار میکند که RSL شیراز و همه کارکنان محلی را در این روز آنزاک به رسمیت میشناسد.
او به 7.30 می گوید: «گاهی اوقات فراموش کردن این واقعیت آسان است که فقط آن افراد یونیفرم پوش نیستند و فقط استرالیایی ها نیستند که به آنجا می روند.
«مشارکت مردم افغانستان در هدایت آینده شان بسیار زیاد بود.
“خطری که برای آنها مطرح شد تا بتوانند بروند و این کار را انجام دهند، بسیار واقعی بود. و قطعاً باید در روزهایی مانند روز آنزاک به رسمیت شناخته شوند.“
تماشا کنید 7.30، دوشنبه تا پنجشنبه ساعت 7:30 بعد از ظهر ABC iview و تلویزیون ABC