این را تصور کنید: شما دهه ها را صرف ایجاد یک حرفه کرده اید. شما فوق لیسانس دارید. شما به صدها دانش آموز آموزش داده اید. شما هر روز صبح با احساس هدف وارد محل کار می شوید. سپس، تقریباً یک شبه، دروازه ها بسته می شوند. به شما گفته می شود که نمی توانید برگردید. نه به خاطر کاری که انجام دادی، بلکه صرفاً به این دلیل که یک زن هستی.
این همان چیزی است که پس از بازگشت طالبان به قدرت در اوت 2021 برای دانشگاهیان زن در سراسر افغانستان اتفاق افتاد.
ما مصاحبه هایی انجام داد با 12 دانشجوی زن افغان از طریق تلگرام و واتس اپ که هشت نفر از آنها در افغانستان بودند و چهار نفر از آنها اخیرا کشور را ترک کرده بودند. از میان کسانی که در افغانستان بودند، تنها یکی از آن زمان توانسته است آنجا را ترک کند – بقیه در آنجا باقی می مانند. آنچه به ما گفتند ویرانگر بود.
زمانی که طالبان برای اولین بار بین سالهای 1996 تا 2001 بر افغانستان حکومت کردند، زنان از تحصیل و بسیاری از اشکال کار منع شدند. پس از مداخله به رهبری ایالات متحده، چیزهایی به آرامی بهبود یافت. مشارکت زنان در تحصیلات عالی در افغانستان به طرز چشمگیری افزایش یافت و از 5000 دانشجو در سال 2001 به بیش از 100000 دانشجو در سال 2021 افزایش یافت. 28 درصد از دانشجویان و 14 درصد از هیات علمی. پیشرفت واقعی بود، حتی اگر شکننده باشد. سپس تقریباً به طور کامل برعکس شد.
تا دسامبر 2022، همه دانشگاه ها درهای خود را به روی زنان بسته بودند. تحصیل دختران پس از سن 12 سالگی ممنوع شد. زنان از اکثر مشاغل منع شده بودند، برای مسافرت باید سرپرست مرد داشته باشند و در ملاء عام مجبور به پوشیدن حجاب سیاه شدند. افغانستان اکنون در رتبه بندی قرار دارد در شاخص توسعه انسانی از مجموع 193 کشور، 181 کشور را به خود اختصاص داده است.
زنانی که ما با آنها مصاحبه کردیم وضعیت خود را به صورت انتزاعی سیاسی توصیف نکردند. آنها آن را در مواردی عمیقاً شخصی توصیف کردند.
یکی از شرکت کنندگان، یک استاد با بیش از 20 سال تجربه، به ما گفت: “زندگی تحت قدرت طالبان به عنوان یک زن یک مرگ تدریجی است. احساس می کنم هر روز دارم می میرم. همه چیز را از دست داده ام – نه دانش و نه تحصیلاتم دیگر ارزشی ندارند.”
یکی دیگر که سه دهه تدریس کرده است، می گوید که شادترین لحظات زندگی اش در کلاس درس سپری شده است: “من دوست دارم از خانه بیرون بروم، درس بدهم و شاگردانم را ببینم، این وضعیت برای من مانند مرگ تدریجی است.”

توزلا/شاتراستاک
اینها فقط بیان غم و اندوه نیست. ده نفر از 12 شرکت کننده ما پریشانی روانی قابل توجهی را توصیف کردند. هر 12 مورد احساس ناامیدی و ناامیدی را گزارش کردند. یکی از زنان درباره از دست دادن تمام احساس خود چنین توضیح داد: “من شغل، موقعیت، شرافت، اعتبار و شخصیت اجتماعی خود را از دست دادم.”
از دست دادن کار در همه جا سخت است و اغلب درآمد خانواده را به نصف می رساند. اما در افغانستان، عواقب آن بسیار فراتر از درآمد از دست رفته است. یکی از شرکت کنندگان آن را به صراحت بیان کرد: «حضور زنان در جامعه کاهش یافت و تعاملات اجتماعی و ارتباط آنها با جامعه تقریباً از بین رفت.»
طالبان همچنین آموزش آنلاین را ممنوع کردند: به دانشگاههای خصوصی که کلاسهای از راه دور ارائه کرده بودند، گفته شد که متوقف شوند. برای دانشگاهیان که امیدوار بودند به تدریس دیجیتالی ادامه دهند، حتی آن در بسته بود.
دیدگاه فمینیستی اسلامی
در تحقیق خود، تجربیات زنان دانشگاهی در افغانستان را تحلیل کردیم از طریق لنز از فمینیسم اسلامی.
از دهه 1990، محققان جوامع مسلمان را مورد مطالعه قرار دادند تا بفهمند چرا نابرابری جنسیتی وجود دارد، که منجر به توسعه “فمینیسم اسلامی” شد، جنبشی که از حقوق زنان و برابری جنسیتی در چارچوب اسلامی حمایت می کند.
از آنجایی که افغانستان یک کشور مسلمان است، این جنبش چارچوب قدرتمندی برای عدالت جنسیتی در آنجا ارائه میکند و هم تفاسیر مذهبی مردسالارانه و هم دیدگاههای فمینیستی غربی را که اغلب از نظر فرهنگی بیگانه تلقی میشوند، به چالش میکشد. وقتی طالبان ادعا میکنند که قوانین اسلامی را اجرا میکنند، ممکن است بحث فمینیسم در چارچوب اسلامی عجیب به نظر برسد – اما این دقیقاً نکته است.
بر اساس استدلال ها از دانشمندان فمینیست در مورد فمینیسم اسلامی، میتوان استدلال کرد که محدودیتهای طالبان بر زنان به آموزههای اصیل اسلامی مربوط میشود و در عوض با کنترل سیاسی مرتبط است. این محققان استدلال می کنند که قرآن از حقوق زنان برای تحصیل، مشارکت اقتصادی و مشارکت در زندگی عمومی حمایت می کند. بنابراین، محدودیت ها را می توان تحریف و سوء استفاده از متون دینی برای توجیه قدرت مردسالارانه دانست.
این موضع فمینیسم اسلامی است: مشکل اسلام نیست، بلکه این است که برخی مردان آن را برای تامین منافع خود تفسیر کرده اند. برای زنان افغان، این موضوع بسیار مهم است. چارچوبی که ریشه در ایمان آنها دارد، نه اینکه از غرب وارد شود، راهی برای مقاومت در برابر آنها میدهد که احساس اصالت و پایه میکنند.
زنانی که با آنها صحبت کردیم تسلیم نشدند. برخی در حال یافتن راه های آرام برای ادامه تدریس هستند. برخی از رسانه های اجتماعی برای حفظ ارتباط استفاده می کنند. برخی امیدوارند که فشار بین المللی در نهایت باعث تغییر شود.
یکی از شرکت کنندگان گفت: «مثل اینکه بر سر یک دوراهی هستیم؛ همه مسیرها تاریک است. “یک مسیر مشخص است، دیگری گل آلود است، و یکی دارای دام است. ما نمی توانیم مسیرها را تشخیص دهیم؛ همه آنها تاریک و نامطمئن هستند. بنابراین، من نمی توانم برنامه خاصی داشته باشم زیرا غیرقابل پیش بینی است.”
جامعه بینالمللی میتواند با تمویل برنامههای آموزشی جایگزین، حمایت از زنان افغان در تبعید که شبکههای دانشگاهی را زنده نگه میدارند، و با حفظ فشار مداوم بر طالبان کمک کند.
