روز دوشنبه یک مهندس خود را به آتش کشید در یکی از خیابان های کابل چون کاری برای سیر کردن همسر و سه فرزندش پیدا نکرد. او در بیمارستان درگذشت. این آخرین نشانه ناامیدی در افغانستان بود، کشوری که مردمی را دیده است که اعضای حیاتی خود را می فروشند و حتی دخترانشان برای خرید غذا این کشور در حال تجربه شدیدترین افزایش سوء تغذیه است که تاکنون ثبت شده است. طبق برنامه جهانی غذا، کاملاً ادعایی برای سازمانی با داده های شش دهه قبل است. هفده میلیون نفر با ناامنی غذایی حاد مواجه هستند که زنان و کودکان بیشترین آسیب را دیده اند.
طالبان به غیر از پرداخت هزینه برای سرکوب، حکومت دیگری انجام نمی دهند و هیچ مسئولیتی در قبال فروپاشی اقتصاد یا گرسنگی و مرگ مردم اطراف خود ندارند.
خشکسالی شدید یک عامل است، اما بحران انسانی افغانستان ساخته دست بشر است. مردانی که آن را ساخته اند، ستمگران زن ستیز طالبان هستند که تنها اصل حاکم بر آنها سرکوب زنان است که با خشونت شدید حمایت می شود. تجاوز به حقوق و حیثیت زنان تنها یک افزودنی نیست، عنصری از قوانین اخلاقی طالبان، بلکه پایه ای است که آنها کنترل خود را بر افغانستان بر آن بنا می کنند. آنها به غیر از پرداخت هزینه برای سرکوب، حکومت دیگری انجام نمی دهند و هیچ مسئولیتی در قبال فروپاشی اقتصاد یا گرسنگی و مرگ مردم اطراف خود ندارند.
زندگی برای زنان روز به روز بدتر می شود. برخی از زنان هنوز در نقش های محدودی در بهداشت و مامایی مشغول به کار هستند، اما با بازنشستگی آنها جایگزین نمی شوند زیرا هیچ آموزشی وجود ندارد، بنابراین دسترسی به مراقبت های بهداشتی اولیه بدتر می شود. مدارس مخفی دخترانه و گروه های معترض با ترس از کشف شدن توسط یک شبکه جاسوسی پیچیده روبرو هستند. با حمایت چین، طالبان هستند نصب 60000 دوربین امنیتی در سراسر کشور در تکنیک دیگری از نوزده و هشتاد و چهار آنها از مردم از جمله کودکان می خواهند که از خانواده های خود جاسوسی کنند جامع ترین نظرسنجی زنان از زمان تسلط طالبان در سال 2021. یک زن به محققان گفت: “زنان زیادی با گروه اطلاعاتی همکاری می کنند.” من می ترسم که همسایه ها مرا گزارش کنند. طالبان ادعای پوچ دارند که قوانین آنها برای محافظت از زنان طراحی شده است، اما این نظرسنجی توسط گروه حقوق زنان فراگیر نشان داد که بیش از 60 درصد زنان افغان احساس ناامنی می کنند.
بدتر شدن بحران باعث شده است که هزاران نفر از افغانستان در جستجوی زندگی بهتر و در بیشتر سالهای اخیر مهاجران افغان همچنان از افغانستان فرار کنند. بزرگترین گروه بوده اند در میان کسانی که از کانال عبور می کنند. افغانستان همچنین یک بار دیگر برای تروریسم جهانی، از جمله به عنوان میزبان عمل می کند مقر جهانی القاعده.
9 سفیر از جمهوری سابق افغانستان تقریباً پنج سال پس از سقوط دولت خود در سمت خود باقی می مانند و پرچم را برای چشم اندازی دیگر برای افغانستان به اهتزاز در می آورند و مصونیت دیپلماتیک اعطا می شوند. اما بریتانیا و ایالات متحده از جمله کشورهایی بودند که مجبور به بستن سفارتهای خود شدند و نشانههای فزایندهای از حرکت به سمت «عادیسازی» روابط با طالبان وجود دارد که بر سفرای باقیمانده فشار وارد میکند تا درهای خود را ببندند.
روسیه تنها کشوری است که به طور رسمی طالبان را به رسمیت شناخته است، اما چین که یک سفارت در کابل به غیر از نام دارد و سایرین به رسمیت شناخته شده است. با وجود بحران انسانی، بی ثباتی ناشی از جریان های عمده پناهجویان و تهدید تروریسم، بریتانیا همین مسیر را طی می کند. جدا از تضمین دسترسی برای ارسال کمکهای بشردوستانه، بریتانیا میخواهد روابط خود را با طالبان برای بازگشت مهاجران بهبود بخشد. 20 کشور اروپایی دیگر درخواست مشترکی را به کمیسیون اروپا امضا کرده اند تا در مورد سیاست بازگشت با طالبان مذاکره کنند و برخی از جمله آلمان شرم آور به دیپلمات های طالبان اجازه داده اند تا کنسولگری های خود را در خاک خود باز کنند تا بازگشت مهاجران را تسهیل کنند.
با توجه به شکستگی های عمیق در بالای طالبان، به عنوان قبلا در گزارش شده است تماشاگرو افزایش احتمال اینکه تسلط آنها بر افغانستان تا ابد ادامه پیدا نکند، عزم یکجانبه کشورهای غربی برای بهبود روابط و تظاهر به اینکه افغانستان یک کشور عادی است که در آن مهاجران بازگشته می توانند در صلح زندگی کنند، در بهترین حالت خیالی و در بدترین حالت خطرناک است. اگر طالبان بدون هیچ طرح سیاسی جایگزینی شکست بخورد، افغانستان در هرج و مرج فرو می ریزد، با گروه های شبه نظامی مسلح و تروریست های اسلام گرا که به طور فزاینده ای خطرناک می جنگند.
سه سال پیش، جهان در یک طرح امضا کرد که مسیری را برای حرکت به سوی دولت فراگیرتر در افغانستان ترسیم کرد. در ازای موافقت طالبان با بهبود حقوق بشر، به ویژه برای زنان، و مشارکت در گفتگو با چهرههای مخالف، افزایش تعامل را پیشنهاد کرد. تحرکات کنونی غرب به سمت تعامل بدون پیش شرط، نشان دهنده شکست عصب و اراده سیاسی در حمایت از بازگشت به ثبات در افغانستان است.
یک سیاست منسجم تر شامل برخی از عناصر اجبار، تهدید به رد پول، در عین حال باز کردن فضا برای مخالفان مسلح، در حالی که فعالانه اتحاد میان گروه های مخالف را برای ایجاد بستری برای گفتگو دنبال می کند، می شود. گروههایی که شامل بسیاری از اعضای دولت جمهوری سابق میشوند، در ترکیبهای مختلف در اروپا گرد هم میآیند، اما بدون حمایت بینالمللی، جهش نهایی را به سوی وحدت انجام نخواهند داد. برای حمایت از این روند به بودجه بسیار کمی نیاز است، اما به جای ایجاد فضای سیاسی برای ایجاد یک پلتفرم منسجم اپوزیسیون، غرب میخواهد درها را به روی طالبان باز کند. به نظر می رسد آنها فراموش کرده اند که هر کنسولگری طالبان برای یک رژیم تروریستی اسب تروا خواهد بود.
