در 6 ژوئن 2026، نیروهای اسرائیلی پس از حملات راکتی و پهپادی حزب الله به شمال اسرائیل، منطقه ضحیه بیروت را مورد حمله قرار دادند. ایران اسرائیل را تهدید کرده بود و سپس ده موشک بالستیک شلیک کرده بود. این عملیات نشان میدهد که اسرائیل میتواند در مواقعی که بازدارندگی به آن نیاز داشته باشد، مستقل عمل کند، اما همچنین نشان میدهد که چگونه لبه نظامی کیفی آن (QME) محدود شده است.
سال گذشته، ایالات متحده با گسترش تسلیحات پیشرفته به عربستان سعودی، امارات متحده عربی (امارات متحده عربی) و دیگر شرکای خلیج فارس، این مرز را کاهش داد. عربستان سعودی جنگنده های رادارگریز F-35 و وضعیت متحد غیرعضو ناتو را دریافت کرد. امارات متحده عربی و دیگران سیستم های پیشرفته دیگری را به دست آوردند. این تصمیم یک تعهد روشن را به همراه دارد: این کشورها باید به مراتب بیشتر در برابر ایران فعال شوند. پلتفرم های پیشرفته نمی توانند به عنوان دارایی های معتبر باقی بمانند. کارزار ریاض در یمن نمی تواند بدون قطع خطوط تدارکاتی ایران به حوثی ها پایان یابد. اگر واشنگتن مزیت اسرائیل را محدود کند، ریاض و ابوظبی باید فشار قابل اندازهگیری را بر شبکههای ایران، جریانهای تسلیحاتی، زیرساختهای نیابتی، مسیرهای فرار از تحریمها و باجگیری دریایی اعمال کنند.
قانون ایالات متحده QME را به عنوان توانایی شکست دادن تهدیدهای معتبر و در عین حال تحمل حداقل خسارت و تلفات از طریق ابزارهای برتر تعریف می کند.
قانون ایالات متحده QME را به عنوان توانایی شکست دادن تهدیدهای معتبر و در عین حال تحمل حداقل خسارت و تلفات از طریق ابزارهای برتر تعریف می کند. بودجه دفاعی اسرائیل در سال 2026 تقریباً 45 میلیارد دلار در مقابل 3.8 میلیارد دلار کمک امنیتی سالانه ایالات متحده است. اسرائیل نمیتواند اجازه دهد که دکترین امنیتیاش به طور نامحدود به اجماع واشنگتن که آزادی عملش را از بین میبرد، وابسته باشد.
اسرائیل همچنین باید QME خود را به طور فزاینده ای مستقل کند زیرا سیاست آمریکا در چپ و راست در جهت خصمانه تری در حال حرکت است. نظرسنجی گالوپ در سال 2026 نشان داد که همدردیها تقریباً تقسیم شده است – 41 درصد با فلسطینیها، 36 درصد با اسرائیلیها – که پیشی 54 به 31 درصدی اسرائیل سه سال قبل را معکوس کرد. پیو دریافته است که تنها 34 درصد از دموکرات ها به اسرائیل نگاه مثبتی دارند، در حالی که حمایت جمهوری خواهان به 69 درصد کاهش یافته است که پایین ترین سطح آن در بیش از دو دهه گذشته است.
تصویر نسلی بدتر است. نظرسنجی ییل در سال 2026 نشان داد که 55 درصد از رای دهندگان 18 تا 22 ساله موافق بودند که آمریکا باید به “تسلیم برده وار” خود به اسرائیل پایان دهد و 55 درصد موافق بودند که اسرائیل “یک دولت آپارتاید” است. چه آینده جمهوریخواه پس از ترامپ به رهبری ونس باشد و چه آینده دموکرات به دنبال ائتلاف الکساندریا اوکاسیو کورتز/گاوین نیوسام باشد، اسرائیل نمیتواند تصور کند واشنگتن از نظر ساختاری طرفدار اسرائیل خواهد ماند. QME باید کمتر بر روحیات سیاسی آمریکا و بیشتر بر حاکمیت صنعتی اسرائیل، اهرم فناوری و معماری امنیت منطقه ای تکیه کند.
