حروفِ خونین: نقد و ستایشِ رمانِ تاریکِ «دت بلودیگا الفابتِت» در میانهی خیابانهای استکهلم
خون روی بلوکهای سنگفرشِ پیادهرو میچکد، نه از چاقو که از حروفی بریدهبریده… «دت بلودیگا الفابتِت» (Det blodiga alfabetet) نوشتهٔ ژان کلَک (Jan Klaak)، مهیبترین کارآگاهنامهی سوئدی سال اخیر، نه فقط یک جنایتنامهی نفسگیر که کالبدشکافی ترس، فسادِ اجتماعی و رازهایی است که همچون خوره در جان شهر میدوند. این رمان تنها دنبالهی پرفروش «مَنن پا کولته» نیست، اثری مستقل و عمیقاً تکاندهنده است که پلی را میان ژانر هیجانانگیز نوردیک و ادبیاتِ سیاه گوتیک میزند.
کلَک استادِ فضاسازی است. هنگام توصیفِ تاریکترین زوایای استکهلم سرمستکننده مینویسد:
“هُرم شهری با زخمها درمیپیچد. هر آجر یادگاری از نجوایی است حقیر، فریادی است خاموش شده.”
این لنگرِ شاعرانه—که طنینی از田径شبهای طولانی اسکاندیناویایی دارد—به پوست شما میخزد. مَستقیماً وارد قلب داستان میشوید، پی سِرِ کارآگاهِ سابقهدار «جونا هِلیس»، قهرمانِ مجموعه رماننو کارآگاهی سوئد (سری کارآگاهی سوئدی). هلیس دیگر آن کارآگاهِ خشن و مصون نیست؛ او مجروح است، هم جسمی هم روحی، و این نقطهٔ قوتی ستودنی برای روایت است. کلَک میخواهد به ما بگوید: خاطراتِ گناه با خون شسته نمیشوند—با آن تکثیر میشوند:
“رنج میبارد از شکاف حافظه، بذر میافشاند در زمینی که پیش از این به یخ بسته بود.”
پلیسهای فاسد بخشی از ساختار قدرت، مدارسِ بینام اشباحِ کودکان مفقود، خاندانهایی که قواعد بازی تیرهتر از جرمی که پنهانش کرده… کلَک دارای مهارت بالایی در کاراکترپردازی در ژانر جنایی است. هِلِنا، شخصیت زن کلیدی و پیچیدهٔ داستان، ستونی است که ساختمان روایت را نگهداشته: انکار او قویتر از اعتراف و عبوستر از مجازات مجرم اصلیست. موازیها背影رنگهای کلیدی در پسزمینهٔ داستانند که نشان سیاه را روشنتر میکنند.
اگرچه سرعتِ روایت در مراحل میانی کمی فدای عمق روانکاوی شخصیتها میشود، اوجگیری پایانی چنان کوبنده است که حسی از مرگ/زندگی را حک میکند در پنجهگاهتان. صدای کلَک شفاف است، بیحاشیه، یک بررسی جامعهشناختی که مخملش خونرنگ است:
“اسدادی که میکنی الحقپسند است؟ یا خنجری ست در پنهانی؟ شهواتِ تو خاموششده؟ یا تلاشی است برای دفن گذشته؟”
خالی از لطف نیست بدانیم که راهیابی جواگلر کلآك به ادبیات پلیسی جهان با همین مجموعه به اثبات رسیدهاست (منتقدین نیویورک تایمز، اهل حقوقی سوئدی و پارزانهای ادبیات ژانر در ایران همصدا شدهاند). تصویر مجتمع متروکهٔ مدرسه در این کتاب طولانی از شما جدایست حتی پس از تمامشدن خطِ نهایی داستان.
درنهایت پاسخ همین است به خوانندهای که میپرسد آیا این کتاب خواهد چکید یا جاری ماننده باران؟ بخوانید ببینید حروفِ خونآلود چگونه تولدی دوباره زیر بارِ باران میگیرند: برای چیزی بشوم اند و چیزی شوم شد:
“پستاندگانی ام چه جانی؟ کاین حروف در خون آبی نیستند.”
اگر افسونی قویتر از خورشید دارید این کتاب برای شماست؛ اگر دنبال شاهکاری اصیل در ادبیات هیجانانگیز سوئدید باید این را امتحان کنید؛ اگر طرف财税دار خوب تحلیل شعر به روش هیجانی هستید، به سراشایی کلک اطمینان کامل دارید؛ و اگر کمی هنوز تحت تأثیربهترین رمان کارآگاهی نوردیک با پیچیدگی روانشناختی فوق العاده قرار دارید… بگویید ببینم چه ترانهای چه خاد خارش را خراشیده است؟
تحلیل ژانر کارآگاهنویسی در ادبیات سوئد امروز
چگونه دت بلودیگا الفابتِت صنعت نشر ایران را متحول کرد؟
کل اک لامناسب পাঠ تر! حروفِ خونین منتظرند تا خطِ خواننده چون خونِ بیگناهانِ بیخالکشان در دالان بین تو و متن آویزان يد.
با ما در مرشدی همراه شوید، حرفِ تازه داریم رو!
نقد رمان هیجانانگیز سوئدی | برندگان ایرانی جایزهی ادبیات جنایی استکهلم | مجموعه رماننو کارآگاهی دارای لایههای پیچیده | کتاب جنایی خوب با پایانبندی غافلگیرکننده | جامعهشناسی جرم در ادبیات اسکاندیناوی
پ:ن:
تصویر بالا تزٔینی است. اسم حقیقی کتاب در قسمتهای مختلفاش مورد تحلیل در مقالهٔ بالائیست؛ اما اصلن خاطر نورمِ نوشتهۂ فارسیتنم بهصورت تحلیلِ نقدِ داستانی غربی بدون دستکاری مستقیم استفاده شده. جونا اگزلیس متعلق به دنیای فرضی ژان کلاک است و شخصیتسازی بینظیرش در رمان کومهایشود تسلیمی خوب هنگام دنبالهی یک مجموعهٔ قدیمیتر. خوشحال میشویم از تجارب خواندن کتاب در بخش نظرات بنویسید!
