کاخ سفید روز سه شنبه یک استراتژی جدید ضد تروریسم منتشر کرد که به طور قابل توجهی تعریف تهدیدات پیش روی ایالات متحده را گسترش می دهد و کارتل های مواد مخدر، باندهای فراملی و آنچه را که “افراطی های چپ خشن” توصیف می کند در کنار سازمان های شبه نظامی اسلام گرا به عنوان اولویت های امنیت ملی قرار می دهد.
این سند 16 صفحه ای با عنوان استراتژی 2026 ضد تروریسم ایالات متحده، دکترین گسترده “اول آمریکا” را ارائه می دهد که نوید تشدید عملیات نظامی، اطلاعاتی و اجرای قانون را در برابر تهدیدات درک شده هم در خارج و هم در داخل ایالات متحده می دهد.
اما علیرغم نقش مرکزی افغانستان در دو دهه سیاست ضد تروریسم آمریکا – و بازگشت طالبان به قدرت در سال 2021 – این استراتژی تقریباً هیچ بحث اساسی در مورد خود افغانستان به جز اشاره به بمب گذاری در دروازه ابی در طول خروج ایالات متحده از کابل ندارد.
این حذف نشان دهنده تغییر گسترده تری در رویکرد دولت ترامپ به دور از تعامل نظامی در مقیاس بزرگ در افغانستان و به سمت آنچه که مقامات به عنوان عملیات هدفمند و انعطاف پذیر علیه تهدیدات فراملی توصیف می کنند، است.
دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا در پیشگفتار این سند، تروریسم را یکی از تهدیدهای اصلی پیش روی ایالات متحده توصیف کرد و متعهد شد که علیه دشمنان این کشور اقدامی تهاجمی انجام دهد.
این سند به نقل از ترامپ پس از یک عملیات ضد تروریستی اولیه در دوره دوم ریاست جمهوری خود گفت: «ما شما را پیدا خواهیم کرد و خواهیم کشت».
این استراتژی بارها از دولت بایدن انتقاد می کند و مقامات سابق را به تضعیف امنیت مرزی، سیاسی کردن آژانس های اطلاعاتی و اجازه دادن به تهدیدات افراط گرایان متهم می کند.
این سه دسته اصلی از تهدیدات تروریستی را شناسایی میکند: «تروریستهای مواد مخدر و باندهای فراملی»، «تروریستهای اسلامگرای قدیمی» و «افراطیهای چپ خشن، از جمله آنارشیستها و ضد فاشیستها».
گنجاندن جنبشهای ایدئولوژیک داخلی در چارچوب ملی ضد تروریسم نشاندهنده گسترش قابل توجه سیاست امنیتی ایالات متحده است و احتمالاً انتقاد گروههای آزادیهای مدنی و علمای قانون اساسی را برانگیخته است.
این سند میگوید سازمانهای اطلاعاتی و مجری قانون شناسایی و «خنثیسازی» گروههایی را که آنها بهعنوان «به شدت طرفدار تراجنسیتی» و آنارشیست توصیف میکنند، در اولویت قرار خواهند داد.
در عین حال، این استراتژی دولتهای قبلی را به استفاده از مقامات ضد تروریسم علیه مخالفان سیاسی متهم میکند و ادعا میکند که آژانسهای فدرال علیه محافظهکاران، گروههای مذهبی و حامیان ترامپ «سلاح» شدهاند.
این سند هیچ مدرکی برای چندین مورد از اتهامات سیاسی خود، از جمله اتهامات مربوط به سازمان های اطلاعاتی و شبکه های افراطی چپ ارائه نمی دهد.
مهاجرت و امنیت مرزی نقش اصلی را در سراسر استراتژی ایفا می کند که مهاجرت غیرقانونی را به عنوان پیوندی نزدیک با تروریسم، خشونت کارتل و جنایات فراملی نشان می دهد.
دولت گفت که به عملیات نظامی علیه کارتل های شناسایی شده به عنوان سازمان های تروریستی خارجی ادامه خواهد داد و تلاش ها برای ایجاد اختلال در تامین مالی، مسیرهای قاچاق و شبکه های لجستیکی آنها را تشدید خواهد کرد.