ایران اکنون با فشار شدید اقتصادی مواجه است. محاصره دریایی آمریکا در اطراف تنگه هرمز روزانه 450 میلیون دلار برای تهران هزینه دارد. این ناراحتی اهرم ایجاد می کند. اسرائیل باید از کانال های خود با مسکو برای حفظ تنش زدایی با روسیه و ارتباط عملی با چین استفاده کند. در بحثهای رفع تحریمها یا داراییهای مسدود شده، ایالات متحده و شرکا باید بخواهند بخشی از این منابع مالی از طریق مکانیسمهای غیرنظامی و تثبیتشده تأیید شده در کشورهای خلیجفارس که تحت تأثیر اجبار ایران قرار گرفتهاند، هدایت شود. چنین تغییر مسیری هزینههای مدل باجگیری نیروی دریایی و نیابتی ایران را افزایش میدهد.
بازیابی QME به سه مرحله عملی نیاز دارد که وابستگی را کاهش می دهد و در عین حال تعامل انتخابی ایالات متحده را حفظ می کند.
ابتدا، تولید توزیع شده را گسترش دهید. اسرائیل باید کارخانههایی را در کشورهای شریک ایجاد کند تا سیستمهای طراحی شده توسط اسرائیل برای نیروهای این کشورها تولید کند و پیشرفتهترین تولیدات را در داخل اسرائیل حفظ کند. این باعث ایجاد درآمد، تقویت اتحادها و آزادسازی کارخانه های داخلی برای نیازهای ملی می شود. مدلهای موجود را میتوان برای افزایش ظرفیت بدون به خطر انداختن حاکمیت، مقیاسبندی کرد.
دوم، تبدیل مزیت فناوری به همکاری مستمر ایالات متحده. اسرائیل میتواند از طریق برنامههای مشترک یا فروش هدفمند به نیروهای آمریکایی، نوآوریهای منتخب آزمایششده در نبرد را به اشتراک بگذارد – مهمات پرسهزن پیشرفته، تکنیکهای جنگ الکترونیک اثباتشده در برابر ازدحام پهپادها، و سیستمهای انرژی هدایتشده. این مبادلات حتی با کاهش کمک های بلاعوض، نفوذ و منافع متقابل را حفظ می کنند.
QME باید بر حاکمیت تولید اسرائیل، اهرم فناوری انتخابی و همکاری نهادینه شده با کشورهایی که با تهدید مشابهی روبرو هستند، تکیه کند.
سوم، ایالات متحده باید به رسمیت بخشیدن به یک چارچوب ناتو به سبک ابراهیمی کمک کند که بیشتر شبیه پنج چشم باشد تا یک اتحاد پیمانی. این نباید یک ترتیب ماده 5 با تعهدات خودکار دفاع جمعی باشد. بلکه باید به عنوان یک مکانیسم هماهنگی ثابت برای جلوگیری از پیامدهای فاجعه بار قبل، حین و بعد از درگیری عمل کند. اسرائیل، امارات، بحرین و مراکش باید عادات غیررسمی موجود را به یک چارچوب دائمی متمرکز بر ادغام اطلاعاتی، هشدار اولیه، اجرای تحریمها، نظارت دریایی، هماهنگی سایبری و برنامهریزی علیه نمایندگان ایران تبدیل کنند، و توافقنامه ابراهیم را به یک معماری امنیتی فعال با امارات، بحرین، و شبکههای اطلاعاتی مراکشی و اطلاعاتی برای مقابله با اطلاعات مالی و مراکش تبدیل کنند. و اجبار
این اقدامات به واقعیت سیاسی در واشنگتن می پردازد. فشارهای ساختاری – از جمله مذاکرات کمک های پس از سال 2028، بررسی های کنگره، محدودیت های مالی، خصومت نسلی، و اولویت های رقابتی- وابستگی یک طرفه را غیرعاقلانه می کند. QME نمی تواند بر تغییر اولویت های خارجی تکیه کند. باید بر حاکمیت تولید اسرائیل، اهرم فناوری انتخابی و همکاری نهادینه شده با کشورهایی که با تهدید مشابهی روبرو هستند، تکیه کند.
