پانزده سال پیش، هر دو حزب بزرگ سیاسی آمریکا با اسرائیل به عنوان یک دارایی استراتژیک در خاورمیانه رفتار می کردند. نظرسنجیهای گالوپ در سال 2011 نشان داد که اکثریت آشکارا با اسرائیلیها همدردی میکنند تا فلسطینیها در ردههای دموکرات و جمهوریخواه. تا فوریه 2026، آن پایه شکسته شده بود. گالوپ دریافت که تنها 36 درصد از آمریکایی ها بیشتر با اسرائیلی ها همدردی می کنند، در حالی که 41 درصد بیشتر با فلسطینی ها همدردی می کنند. در میان آمریکاییهای 35 تا 54 ساله، این شکاف آشکارتر بود: 28 درصد برای اسرائیلیها در مقابل 46 درصد برای فلسطینیها. در میان دموکرات ها، همدردی با اسرائیلی ها به تنها 17 درصد کاهش یافته بود، در حالی که 65 درصد بیشتر با فلسطینی ها همدردی می کردند. جمهوری خواهان در 70 درصد همدردی با اسرائیلی ها باقی ماندند، با این حال فرسایش گسترده تر بحث های کمک، موضع دیپلماتیک و ثبات سیاست را تحت تاثیر قرار داده است.
تغییر سمت چپ پس از انتخاب نمایندگان ایلهان عمر و رشیده طلیب در سال 2018 شتاب گرفت. استقبال آنها از شعارهای رد و وفاداری دوگانه، مواضع ضد صهیونیستی را از حاشیه فعالان به بحث کنگره، سازماندهی دانشگاه و زبان رسانه ای نخبگان منتقل کرد.
دوحه این چرخش را با تبدیل شدن به بزرگترین منبع خارجی بودجه برای آموزش عالی آمریکا، تسریع کرد و بیش از 6 میلیارد دلار هدایا و قراردادهای افشا شده را در 15 سال گذشته به دانشگاه های سطح بالا ریخت. تنها در سال 2025، وزارت آموزش ایالات متحده، قطر را به عنوان بزرگترین منبع خارجی هدایا و قراردادهای قابل گزارش با دانشگاه های آمریکایی، با بیش از 1.1 میلیارد دلار شناسایی کرد.
گالوپ دریافت که تنها 36 درصد از آمریکایی ها بیشتر با اسرائیلی ها همدردی می کنند، در حالی که 41 درصد بیشتر با فلسطینی ها همدردی می کنند.
بین سالهای 2016 و 2025، امارت همچنین نزدیک به 250 میلیون دلار از طریق شرکتهای لابی و روابط عمومی ثبت شده در قانون ثبت نمایندگان خارجی هزینه کرد. این هزینهها همزمان شد با گسترش چارچوبهایی که اسرائیل را به عنوان یک بازیگر استعماری دوباره معرفی میکرد و تمایل دموکراتها را برای تأیید کمکهای امنیتی بدون قید و شرط کاهش داد.
عملیات نفوذ قطر به وضوح تضادهای خود را زمانی آشکار می کند که رسانه های همسو با دولت به رقبای معتبر حمله کنند. عرب جدید متعلق به هلدینگ قطری فدات مدیا و به ریاست عظمی بشاره – مشاور نزدیک امیر شیخ تمیم بن حمد آل ثانی که در بحبوحه اتهامات کمک به حزب الله از اسرائیل گریخت – خود را به عنوان یک پلتفرم مستقل انگلیسی زبان با خبرنگاران در بیش از بیست کشور به بازار عرضه می کند. در واقع، به عنوان ابزاری برای نفوذ دولت قطر عمل میکند و روایتهای مورد علاقه دوحه را تحت پوشش روزنامهنگاری حرفهای پیش میبرد.
