انریکو لتا، نخست وزیر سابق ایتالیا، پیش از سفر روز سه شنبه خود به آتن به کاتیمرینی گفت: بحران خاورمیانه می تواند به عنوان یک کاتالیزور برای ادغام بیشتر اروپا عمل کند، زیرا نیاز اروپا به توسعه خودمختاری استراتژیک خود را روشن کرده است. او میگوید، با این حال، بدون یک اقتصاد اروپایی قویتر، یکپارچهتر و رقابتیتر، هیچ خودمختاری واقعی وجود نخواهد داشت.
لتا نویسنده گزارش تامل برانگیز 2024، “بیش از یک بازار” در مورد تعمیق بازار واحد است که نقطه مرجعی برای طراحی سیاست اروپا است. او می گوید ضرب الاجل تعیین شده توسط کمیسیون اروپا برای تکمیل بازار واحد، یعنی سال 2028، یک آزمون سیاسی برای توانایی اروپا برای اقدام و شکل دادن به آینده خود خواهد بود.
نخستوزیر سابق میگوید که اتخاذ یک مدل توسعه متنوع و مبتنی بر نوآوری برای یونان و همچنین کل جنوب اروپا یک چالش است.
لتا روز سه شنبه در یک بحث در یک رویداد بسته که توسط Kathimerini سازماندهی شده است، شرکت خواهد کرد و در آنجا درباره آینده اروپا صحبت خواهد کرد. بعداً، او در گفتگو با رئیس گروه یورو، کیریاکوس پیراکاکیس، در مورد رقابت پذیری اتحادیه اروپا که توسط بنیاد تحقیقات اقتصادی و صنعتی (IOBE) و مرکز رقابت IE سازماندهی شده است، شرکت خواهد کرد.
آیا معتقدید که تحولات اخیر در خاورمیانه و موضع اروپا در قبال آنها و ایالات متحده می تواند به عنوان یک کاتالیزور برای ادغام بیشتر اروپا عمل کند؟
بله، این تحولات می تواند یک کاتالیزور باشد. و من فکر می کنم که ما در حال حاضر آن را می بینیم، زیرا آنها روشن کردند که خودمختاری استراتژیک به یک ضرورت تبدیل شده است. اما خودمختاری استراتژیک نمی تواند توسط 27 کشور که به طور جداگانه عمل می کنند ایجاد کند. نیاز به یکپارچگی دارد. انرژی و دفاع نمونههای واضحی هستند. هیچ کشور اروپایی به تنهایی نمی تواند منابع انرژی خود را تامین کند، یک پایگاه صنعتی دفاعی معتبر بسازد، یا از منافع خود در جهانی که به طور فزاینده ای توسط سیاست های قدرت تعریف می شود، محافظت کند. به همین دلیل است که بازار واحد بسیار اهمیت دارد. این ستون فقرات ظرفیت استراتژیک اروپا است. بدون یک اقتصاد اروپایی قویتر، یکپارچهتر و رقابتیتر، هیچ خودمختاری واقعی وجود نخواهد داشت.
هزینه اقتصادی پیش بینی شده جنگ برای اروپا چقدر است و اتحادیه اروپا چگونه باید در مورد استقلال انرژی اقدام کند؟ آیا انتقال سبز راه حل است؟
به گفته صندوق بین المللی پول، تأثیر اقتصادی جنگ در خاورمیانه به ویژه برای اروپا جدی است، زیرا شوک بیش از هر چیز از طریق انرژی وارد می شود. در یک سناریوی شدید، اتحادیه اروپا ممکن است به رکود نزدیک شود و تورم به 5 درصد نزدیک شود. این نشان می دهد که آسیب پذیری اصلی اروپا کجاست. وابستگی ما به انرژی و مواد خام وارداتی، اقتصاد ما را در معرض شوک های خارجی قرار می دهد که کنترل آن را نداریم. پاسخ استراتژیک انتقال سبز است. استقلال انرژی نمی تواند به معنای جایگزینی یک وابستگی خارجی با دیگری باشد. این باید به معنای تولید بیشتر انرژی پاک در داخل، تکمیل بازار واحد انرژی، سرمایهگذاری در شبکهها و اتصالات داخلی و تسریع انرژیهای تجدیدپذیر باشد. این مسیر درستی است و مثبت است که کمیسیون اروپا دقیقاً به این سمت با AccelerateEU اشاره می کند. گذار سبز یک ضرورت زیست محیطی است، اما امروز موضوع امنیت اقتصادی و استقلال استراتژیک نیز هست.
