مؤسسه دانوب جمعه شب به عنوان یک بحث ویژه در پایتخت مجارستان با حضور دیو روبین مجری برنامه گفتگوی آمریکایی و اوا ولاردینگربروک از جناح راست هلندی برگزار شد.
این دو مفسر محافظهکار در طول گفتوگوی بیش از یک ساعته – و در عین حال بسیار قابل تأمل – از جمله آزادی بیان، مهاجرت، درگیریهای ژئوپلیتیکی از اوکراین به ایران، و اینکه چگونه روی آوردن به خدا میتواند به زوال تمدن غرب بپردازد، به چندین موضوع کلیدی پرداختند.
ایستوان کیس، مدیر اجرایی مؤسسه دانوب، هنگام ارائه سخنان آغازین این شب، استدلال کرد که دموکراسی های لیبرال غربی به طور فزاینده ای نسبت به آزادی بیان محدود شده اند. او این موضوع را به موضع بیش از حد فراگیر نخبگان نسبت به اقلیت های قومی، مذهبی یا جنسی نسبت داد، که منجر به تعریف و تفسیر مفاهیمی مانند سخنان نفرت انگیز و اطلاعات نادرست شد.
از سوی دیگر، کیس ادامه داد: به نام فراگیری، این مفاهیم به ابزاری در دست حاکمیت تبدیل شده است تا صداهای دست راستی مخالف را سانسور کند. او به قانون خدمات دیجیتال اتحادیه اروپا (DSA) اشاره کرد که پیامدهای جدی برای رسانه های اجتماعی دارد، همانطور که در رویدادهای این هفته در مورد محدودیت های تعامل ویکتور اوربان، نخست وزیر مجارستان، چند هفته قبل از انتخابات پارلمانی آتی دیده می شود.


این دو «قهرمان آزادی بیان» – همانطور که کیس توصیف می کند – سپس روی صحنه آمدند و از همان جایی که او متوقف شد با موضوع افزایش سانسور در کشورهای غربی ادامه دادند. Vlaardingerbroek تجربه تازه ای از چنین تحولاتی دارد، مانند او ویزا اخیرا لغو شده است توسط بریتانیا، تنها چند روز پس از انتقاد او از کایر استارمر، نخست وزیر بریتانیا در X. روبین به شوخی پاسخ داد و گفت که او شروع به تعجب کرده است که “چه اشتباهی انجام می دهم که ممنوع نشده ام” و افزود که هر بار که از بریتانیا بازدید می کند تصور می کند “این آخرین بار خواهد بود”.
گفت و گو به زودی از اصول آزادی بیان به موضوع مهاجرت که به موضوع اصلی شب تبدیل شد، منتقل شد. Vlaardingerbroek یکی از واضحترین خلاصهها را از چالش پیش روی اروپا ارائه کرد و هشدار داد که این قاره با سرعتی بیسابقه در حال تغییر است. او گفت: «این قاره نه تنها عمدتاً سفیدپوست بود – بلکه اساساً کاملاً سفید بود – و این در طول دو نسل تغییر کرده است. وی با تاکید بر اینکه این تحول هرگز نتیجه رضایت دموکراتیک نبوده است، افزود: در سال 2015، زمانی که مرکل تصمیم گرفت مرزها را به روی بیش از 2 میلیون مهاجر باز کند، از ما خواسته نشد.
آیا ما قدرت و استقامت لازم برای خلاص شدن از شر این افراد را خواهیم داشت؟
روبین به طور کلی موافق بود، اگرچه او این موضوع را بیشتر از دریچه ظرفیت دولتی و اراده سیاسی مطرح کرد. او با استناد به پرونده آمریکایی، خاطرنشان کرد که تحت سطوح اجرایی فعلی، تلاشهای اخراج در مقایسه با مقیاس مهاجرت غیرقانونی کمرنگ است. او در مورد برکناریها در دولت ترامپ گفت: «این حدود 800000 نفر است. او استدلال کرد که حتی اگر تنها بخشی از آنها “دیدگاه های ضدغربی” داشته باشند یا تهدیدی جدی باشند، مقیاس مشکل بسیار زیاد است. آیا ما قدرت و استقامت لازم برای خلاص شدن از شر این افراد را خواهیم داشت؟ او گفت احتمالاً پاسخ منفی است.
با این حال، روبین تاکید کرد که ایالات متحده همچنان تدابیری دارد که اروپا فاقد آن است و بارها اروپا را به عنوان یک هشدار به جای یک الگو معرفی کرده است. او با این استدلال که آمریکایی ها به طور فزاینده ای در اروپا نمونه ای از آنچه نباید تبدیل شوند، می بینند، گفت: «من از اروپا به عنوان هشدار استفاده می کنم.


