جنگ اخیر ایران نشان دهنده تغییر نظم جهانی است. ژئوپلیتیک دیگر یک پسزمینه دور نیست، بلکه یک نیروی مرکزی است که اقتصادها را شکل میدهد – و یکی از ویژگیهای تعیینکننده ترامپ 2.0.
حتی اگر بسیاری از عناصر جنبشی درگیری ممکن است در حال حاضر متوقف شده باشند، انتظارات در مورد ثبات، ریسک و سیاست گذاری قبلاً به گونه ای تغییر کرده است که احتمالاً ادامه دارد.
اگرچه الف آتش بس من تصور میکردم که احتمالاً محقق شده است، سؤال مهمتر مربوط به موارد زیر است. درگیری نظامی پرهزینه است، فشارهای داخلی هم در ایالات متحده و هم در ایران، تحمل ادامه تشدید تنش را محدود میکند و اختلالات در تجارت و بازارهای انرژی انگیزههای معناداری را برای سطحی از ثبات ایجاد میکند.
با این حال، ثابت شده است که راه رسیدن به صلح از طریق مذاکره دشوار است. گزارش ها حاکی از آن است که مذاکرات بین واشنگتن و تهران در میان اختلاف نظرها بر سر رفع تحریم ها، تضمین های امنیت منطقه ای و دامنه آتی برنامه هسته ای ایران با موانعی روبرو شده است، در حالی که دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا به تهدید علنی به اقدام نظامی مجدد در صورت شکست مذاکرات ادامه داده است.
از منظر تهران، هر ترتیبات آتی باید فراتر از تنش زدایی موقت باشد. ایران نه تنها به دنبال یک توافق است، بلکه به دنبال اهرم کافی برای جلوگیری از اقدام نظامی آینده آمریکا یا اسرائیل است. از این نظر، تمایل نشان داده شده این کشور برای برهم زدن اقتصادهای خلیج فارس و تهدید نسبی تنگه هرمز ممکن است در نهایت بازدارندگی معتبرتری نسبت به خود برنامه هسته ای داشته باشد.
حتی پس از پشت سر گذاشتن جنگ، شکنندگی های طولانی مدت اجتناب ناپذیر به نظر می رسند. تلاشهای دیپلماتیک اخیر بهطور فزایندهای شبیه اقدامات هدفمند اعتمادسازی است تا هر معامله بزرگ – نتیجهای که با دورههای قبلی دیپلماسی ایران و آمریکا سازگار است. خط سیر کنونی به جای اعلام صلح پایدار، به سمت یک حل و فصل ظریف است که برای جلوگیری از تشدید مجدد فوری و در عین حال حل نشدن بسیاری از تنش های اصلی طراحی شده است.
شکنندگی های منطقه ای
این جنگ آسیبپذیریهای ساختاری را در سراسر منطقه خاورمیانه عمیقتر کرده است. زیرساخت های حیاتی – به ویژه در کریدورهای تولید انرژی و حمل و نقل – آشکار شده است، در حالی که خطوط گسل موجود مانند رقابت های نیابتی و ضعف های حاکمیتی ممکن است تشدید شده باشند. این منطقه امروز با سطح پایه ریسک بالاتری عمل می کند. اختلالات محتمل تر و اثرات اقتصادی جهانی آن فوری تر است.
همسوییهای ژئوپلیتیکی بیشتر در حال تکامل هستند. اتحادهای سنتی جای خود را به روابط سیال و معاملاتی بیشتری می دهند. قدرتهای منطقهای بهجای اتکا به هر یک از شرکای منفرد مانند ایالات متحده، بهطور فعالتری در حال محافظت هستند و روابط را بین بازیگران جهانی رقیب متعادل میکنند. این امر نه تنها نشان دهنده عدم اطمینان در مورد تضمین های امنیتی، بلکه وابستگی متقابل اقتصادی فزاینده بین منطقه و اقتصادهای غربی و آسیایی است.
در همین حال، قدرت های خارجی به طور فزاینده ای تمرکز خود را بر منافع اصلی مانند جریان های انرژی و مسیرهای تجاری محدود می کنند. جاه طلبی های گسترده تر از ثبات منطقه ای، جای خود را به تعاملات انتخابی تر داده است. نتیجه یک اکوسیستم ژئوپلیتیکی پرتقاطع تر و کمتر قابل پیش بینی است، اکوسیستم ژئوپلیتیکی که در آن ممکن است هماهنگی محدود شود و مهار بحران ها دشوارتر باشد.
ریسک ژئوپلیتیک و نقش تعدیل کننده بازارها
یکی از درسهای اصلی جنگ ایران، میزان اعمال فشارهای اقتصادی و مالی به عنوان یک نیروی تعدیلکننده بوده است.
بازارها الگوی تکرارشونده ای را نشان داده اند: واکنش های تند به تشدید و به دنبال آن بهبودی با نرم شدن لفاظی ها یا تغییر سیاست ها به سمت کاهش تنش. خود آتش بس پس از تشدید شرایط مالی، افزایش معنی دار قیمت انرژی و افزایش فشار سیاسی ناشی از پیامدهای اقتصادی به وجود آمد. این مشاهده زیرکانه ای را مشاهده کرد که رئیس جمهور ایالات متحده ممکن است توسط شرایط مالی محدود شود – که واکنش های منفی به اندازه کافی باعث بازسنجی اجتناب ناپذیر می شود.