عملیات فعلی این نیاز را تایید می کند. دفاع چندلایه بیشتر تهدیدها را رهگیری می کند، اما نسبت مبادله هزینه به نفع حملات انبوه ارزان است. گسترش مهمات داخلی و مقیاس بندی انرژی هدایت شده می تواند این را اصلاح کند. تولید فراساحلی و اشتراک فناوری هدفمند با ایالات متحده می تواند نفوذ خود را حفظ کند. یک مدل رسمی اطلاعاتی مانند ابراهیمی-ناتو می تواند درک تهدید مشترک را به عادات عملیاتی تبدیل کند.
یک واقعیت سیاسی فوری اسرائیل نیز وجود دارد. اگر بنیامین نتانیاهو میخواهد قبل از انتخابات آتی از این موج جان سالم به در ببرد، باید با قاطعیت به تجاوز ایران پاسخ دهد و در عین حال گامهای قابلتوجهی به سوی استقلال QME بردارد – توسعه تولید داخلی، تسریع استقرار انرژی هدایتشده، نهادینه کردن هماهنگی اطلاعاتی منطقهای، و اثبات آینده امنیتی اسرائیل گروگان چرخش بعدی واشنگتن نخواهد بود.
QME هرگز قرار نبود یک هدیه خارجی دائمی باشد. تصمیمات اخیر آمریکا پلتفرم های پیشرفته را به سایر کشورها گسترش داد و در عین حال برای از بین بردن شبکه های ایرانی خیلی کم کار کرد. اسرائیل استقلال میدان جنگ را نشان داده است. سیاست آن اکنون باید با ایجاد پایگاه صنعتی، ظرفیت فناوری و مشارکتهای منطقهای برای حفظ برتری خود با شرایط اسرائیل، با واقعیت مطابقت داشته باشد.
اسرائیل استقلال میدان جنگ را نشان داده است. سیاست آن اکنون باید با ایجاد پایگاه صنعتی، ظرفیت فناوری و مشارکتهای منطقهای برای حفظ برتری خود با شرایط اسرائیل، با واقعیت مطابقت داشته باشد.
این امر فوری است زیرا رفتار ایران تغییر کرده است. قبل از جنگ، تهران کشتیرانی را تهدید میکرد، اما با اهرمی که اکنون به دنبال آن است، آشکارا تنگه هرمز را باجگیری نکرد. رژیم از عمان، استخراج معادن منطقه، تعیین عوارض و درخواست بیش از 24 میلیارد دلار دارایی مسدود شده به عنوان شرط مذاکره استفاده می کند. این یک جنون استراتژیک است.
آزاد کردن چنین سرمایههایی بدون امتیازات ساختاری به رژیم کمک میکند تا در قدرت بماند و به او اجازه میدهد این روایت را بفروشد که انعطافپذیریاش – نه اجبار و جنگ نیابتی – بقای آن را توضیح میدهد.
دولت اسرائیل باید هم اکنون وارد عمل شود. یک مزیت نظامی کیفی که به روحیه واشنگتن، تردید خلیج فارس یا تغییر اجماع آمریکا بستگی دارد، دارایی استراتژیک نیست. این یک تیغه قرضی است که در صورت نیاز می توان آن را ربود. فقط یک QME جعل شده توسط اسرائیل که با دستان خود، نبوغ و اراده شکست ناپذیر خود ساخته شده است، می تواند تضمین کند که وقتی تهران باج خواهی را انتخاب می کند، اورشلیم نه با فلج شدن یا مجوز گرفتن، بلکه با رعد و برق قدرت حاکمیتی پاسخ می دهد که هیچ متحدی نمی تواند وتو کند و هیچ دشمنی نمی تواند زنده بماند.
در ابتدا در 8 ژوئن 2026 منتشر شد.