صنعت و خانوارهای یونان با قیمت بالای انرژی روبرو هستند. با توجه به اینکه گزارش شما خواستار یکپارچگی عمیق تر در انرژی است، پیشرفت این پروژه را چگونه می بینید؟
صنعت و خانوارهای یونان بهای ضعف ساختاری در بازار انرژی اروپا را می پردازند. دقیقاً به همین دلیل است که یکپارچگی عمیق تر انرژی بسیار مهم است. بدون شبکه های قوی تر، اتصالات بیشتر و بازار برق واقعاً اروپایی، تفاوت قیمت ها در کشورهای عضو بسیار زیاد خواهد بود. اما پیشرفت واقعی صورت گرفته است. بسته شبکه های اروپایی ارائه شده توسط کمیسیون در دسامبر 2025 یکی از مهم ترین تلاش ها در سال های اخیر برای رفع این ضعف است. این مجوز را ساده می کند، جدول زمانی واضح تری را تعیین می کند و هشت بزرگراه انرژی را برای مقابله با بحرانی ترین گلوگاه های فرامرزی شناسایی می کند. برای یونان، این امر به ویژه مرتبط است. اتصال بزرگ دریا، یکی از این بزرگراههای انرژی، میتواند امنیت عرضه را بهبود بخشد، از ادغام انرژیهای تجدیدپذیر حمایت کند و به کاهش انزوا کمک کند که هنوز بخشهایی از سیستم انرژی اروپا را تحت تأثیر قرار میدهد. این واقعیت که سه نهاد اروپایی این پرونده ها را در نقشه راه یک اروپا، یک بازار گنجانده اند یک سیگنال سیاسی قوی است. آنها متعهد شده اند که پرونده را تا پایان سال 2027 تأیید کنند. جهت گیری درست است.
آیا معتقدید ضرب الاجل سال 2028 که کمیسیون اروپا برای تکمیل بازار واحد تعیین کرده است، امکان پذیر است؟ اگر موفق نشویم هزینه آن چقدر خواهد بود؟
بله، به نظر من امکان پذیر است. و اگر بخواهیم به آن برسیم، خوش بینی خاصی از اراده لازم است. تعهد سیاسی وجود دارد، و مکانیسمهای نظارت دورهای که در نقشه راه گنجانده شده است، ساختار مشخصی برای رسیدن به این هدف و رفع مشکلات احتمالی در این راه فراهم میکند. هزینه شکست بسیار زیاد خواهد بود. و قبل از اقتصادی بودن، استراتژیک خواهد بود. اروپا اکنون با یک انتخاب روشن روبرو است. می تواند به سمت یکپارچگی اقتصادی عمیق تر حرکت کند و خود را به عنوان یک بازیگر واقعی جهانی تثبیت کند. یا می تواند پراکنده بماند و بی ربط اقتصادی و استراتژیک را بپذیرد. در این صورت، اروپا به جای اینکه آینده خود را شکل دهد، به قدرت مسلط آن زمان بستگی دارد. به همین دلیل است که سال 2028 باید به عنوان یک آزمون سیاسی برای توانایی اروپا برای اقدام در نظر گرفته شود.
اتحادیه پسانداز و سرمایهگذاری، به گفته پیراکاکیس، رئیس یوروگروپ، هدف اصلی در گزارش شما «خیلی بیشتر از یک بازار»، «میتواند بزرگترین پیروزی سیاسی نسل ما باشد». با توجه به اختلاف نظر برخی از کشورهای عضو، آیا فکر می کنید اروپا می تواند در این نبرد پیروز شود؟
بله، من معتقدم اروپا می تواند در این نبرد پیروز شود. این واقعیت که هر سه مؤسسه اروپایی اتحادیه پسانداز و سرمایهگذاری را بهعنوان عنصر کلیدی نقشه راه یک اروپا، یک بازار گنجاندهاند، نشان میدهد که اجماع نهادی گستردهای اکنون پدید آمده است. البته، هنگامی که مذاکرات به پرونده های فردی منتقل شود، مشکلات ظاهر می شود. برخی از مقاومت های ملی، به ویژه در مورد مسائلی که بازارهای مالی، نظارت و تخصیص سرمایه را در بر می گیرد، اجتناب ناپذیر است. اما این دقیقا نقطه قوت نقشه راه است. با مذاکره چند پرونده با هم، دستیابی به سازش آسان تر می شود. امتیازات و پیروزی های سیاسی می توانند یکدیگر را در پرونده های مختلف متعادل کنند. به همین دلیل است که من خوشبین هستم.
چرا اتحادیه پس انداز و سرمایه گذاری و اتحادیه بانکی برای شهروندان اروپایی مهم است؟
آنها به دو دلیل اصلی، در دو سطح مختلف، مهم هستند. برای خانوارها، آنها می توانند فرصت های جدیدی را برای استفاده بهتر از پس انداز خصوصی ارائه دهند. بسیاری از اروپاییها سهم زیادی از پسانداز خود را در حسابهای جاری نگه میدارند، جایی که در طول زمان ارزش کمی تولید میکنند. بازار سرمایه عمیقتر و یکپارچهتر به شهروندان فرصتهای سرمایهگذاری در دسترس، متنوعتر و جذابتری میدهد و به آنها کمک میکند تا ثروت مالی خود را افزایش دهند. برای کل اروپا، این موضوع به همان اندازه مهم است. پساندازهای خصوصی اگر به درستی بسیج شوند، میتوانند به تامین مالی اهداف اصلی استراتژیک اتحادیه اروپا کمک کنند. انتقال سبز، امنیت انرژی، نوآوری و دفاع همگی نیازمند سرمایه گذاری هنگفت هستند. منابع عمومی به تنهایی کافی نخواهد بود.