آخر هفته گذشته، در حالی که رژیم ایران موشک های بالستیک را به سمت غیرنظامیان اسرائیلی پرتاب کرد، نیو عرب تصمیم گرفت تا مجمع خاورمیانه را به دلیل حمایت آشکار از مردم ایران علیه رژیم هدف قرار دهد. برخلاف مجمع خاورمیانه، یک اندیشکده شفاف آمریکایی که تعهدات خود را آشکارا بیان میکند، عرب جدید پیامهای دولتی را به زبان گزارشدهی عینی پنهان میکند – سپس به دیگران به خاطر حمایتی که برای پنهان کردن وجود دارد حمله میکند. اینگونه است که شبکههای قطری روایتهایی را در درون نهادهای نخبگانی شکل میدهند که از قبل همسو با چرخش چپ هستند.
در کنار هم، بخش رو به رشدی از راست آمریکا مسیری موازی را دنبال کرده است، هرچند که مظاهر آن بیشتر نخبگان و رسانه محور است تا انتخاباتی. صداهای بانفوذ در رسانهها و محافل سیاسی محافظهکار به طور فزایندهای مشارکت پایدار با اسرائیل را بهعنوان یک درهمتنیدگی اختیاری و نه یک ضرورت استراتژیک تعریف میکنند. استدلالها برای «خودداری» و ادعاهایی که «صهیونیستها متحدان ما نیستند» اغلب اطلاعات بینظیر اسرائیل در مورد برنامههای هستهای و موشکی ایران را کماهمیت میدانند و در عین حال بر هزینههای کوتاهمدت مالی یا دیپلماتیک تأکید میکنند.
دوحه با تبدیل شدن به بزرگترین منبع خارجی برای تأمین مالی آموزش عالی آمریکا، این چرخش را تسریع کرد.
عملیات نفوذ قطر از خطوط حزبی عبور کرده است. در خلال بحران خلیج فارس در سال 2017، امارت میلیونها نفر را از طریق لابیگران هدایت کرد تا دیدگاههای قوه مجریه ایالات متحده را شکل دهند و به شدت با رسانههای محافظهکار، حلقههای سیاستگذاری و مؤسسات مجاور کمککننده تماس گرفت. نتیجه ترکیبی، نرمش دو حزبی نسبت به بازیگرانی است که میزبان رهبران حماس، تامین مالی زیرساخت های ایدئولوژیک، و ترویج شبکه های مرتبط با اخوان المسلمین هستند.
ارزش استراتژیک اسراییل بر دستاوردهای ملموس استوار است. این کشور اطلاعات بیدرنگ درباره برنامههای هستهای و موشکی ایران را ارائه میکند که هیچ شریک منطقهای دیگری از نظر حجم یا سرعت با آنها برابری نمیکند. توسعه مشترک سیستمهای دفاع موشکی، فناوریهایی را تولید کرده است که ایالات متحده آن را در نیروهای خود ادغام کرده است. کمک های امنیتی سالانه 3.8 میلیارد دلاری آمریکا، برتری کیفی نظامی اسرائیل را در برابر نیروهای نیابتی ایران که در لبنان، سوریه، عراق، یمن و شبکه های تلاشی در آمریکای لاتین عمل می کنند، حفظ می کند. حمل هوایی آمریکا در سال 1973 زمانی که اسرائیل با حمله همزمان از چند جبهه مواجه شد، تعیین کننده بود. هر گونه کاهش تعهد امروز یک بازدارندگی آشکار در برابر تشدید تنش را از بین می برد.
