بنا بر گزارش ها، فرانسه با چندین کشور اروپایی برای تحمیل کار می کند تحریم های ملی هماهنگ علیه شهرک نشینان و سازمان های “خشونت طلب” و “افراطی”.
این اقدام به گفته یک دیپلمات اروپایی به نقل از رویترز، به این دلیل است که تلاش ها برای پیشبرد تحریم ها از طریق اتحادیه اروپا مسدود شده بود. یکی از دیپلماتها گفت: «هیچ اتفاق نظری در سطح اتحادیه اروپا وجود ندارد، بنابراین ما به بحث در سطح ملی رفتهایم».
در هفتههای اخیر، گزارشهای متعددی مبنی بر اعمال تحریمها علیه گروهها و افراد مختلف شهرکسازی که اتحادیه اروپا آنها را خشن یا افراطی میداند، مانند آمانا و رگاویم، منتشر شده است. حوادث ناگوار خشونت های ادعایی علیه فلسطینیان در یهودیه و سامره در آخر هفته تنها درخواست ها برای تحریم شهرک نشینان “افراطی” را افزایش می دهد.
اروپاییها خواهند گفت که تحریمها برای مقابله با خشونت مورد نیاز است، که دولت در متوقف کردن آن بهشدت شکست خورده است و اسرائیل بهای دیپلماتیک قابل توجهی را برای این شکست اخلاقی میپردازد. اما دلیل عمیق تر این است که بسیاری از دولت های اروپایی از اعتقاد دیرینه خود مبنی بر اینکه فشار بر اسرائیل در رابطه با شهرک ها می تواند راه را برای تشکیل کشور فلسطینی هموار کند.
این یک باور اشتباه است و احتمالاً بومرنگ خواهد شد.
اگر اروپاییها امیدوارند که تحریمهای آنها اراده اسرائیل را خدشه دار کند، عمیقاً افکار عمومی اسرائیل را نادرست میخوانند. چنین اقداماتی در مبارزات انتخاباتی آتی برای تقویت جناح راست مورد استفاده قرار خواهد گرفت، در حالی که حزب لیکود و جناح راست مطمئناً استدلال می کنند که اروپا بار دیگر در تلاش است تا اسرائیل را به سمت امتیازات ارضی تحت فشار قرار دهد و تنها یک بلوک ملی گرای قوی می تواند در برابر این فشار مقاومت کند.
تحریم ها علیه شهرک نشینان خشونت آمیز نشان دهنده تلاش برای مشروعیت زدایی از شهرک سازی است
گزارش تحریمها درست چند روز قبل از میزبانی فرانسه از نشستی منتشر میشود که نشان میدهد یک سال از تصویب نقشه راه به سوی تشکیل دولت فلسطین توسط سازمان ملل میگذرد، فرآیندی که از طریق آن حدود دوازده کشور، به رهبری و از جمله فرانسه، کشور فلسطین را به رسمیت شناختند.
کمپین تحریم ها واقعاً مربوط به اقدامات یک حاشیه خشونت آمیز نیست. بلکه منعکس کننده تلاش مستمر برای مشروعیت زدایی از شرکت حل و فصل گسترده تر و ایجاد اهرم بین المللی برای پیشبرد یک نتیجه سیاسی از پیش تعیین شده است.
بسیاری از اسرائیلیها ناگزیر خواهند پرسید که چرا خشونت توسط یک حاشیه کوچک به کانون کمپینهای تحریمهای بینالمللی تبدیل شده است، در حالی که خشونتی که تفکر سیاسی اسرائیل را در ربع قرن گذشته شکل داده است – بمبگذاریهای انتحاری، حملات موشکی، کشتار 7 اکتبر، و تروریسم مداوم، مانند حمله روز یکشنبه در Tzur Yitzhak – اغلب در پس زمینه گفتگوهای دیپلماتیک محو می شود.
در حالی که اروپا ممکن است همچنان از راه حل دو کشوری حمایت کند، رهبران آن باید بدانند که نگرش اسرائیل از زمان کشتار 7 اکتبر تا چه اندازه تغییر کرده است.
آن حمله تروریستی نتیجهای را برای بسیاری از اسرائیلیها رقم زد که قبلاً در طول انتفاضه دوم شروع به گرفتن آن کرده بودند: این که درگیری اساساً مربوط به شهرکسازی نیست و حذف شهرکها به شکلی جادویی به خشونت پایان نمیدهد.
برای سالها، دولتهای اروپایی استدلال میکردند که شهرکسازی مانع اصلی صلح است. با این حال، قتل عام حماس در مورد شهرک سازی نبود. این حمله تروریستی از غزه بیرون آمد، سرزمینی که اسرائیل تمامی شهرکها را از آن ریشه کن کرد و دو دهه پیش عقبنشینی کرد.
7 اکتبر این باور را تقویت کرد که درگیری بر سر حضور هر کشور یهودی است
را قتل عام 7 اکتبر این باور را در بخش بزرگی از مردم اسرائیل تقویت کرد که مناقشه اصلی بر سر شهرکها یا مرزها نیست، بلکه بر سر حضور یک کشور یهودی در هر بخشی از این منطقه است.
اروپا ممکن است با این ارزیابی مخالف باشد، اما تلاش برای تحت فشار قرار دادن اسرائیلیها برای کنار گذاشتن نتیجهگیری حاصل از تجربه زندگیشان بعید است موفق شود.
وقتی اسرائیلیها میبینند که مردم صرفاً به این دلیل که اسرائیلی هستند به قتل رسیدهاند – همانطور که به طرز غمانگیزی دوباره در روز یکشنبه اتفاق افتاد – درخواستها برای امتیازات ارضی بهطور چشمگیری از واقعیت جدا شده است.
در لحظهای که اسرائیلیها همچنان در سایه کشتار 7 اکتبر زندگی میکنند و در داخل مرزهای خود با تروریسم مرگبار مقابله میکنند، تحریمهای مرتبط با مسئله شهرکسازی به عنوان راهی برای صلح تفسیر نخواهد شد. در عوض، آنها به عنوان یک تلاش نابخردانه دیگر از سوی خارجی ها برای تحت فشار قرار دادن کشور برای پذیرش خطراتی تفسیر می شوند که اکثر اسرائیلی ها معتقدند نمی توانند تحمل کنند.
به همین دلیل است که این اقدامات ممکن است در نهایت از نظر سیاسی بومراننگ شود. به جای تقویت این نیروها به نفع امتیازات ارضی، آنها کسانی را تقویت خواهند کرد که استدلال می کنند در منطقه ای که مردم در آن تلاش می کنند شما را بکشند، نگرانی های امنیتی باید مقدم بر هر چیز دیگری باشد و اینکه عقب نشینی از قلمرو – همانطور که در جنوب لبنان در سال 2000 و نوار غزه در سال 2005 انجام شد – امنیت را افزایش نمی دهد. بلکه برعکس عمل می کند.