این استراتژی همچنین بر سازمانهای شبهنظامی اسلامگرا، بهویژه گروههای وابسته به دولت اسلامی و القاعده که قادر به انجام حملات علیه ایالات متحده هستند، تأکید میکند.
این به طور خاص داعش خراسان، شاخه دولت اسلامی مستقر در افغانستان، و القاعده در شبه جزیره عربستان را از جمله خطرناک ترین تهدیدهای خارجی معرفی می کند.
با این حال، فراتر از ارجاع به داعش-K و بمب گذاری در دروازه ابی، خود افغانستان تا حد زیادی در این سند غایب است – این یک تضاد قابل توجه با استراتژی های قبلی ضد تروریسم ایالات متحده است که این کشور را به عنوان صحنه اصلی عملیات در نظر می گرفت.
این استراتژی به دستگیری نقشهبردار حمله به دروازه ابی اشاره میکند که در آن 13 سرباز آمریکایی در جریان خروج هرجومرج ایالات متحده از کابل در سال 2021 کشته شدند.
این سند مستقیماً به روابط با طالبان نمیپردازد و هیچ سیاست بلندمدتی را در قبال افغانستان تحت کنترل طالبان نشان نمیدهد.
در مقابل، ایران جایگاهی مرکزی در استراتژی دارد که تهران را به عنوان “بزرگترین تهدید” در حال ظهور از خاورمیانه توصیف می کند زیرا جاه طلبی های هسته ای و حمایت از گروه های نیابتی از جمله حزب الله دارد.
این سند حملات قبلی ایالات متحده علیه اهداف ایران را ستایش می کند و می گوید عملیات علیه زیرساخت های نظامی و هسته ای ایران در صورت لزوم ادامه خواهد یافت. همچنین هشدار می دهد که ایالات متحده آماده پاسخ نظامی به تهدیدات علیه مسیرهای کشتیرانی در دریای سرخ و تنگه هرمز است.
این استراتژی بیشتر تمرکز دولت را بر آفریقا گسترش میدهد، جایی که میگوید گروههای جهادی پس از فروپاشی خلافت ارضی داعش در عراق و سوریه دوباره گروهبندی شدهاند. سومالی، ساحل، سودان و موزامبیک به عنوان مناطق اصلی نگرانی شناخته شده اند.
در اروپا، این سند از «مهاجرت دسته جمعی بدون محدودیت» انتقاد میکند و استدلال میکند که سیاستهای مرزی ضعیف شبکههای افراطی را قادر میسازد تا از این قاره بهعنوان یک مرکز استخدام و لجستیک بهرهبرداری کنند.
کاخ سفید همچنین تاکید مجددی بر سلاح های کشتار جمعی دارد و در مورد خطر دستیابی تروریست ها به مواد شیمیایی، بیولوژیکی یا هسته ای هشدار می دهد. در یکی از فرمولهای بحثبرانگیزتر این استراتژی، فنتانیل و مواد شیمیایی پیشساز بهعنوان شکلی از «سلاحهای کشتار جمعی» به دلیل مقیاس مرگ و میر ناشی از مصرف بیش از حد در ایالات متحده توصیف میشود.
در سراسر این سند، دولت مبارزه با تروریسم را نه تنها به عنوان یک مأموریت امنیتی، بلکه به عنوان بخشی از یک مبارزه ایدئولوژیک گسترده تر با محوریت حاکمیت، مرزها و آنچه که آن را «اعتماد تمدنی» می نامد، معرفی می کند.
حامیان احتمالاً این استراتژی را ادامه رویکرد تندرو ترامپ در قبال مهاجرت، امنیت ملی و سیاست خارجی می دانند. با این حال، انتظار میرود که منتقدان آمیختگی سیاست داخلی با دکترین ضد تروریسم و نیز عدم بحث مفصل در مورد افغانستان را با وجود نگرانیها در مورد حضور گروههای شبهنظامی در این کشور زیر سوال ببرند.
