آیا پرزیدنت ترامپ «خارج از رمپ» خود را از جنگ در ایران کشف کرده است؟ دولت او اصرار دارد که قدرت نظامی ایران در هم شکسته شده است، که اقتصاد از قبل شکستهاش اکنون کاملاً مرده است، و جمهوری اسلامی در آخرین پاهای خود قرار دارد و ناامید از دستیابی به توافق است.
با این حال، تهران، یا دولت عمیق سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که عملاً تیراندازی می کند، هنوز تمایل چندانی برای پذیرش شکست نشان نمی دهد. در واقع، صداها و تبلیغات رسمی که از کانالهای ایرانی منتشر میشود، حاکی از رژیمی است که احساس میکند ترامپ مرتکب یک اشتباه بزرگ استراتژیک شده است.
ترامپ حداقل در سایت Reality Social آتشبس خود را «به طور نامحدود» در حالی که مذاکرات ادامه دارد تمدید کرده است. اما به نظر میرسد مذاکرات صلح ایران – مشابه بسیاری از جنبههای دیگر دوره ریاستجمهوری دوم ترامپ – در حالتی عجیب و غریب بین واقعیت و خیال وجود دارد.
اگر آمریکا و اسراییل نتوانند مشکل ایران را حل کنند، این به سختی نشانه خوبی برای نظم نوین جهانی است
تنگه هرمز همچنان بسته است محاصره دریایی آمریکا همچنان ادامه دارد. تحریم های آمریکا همچنان پابرجاست. مسائل اساسی که جنگجویان را از هم جدا می کند حل نشده باقی می ماند و قیمت نفت در حال افزایش است زیرا بازارها متوجه می شوند که جنگ فقط به این دلیل پایان نمی یابد که رئیس جمهور در رسانه های اجتماعی با حروف بزرگ “صلح” می گوید.
هدف اصلی آمریکا ساده به نظر می رسد: ایران باید یک بار برای همیشه به برنامه هسته ای خود پایان دهد. اما به نظر نمی رسد که ایران مایل به تعهد باشد و همچنان می خواهد برنامه موشکی بالستیک و همچنین آزادی حمایت از نیروهای نیابتی خود در منطقه داشته باشد.
همه این شرایط برای متحدان آمریکا در خلیج فارس، به ویژه اسرائیل، عربستان سعودی و امارات غیرقابل قبول است که به طور فزاینده ای بر این باورند که جمهوری اسلامی نمی تواند زنده بماند. اگرچه ترامپ میخواهد راهی برای خروج از این جنگ پرهزینه و غیرمحبوب پیدا کند، اما ممکن است در یابد که چارهای جز انجام کاری که شاهینهای حلقه او همیشه میخواستند، ندارد: «کار را تمام کن». به عبارت دیگر شروع مجدد و تشدید کارزار نظامی و استقرار عملیات زمینی.
تعداد کمی انتظار دارند که ترامپ به تهاجم تمام عیار متوسل شود، اما تامین امنیت تنگه هرمز به معنای مقابله با تهدیدات کشتیرانی در امتداد سواحل ایران است. با این حال، این تهدیدها از یک سیستم کنترل متمرکز ایران سرچشمه نمیگیرد: بلکه مانند حوثیها در یمن، به نظر میرسد که مقاومت ساحلی ایران عمدتاً از عناصر دزدی دریایی تشکیل شده است که به شدت به تهران وفادار هستند اما بر اساس شرایط خود عمل میکنند.
این عناصر را می توان بمباران کرد و به صورت پراکنده جبران کرد. اما برای تضمین عبور آزادانه در تنگه، آمریکا و متحدانش باید مبالغ بیشتری را خرج کنند و دارایی های دریایی و هوایی قابل توجهی را برای رسیدگی به این مشکل سازان متعهد کنند.
تصویر روشنتر این است که با وجود تمام اختلالات ناشی از ایران، این درگیری ممکن است خبر خوبی برای صنایع قدرتمندتر نفت و گاز آمریکا باشد. صداهای باهوشتر حامی جنگ ایران همیشه نشان دادهاند که بحران درازمدت بر سر هرمز میتواند به تجدید نظر انرژی به نفع ایالات متحده کمک کند.
از نظر تئوری، آمریکا اکنون ممکن است بتواند وضعیت خود را به عنوان ابرقدرت هیدروکربنی ضروری نشان دهد. ایالات متحده دیگر به نفت خارجی وابسته نیست. تحت فشار جنگ ایران، اوپک، کارتل جهانی نفت که زمانی از اقتصاد جهان اخاذی می کرد، در حال از دست دادن کنترل خود است. امارات متحده عربی از این گروه خارج شده است و اکنون می تواند طلای سیاه را هر چقدر که می خواهد تولید کند. امروزه اوپک تنها 30 درصد از انرژی جهان را کنترل می کند. و آمریکا به گونه ای بر صنعت سوخت های فسیلی تسلط دارد که از دهه 1960 چنین نبوده است. برای دونالد ترامپ، تامین انرژی همیشه مهم ترین موضوع سیاست خارجی بوده است. تصادفی نیست که همه عملیات نظامی مهم او در کشورهایی انجام شده است که دارای ذخایر بزرگ نفتی هستند – از ونزوئلا تا نیجریه و یمن تا ایران. او آشکارا در حال تغییر شکل جهان است تا مطمئن شود آمریکا جریان جهانی هیدروکربن ها را کنترل می کند.
تهدیدی که این استراتژی را تهدید می کند، البته چین است که طرح های خاص خود را در مورد جریان های انرژی جهان دارد. پکن در حال سرمایه گذاری در آینده ای است که در آن انرژی باد، خورشیدی و هسته ای دنیایی را که به طور فزاینده ای برقی می شود، هدایت می کند. سوال کلیدی که بر سر جنگ ایران وجود دارد این است که آیا ثابت می شود که این جنگ ضربه ای به برنامه های جهانی چین است یا خیر؟ آیا ایران پس از جنگ تبدیل به ساتراپی دیگر پکن خواهد شد؟ و آیا چین و نه آمریکا و اروپا خواهند بود که بازگشایی تنگه و بازگشت اقتصاد جهانی به حالت عادی را تضمین می کنند؟
رهبری آمریکا از شکست اروپا در تجهیز کافی خود در جنگ برای خاورمیانه خشمگین است. پنتاگون در هفتههای اخیر پیشنهاد کرده است که بریتانیا و اسپانیا ممکن است به دلیل عدم حمایت از دستور کار ایالات متحده، به ویژه در مورد ایران، «مجازات» شوند. مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، ویدئوهایی را در شبکه های اجتماعی منتشر کرده است که در آن اروپایی ها به دلیل ضعف نیروهای مسلحشان به تمسخر گرفته می شود.
چنین طغیان هایی ممکن است از نظر احساسی رضایت بخش باشد، اما تیم ترامپ باید محتاط باشد. احساسات ضد آمریکایی در سراسر قاره کهن گسترش یافته است. رهبران اروپایی اکنون در مورد “آمریکای ترامپ” صحبت می کنند که گویی شریک مورد ظلم و یا حتی سوء استفاده در یک ازدواج ناموفق هستند. ترامپ ممکن است خواهان پایان ناتو و یک اتحاد امنیتی جدید غربی باشد که حول دوستی خود با اسرائیل ایجاد شود. اما اگر آمریکا و اسرائیل نتوانند مشکل ایران را حل کنند و اروپا نیز تمایلی به آن نداشته باشد، این به سختی می تواند نشانه خوبی برای نظم نوین جهانی باشد.