روایت بازار که معمولاً به عنوان «TACO» توصیف میشود – کوتاهنویسی برای این تصور که «ترامپ همیشه جوجههای خود را از دست میدهد» با تشدید آن فقط برای کاهش یا به تاخیر انداختن چنین تهدیداتی – چنین پویایی را به تصویر میکشد. پیامدهای اقتصادی، چه از طریق بازارهای مالی، چه از طریق قیمتها یا فشارهای انتخاباتی، بهطور قطعی جهتگیری سیاستها را شکل میدهند. از این نظر، فروش بازار ممکن است بهطور متناقضی بهعنوان یک تثبیتکننده چرخهای عمل کند و به انعطافپذیری کوتاهمدت کمک کند و یک طبقه غیررسمی را در زیر نتایج شدید قرار دهد.
با این حال، این را نباید اغراق کرد. تغییر سیاست ها ناهموار است و آسیب ناشی از تشدید – اعتماد از دست رفته، سرمایه گذاری به تعویق افتاده، تضعیف هماهنگی بین المللی – می تواند باقی بماند. چنین پویایی به جای ایجاد ثبات، چرخه ای از اختلال و به دنبال آن تعمیر نسبی را به خطر می اندازد و سیستم جهانی را به طور فزاینده ای شکننده تر می کند.
چشم انداز در دنیای پراکنده تر
برای اقتصاد جهانی، چشم انداز کوتاه مدت باقی می ماند داستان محتاطانه تاب آوری پیشبینی میشود که وارد سال جاری شود، هرچند امروز بیشتر مشروط به رویدادهای ژئوپلیتیکی است. این آتش بس درجاتی از تسکین کوتاه مدت را فراهم می کند، حتی به عنوان موجودی نفت با سرعتی بی سابقه سقوط کند و نرخ استقراض به طور معناداری افزایش یافته است.
تصویر گسترده تر تحت تأثیر قرار گرفته است. با توجه به صندوق بین المللی پول، جنگ باعث کاهش فعالیت جهانی شده است. آخرین پیشبینیهای آن رشد جهانی را در سال 2026 به 3.1 درصد و در سال 2027 به 3.2 درصد نشان میدهد که از نرخهای اخیر نزدیک به 3.4 درصد و کمتر از میانگین تاریخی 3.7 درصدی قبل از همهگیری است. قابل توجه است که پیشبینی سال 2026 در بحبوحه افزایش فشارهای ژئوپلیتیکی و بازار کالایی مرتبط با درگیری، 0.2 درصد کاهش یافته است. در عین حال، پیشبینی میشود که تورم کل جهانی در سال 2026 به 4.4 درصد افزایش یابد و سپس به 3.7 درصد در سال 2027 کاهش یابد که منعکس کننده فشارهای بازارهای کالا و همچنین افزایش عدم اطمینان است (شکل 1).
شکل 1. رشد واقعی جهانی (LHS) و تورم کل (RHS)
%
منبع: IMF World Financial Outlook، آوریل 2026
چنین ارقامی بر یک نکته برجسته تأکید می کند: در غیاب جنگ، چشم انداز جهانی احتمالاً بهبود می یافت. در عوض، ریسک ژئوپلیتیکی بهعنوان یک باد مخالف عمل میکند و بادهای آخر ناشی از سرمایهگذاری فناوری، سیاستهای حمایتی و افزایش بازارهای سهام را خنثی میکند.
با بلوغ چرخه اقتصادی و ایجاد عدم تعادل، چشم انداز میان مدت به طور معناداری چالش برانگیزتر باقی می ماند. خطرات ژئوپلیتیکی بالا احتمالاً بر سرمایه گذاری تأثیر می گذارد، به ویژه در مناطق و بخش های در معرض خطر. زنجیرههای تامین ممکن است تحت پیکربندی مجدد بیشتری قرار گیرند زیرا شرکتها انعطافپذیری را بر کارایی اولویت میدهند، هزینهها را افزایش میدهند و دستاوردهای بهرهوری را کاهش میدهند. تورم ممکن است بالا بماند، بهویژه اگر بازارهای انرژی نسبت به تنشهای ژئوپلیتیک مکرر حساس باقی بمانند یا اگر ناگزیر مجدداً اختلالات قابل توجهی در عرضه ظاهر شوند.
شوک های ژئوپلیتیکی پایدار
جنگ در حال حاضر تغییرات ساختاری در حال انجام، مانند تنوع انرژی، هزینه های دفاعی بالاتر و توسعه مسیرهای تجاری جایگزین را تسریع کرده است. چنین تعدیلهایی ممکن است در طول زمان تابآوری را تقویت کنند، اما همچنین روند گستردهتری به سمت تجزیه جهانی و کاهش یکپارچگی اقتصادی را تقویت میکنند.
در نهایت، میراث جنگ ایران در این است که چگونه انتظارات را تغییر داده است. خطرات ژئوپلیتیک دیگر اپیزودیک نیستند، بلکه پایدار هستند، با سیاست کمتر قابل پیش بینی و ثبات اقتصادی سخت تر است. چالش پیش رو صرفاً بازیابی از این تضاد نیست، بلکه انطباق با جهانی است که در آن چنین شوکهایی یک ویژگی پایدار است – و در آن انعطافپذیری، به جای کارایی، به اصل تعیینکننده استراتژی اقتصادی تبدیل میشود.
دنیس شن، مدرس امور مالی در دانشکده مدیریت بین المللی و عضو هیئت نظارت بینندگان است.
به این موضوع علاقه دارید؟ برای اطلاعات بیشتر در خبرنامه OMFIF مشترک شوید.