آیا انتظار دارید اروپا بر سر صدور بدهی مشترک – موضوعی بحث برانگیز تاریخی – و برای کدام اهداف خاص به توافق برسد؟
مؤسسات اتحادیه اروپا در حال حاضر اشکال مختلف بدهی را صادر می کنند، اما این ابزارها هنوز به طور کامل یکپارچه نشده اند. یک راه واقع بینانه رو به جلو، استفاده از ابزارهایی است که در حال حاضر وجود دارد و آنها را برای سرمایه گذاران جهانی منسجم تر، قابل مشاهده تر و قابل اعتمادتر می کند. این یک سیگنال قوی به بازارهای بین المللی ارسال می کند و به تقویت یورو به عنوان یک ارز جهانی کمک می کند. نکته بدهی بهتر است، نه بدهی بیشتر. این هم یک نتیجه مهم و هم قابل دستیابی خواهد بود. زمینه جهانی این مرحله را به طور فزاینده ای ضروری می کند. اگر اروپا می خواهد اولویت های استراتژیک خود از دفاع گرفته تا انتقال سبز را تامین مالی کند و وابستگی خود را به بازیگران خارجی کاهش دهد، به ابزارهای مالی عمیق تر و نقد بیشتری نیاز دارد. فکر می کنم زمان برای این بحث فرا رسیده است. دنیای اطراف اروپا تغییر کرده است. این باید ما را به سمت عمل گراتر و در عین حال جاه طلب تر سوق دهد.
همانطور که از یونان بازدید می کنید، عملکرد اقتصادی اخیر آن را چگونه ارزیابی می کنید؟ آیا معتقدید که از نظر رشد به اندازه کافی سریع حرکت کرده است؟
عملکرد اقتصادی اخیر یونان به وضوح مثبت است و این به طور گسترده در سطح اروپا به رسمیت شناخته شده است. انتخاب کیریاکوس پیراکاکیس به عنوان رئیس گروه یورو نیز نشان دهنده اعتمادی است که یونان در اروپا ایجاد کرده است. با نگاهی به آینده، من این چالش را در قالب عبارات گستردهتری در اروپای جنوبی تنظیم میکنم. اروپای جنوبی دارای نقاط قوت بسیار زیادی است، از سرمایه انسانی گرفته تا کارآفرینی، از پتانسیل انرژی تا موقعیت استراتژیک آن در مدیترانه. این برای یونان، ایتالیا و سایر کشورهای منطقه ما صادق است. اکنون سؤال کلیدی این است که چگونه می توان این نقاط قوت را به یک مدل رشد متنوع تر و مبتنی بر نوآوری تبدیل کرد که قادر به ایجاد فرصت های پایدار و جذاب برای جوانان و کارگران بسیار ماهر باشد. این فقط یک مسئله یونانی نیست. این یک اولویت مشترک اروپایی و مدیترانه ای است.
اکثریت قریب به اتفاق کسبوکارهای یونانی شرکتهای کوچک و متوسط هستند و بهنظر نمیرسد علیرغم مشوقهای دولت، این موضوع تغییر کند. آیا ادغام بیشتر اروپا کمک خواهد کرد یا خطر ناپدید شدن بسیاری از SMEها وجود دارد، زیرا نمی توانند قهرمان اروپا شوند؟
ادغام بیشتر اروپایی تنها در صورتی موفقیت آمیز خواهد بود که شرکت های کوچک و متوسط را نیز شامل شود. در یونان، مانند ایتالیا و در اکثر کشورهای اروپایی، SMEها ستون فقرات سیستم اجتماعی و اقتصادی هستند. به همین دلیل است که هر اقدامی که به شرکتهای کوچک و متوسط آسیب میزند، یک زخم خودآزاری است. من در این مورد در گزارش خود در مورد آینده بازار واحد کاملاً واضح بودم. تکمیل بازار واحد باید به معنای آسانتر کردن زندگی برای SMEها، کاهش پراکندگی، سادهسازی قوانین و دسترسی بهتر آنها به امور مالی، مهارتها، ابزارهای دیجیتال و فرصتهای فرامرزی باشد. توسعه قهرمانان اروپا همچنین می تواند به شرکت های کوچک و متوسط کمک کند، اگر با قوانین رقابتی قوی به روز شده باشد تا زمینه جهانی را منعکس کند. شرکتهای اروپایی بزرگتر و قویتر میتوانند زنجیرههای تامین ساختاریافتهتری ایجاد کنند، که در آن شرکتهای کوچک و متوسط میتوانند مشتریان قابل اعتماد پیدا کنند، فعالیتهای خود را مقیاسبندی کنند و بخشی از اکوسیستمهای صنعتی گستردهتر اروپایی شوند. بنابراین من یکپارچگی را تهدیدی برای SME ها نمی دانم. من آن را یک فرصت می بینم، مشروط بر اینکه شرکت های کوچک و متوسط در مرکز پروژه قرار گیرند. یک بازار واحد قوی تر باید به آنها کمک کند تا رشد کنند، همکاری کنند و رقابت کنند، بدون اینکه هر شرکتی مجبور شود به یک غول تبدیل شود.