جایگزینی قطر، ترکیه یا پاکستان به جای اسرائیل، توازن منطقه ای را علیه منافع خود آمریکا تغییر می دهد. قطر حدود 1.8 میلیارد دلار به غزه تحت کنترل حماس انتقال داده است، در حالی که دفتر سیاسی حماس در دوحه را حفظ کرده و محتوای ضدغربی را از طریق بسترهای رسانه ای تحت حمایت دولت و قطر پخش می کند. ترکیه اتحاد ناتو خود با ایالات متحده را با دستیابی به سامانههای اس-400 روسی در سرپیچی آشکار از واشنگتن، تسهیل مسیرهای ترانزیتی داعش در طول جنگ سوریه، و حمایت از ناوگان ماوی مرمره در سال 2010 علیه اسرائیل، تضعیف کرد. پاکستان پناهگاه های طالبان را قبل و بعد از سال 2001 حفظ کرد، اشاعه هسته ای را از طریق شبکه عبدالقدیر خان دنبال کرد و اکنون پروژه های زیرساختی چین را که نفوذ پکن را به سمت دریای عرب گسترش می دهد، پیش می برد. هیچ یک از این کشورها با سابقه همکاری اطلاعاتی یا مشارکت فناوری اسرائیل در سیستم های دفاعی غرب مطابقت ندارد.
بخش رو به رشدی از راست آمریکا مسیر موازی را دنبال کرده است.
هزینه های قطر این مکانیسم را نشان می دهد. هزینه های قانون ثبت نام عوامل خارجی آن از لابی مستقیم دولت اسرائیل فراتر رفته و باعث دسترسی در هر دو حزب و نهادهای نخبه شده است. شبکه های ترکیه و پاکستان در مقیاس های کوچکتر اما مستند عمل می کنند. این اثر تجمعی فشار مداوم آمریکا بر توسعه ایران و گروههایی را که وجود اسرائیل را رد میکنند، کاهش میدهد.
به طرز نگرانکنندهای، اروپا واضحترین سابقه را برای مسیری که اکنون در چپ آمریکا قابل مشاهده است، فراهم میکند. بر اساس ردیابی سازمان های بزرگ یهودی، پس از حملات 7 اکتبر 2023، حوادث یهودستیزی در فرانسه 185 درصد، در بریتانیا 82 درصد و در آلمان 75 درصد افزایش یافت. دولتهای اروپایی که با بلوکهای بزرگ رایدهنده مسلمانان مواجه بودند، بیانیههای یک طرفه صادر کردند و کمپینهای خیابانی مستمر علیه اسرائیل را تحمل کردند.
همین الگوی تمرکز جمعیتی و بسیج انتخاباتی اکنون در ساحل شرقی آمریکا ظاهر می شود. شورای روابط آمریکایی-اسلامی بیش از 2 میلیون رای دهنده مسلمان در سراسر کشور را با مشارکت متمرکز در نیویورک، نیوجرسی و ویرجینیا تخمین می زند. انتخابات 2025 رکورد مشارکت در این ایالت ها و انتخاب اولین شهردار مسلمان شهر نیویورک را نشان داد. این نتایج قبلاً به فشار محلی قوی تر برای کاهش حمایت از اسرائیل تبدیل شده است.
فرسایش تعهد دو حزبی هزینه های مستقیم ژئوپلیتیکی دارد. این امر بازدارندگی را در برابر ائتلافی به رهبری ایران که نیروهای نیابتی را در چندین صحنه هماهنگ می کند، تضعیف می کند. این امر اهرم آمریکا را بر مسیرهای انرژی و نقاط توقف دریایی کاهش می دهد. این مزیت داستانی به کشورهایی می دهد که حمایت مالی از گروه های رد می کنند و در مسائل منطقه ای با چین یا روسیه همسو می شوند.
واشنگتن نمی تواند اسرائیل را به عنوان یک آیتم قابل مذاکره در نظر بگیرد. در لحظهای که یک محور تحت رهبری ایران دامنه خود را از بیروت تا صنعا گسترش میدهد و عزم آمریکا را در عرصههای مختلف آزمایش میکند، اسرائیل تنها شریک منطقهای است که اطلاعات بینظیر، همکاری فناوری و بازدارندگی اثباتشده در برابر این ائتلاف را در زمان واقعی ارائه میکند.
در ابتدا در 9 ژوئن 2026 منتشر شد.