Vlaardingerbroek با این موضوع موافق بود و اظهار داشت که اروپا در حال حاضر به وضعیت بسیار ویرانگرتری نسبت به آمریکا رسیده است. او با این استدلال که نخبگان اروپای غربی فقط «انفعال سیاسی و عدم تمایل به انجام کاری در این زمینه» نشان دادهاند، هشدار داد: «اگر ما اقدام نکنیم، تمام شده است».
با این حال، او ادعا کرد که یک تغییر فرهنگی در میان اروپاییهای معمولی در حال انجام است، بسیاری از آنها دیگر اهمیتی ندارند که به خاطر دفاع از میهن خود به عنوان افراطگرا شناخته شوند. او همچنین مهاجرت را به روندهای جمعیت شناختی و ایدئولوژیکی گسترده تر پیوند داد و استدلال کرد که سانسور به ویژه در مورد «مهاجرت و سقط جنین» شدید است، زیرا این موضوعات به جایگزینی جمعیت بومی اروپا می پردازند.
در این تشخیص تیره و تار اروپای غربی، مجارستان به عنوان واضح ترین استثنا در چشم هر دو سخنور ظاهر شد. Vlaardingerbroek مجارستان را به عنوان “تنها کشور معقول در اروپا در مورد مهاجرت” توصیف کرد و به این واقعیت اشاره کرد که تصادفی نیست که بحث در بوداپست در حال انجام است. او گفت: “بوداپست تنها شهری در اروپا است که من به طور منظم از آن بازدید می کنم و فکر می کنم، “به نظر می رسد این سال به سال در حال بهبود است.”
“مجارستان به عنوان واضح ترین استثنا در چشم هر دو سخنران ظاهر شد”
تمجید او از مجارستان زمانی که گفتگو به جنگ در اوکراین تبدیل شد، آشکارتر شد. ولاردینگربروک با رد این ایده که کیف توسط غرب رها شده است، به جای آن استدلال کرد که بروکسل بی پروا جنگ را طولانی می کند و در عین حال تنها رهبر اروپایی را که مایل به مقاومت در برابر تشدید تنش است مجازات می کند. او گفت: «تنها موضع معقول و از نظر اخلاقی درست در این مورد… موضع مجارستان است. بسته های مالی بزرگتر برای کیف او همچنین «سیاسی افراطی» را محکوم کرد باج گیری علیه اوربان توسط Zelenskyy.
Vlaardingerbroek همچنین از رهبری اتحادیه اروپا انتقاد کرد و استدلال کرد که اولویت های آن کاملاً از منافع کشورهای عضو جدا شده است. او استدلال کرد که بروکسل از اروپاییها میخواهد تا برای سیاستهایی که منافع آنها را تامین نمیکند، هزینه کنند، در حالی که مانع از هرگونه بحث جدی درباره مذاکرات صلح میشود.


روبین، اگرچه از دیدگاه آمریکایی صحبت می کرد، اما تا حد زیادی این خط استدلال را تقویت کرد. وی خاطرنشان کرد که اوکراین تا حد زیادی از دستور کار رسانه ای در ایالات متحده خارج شده است و اظهار داشت که این کشور حتی در میان ده موضوع اصلی در سراسر اقیانوس اطلس نیست، زیرا جنگ در ایران و مهاجرت بر گفتمان عمومی حاکم است.
ولاردینگربروک در صحبت از ایران استدلال کرد که سوال تعیین کننده این است که آیا رهبران اروپایی بار دیگر اجازه خواهند داد بی ثباتی در خاورمیانه به موج مهاجرت جدیدی در این قاره تبدیل شود؟ او با بازگشت به همان نسخه اصلی گفت: «مسئله اصلی کشورهای اروپایی وضعیت رهبری آنهاست.»
آمریکا تنها امید ما و تنها وزنه تعادل سیاسی اتحادیه اروپا است.
Vlaardingerbroek در ادامه انتقادات تند اما در واقع دقیق خود، استدلال کرد که احزاب چپ ملی دیگر مشکل اصلی نیستند، زیرا قدرت واقعی اکنون در اختیار «نهادهای هیولایی در اتحادیه اروپا» است که توسط بوروکراتهای چپگرا و انتخاب نشده خدشهدار شدهاند. به نظر او، این ساختارها از پاسخگویی دموکراتیک مصون هستند و دیگر نمی توان آنها را از طریق انتخابات عادی اصلاح کرد.
او افزود که به همین دلیل است که فشار از سوی ایالات متحده مهم است. او با تمجید از ترامپ، جی دی ونس و مارکو روبیو برای به چالش کشیدن آشکار بروکسل، گفت: آمریکا تنها امید ما، تنها وزنه تعادل سیاسی اتحادیه اروپا است.


روبین پیشنهاد کرد که یک دولت تقویت شده ترامپ می تواند اثرات غیر مستقیم قابل توجهی بر اروپا داشته باشد. او با پیشبینی رویکرد تهاجمیتر در قبال اخراجها و سیاست خارجی گفت: «اگر دورههای میاندورهای خوب پیش برود، ترامپ کاملاً از زنجیر باز میشود». او افزود که چنین تغییری می تواند به عنوان “سیگنالی برای اروپا برای انجام کارهایی که باید انجام شود” باشد.
بحث با نکتهای فلسفیتر به پایان رسید و هر دو سخنران بحران سیاسی غرب را به فرسایش مبانی اخلاقی و مذهبی آن مرتبط میدانند. Vlaardingerbroek در این مورد صریح بود و گفت که “حقیقت را فقط می توان در عیسی مسیح یافت”. او استدلال کرد که مشکل عمیقتر این است که «نسبیتگرایی با از دست دادن خدا در مرکز قرار گرفته است»، در حالی که نخبگان سیاسی فراموش کردهاند که بر خود حقیقت حاکم نیستند. او گفت که ایمان او “در قلب همه چیزهایی است که من به آن اعتقاد دارم، از این رو سیاست من”.
در پایان شب، پیام هر دو سخنران غیرقابل انکار بود: غرب نه تنها با یک مناقشه سیاسی بر سر سیاست، بلکه با یک مبارزه تمدنی بر سر مرزها، هویت، حاکمیت و نظم اخلاقی مواجه است. در آن مبارزه، مجارستان نه به عنوان بخشی از بحران اروپا، بلکه به عنوان یکی از معدود مکان هایی که هنوز یک جایگزین ارائه می دهد، معرفی شد.
مقالات مرتبط:
