با نزدیک شدن واشنگتن و تهران به توافقی که می تواند آتش بس کنونی را تمدید کند و مرحله جدیدی از مذاکرات بر سر برنامه هسته ای ایران را آغاز کند، این بحث به طور فزاینده ای ضروری می شود.
دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا پیشنهاد کرده است که توافق ممکن است در دسترس باشد، در حالی که مقامات هر دو طرف با وجود اختلافات عمده حل نشده، از پیشرفت خبر داده اند.
برای حامیان کارزار نظامی، منطق ساده است: ایران ضعیفتر از سالهای گذشته وارد مذاکرات شد. برای منتقدان، نگرانی این است که دیپلماسی می تواند به تهران اتاق تنفس بدهد، درست همانطور که سال ها فشار اقتصادی، ناآرامی های داخلی و شکست های نظامی آن را آسیب پذیر کرده بود.
میعاد ملکی، کارشناس سابق وزارت خزانهداری آمریکا و توماس جونو، کارشناس امنیت ملی، در گفتگو با چشم برای ایران، پاسخهای متفاوتی به این سوال ارائه کردند: جنگ دقیقاً چه دستاوردی داشت؟
یک رژیم تحت فشار
در حالی که این دو کارشناس در مورد آنچه که باید در آینده اتفاق بیفتد متفاوت هستند، هر دو موافقند که جمهوری اسلامی به طور قابل توجهی تضعیف شده از مناقشه بیرون آمد.
ملکی گفت: “آنها هیچ وقت اینقدر ضعیف نبوده اند. هیچ وقت آنقدر آسیب پذیر نبوده اند که امروز از نظر نظامی، سیاسی، اقتصادی هستند.”
او استدلال کرد که جمهوری اسلامی با فشار اقتصادی فزاینده ای در داخل مواجه است و در عین حال تلاش می کند تا تصویر قدرتی را که برای دهه ها ارائه کرده است حفظ کند. زیرساختهای نظامی تهران آسیب زیادی دیده است، شخصیتهای ارشد کشته شدهاند و اقتصاد پیش از شروع درگیری تحت فشار بود.
جونو به نتیجه مشابهی رسید، هرچند از زاویه ای متفاوت.
او گفت: «رژیم کلاهبرداری شد.
فراتر از خسارات نظامی و اقتصادی، جونو استدلال کرد که یکی از مفروضات استراتژیک اصلی تهران در جریان درگیری سقوط کرد.
برای دهه ها، ایران سرمایه گذاری زیادی در حزب الله، حماس و سایر متحدان منطقه ای به عنوان بخشی از آنچه مقامات اغلب به عنوان استراتژی دفاعی رو به جلو توصیف می کنند، انجام داد. ایده این بود که هرگونه حمله مستقیم به ایران باعث انتقامجویی در سراسر منطقه میشود و دشمنان را از حمله به خود کشور باز میدارد.
جونو گفت: «این شکست خورد.
ملکی استدلال می کند که خسارات رژیم فراتر از سخت افزار نظامی است.
این درگیری ضعفهای دفاع هوایی ایران را آشکار کرد، به زیرساختهای کلیدی آسیب رساند و سیستمی را که از قبل با فروپاشی اقتصادی، تورم و نارضایتی عمومی دست و پنجه نرم میکرد، تحت فشار قرار داد. به نظر او، تهران نه از موضع قدرت، بلکه به این دلیل که گزینه های کمی داشت وارد مذاکره شد.
پیروزی، اهرم یا راه نجات؟
جایی که این دو کارشناس با هم اختلاف میکنند، این است که چه اتفاقی میافتد.
برای ملکی، سوال اصلی این است که چرا مذاکرات در حال حاضر انجام می شود، در شرایطی که بسیاری از ناظران معتقدند جمهوری اسلامی بیش از هر مقطعی در سال های اخیر تحت فشار است.
او به ناامیدی فزاینده در میان برخی از ایرانیان اشاره کرد که معتقدند درگیری آسیبپذیریهایی را آشکار کرد که میتوانست تغییرات سیاسی را تسریع کند.
وی گفت: «میزانی از ناامیدی وجود دارد که این واقعیت که آمریکا در حال مذاکره با این رژیم است برای آینده ایران آزاد بد است.
نگرانی این نیست که ایران قدرتمندتر از جنگ بیرون آمده است. بلکه این است که تهران از یک دوره فشار فوقالعاده جان سالم به در برد و اکنون ممکن است قبل از اینکه این فشارها به طور کامل اعمال شوند، تسهیلات اقتصادی یا دیپلماتیک دریافت کند.
جونو ریسک متفاوتی می بیند.
او در حالی که اذعان می کند رژیم تضعیف شده است، استدلال می کند که ایرانیان عادی ممکن است در نهایت بیشترین هزینه را متحمل شوند.
او گفت: «مردم ایران را زیر اتوبوس انداخته اند.
اقتصاد که قبلاً توسط تحریمها، فساد و سالها سوءمدیریت آسیب دیده بود، اکنون با بار اضافی بازسازی مواجه است. در عین حال، جونو هشدار می دهد که رژیم تضعیف شده لزوماً به یک رژیم معتدل تر تبدیل نمی شود.
در واقع، او بر این باور است که اعتراضات آینده ممکن است با سرکوب شدیدتری نسبت به موج های ناآرامی قبلی مواجه شود.
او گفت: “این رژیمی است که در آینده حتی تحمل کمتری برای هر نوع اعتراض مردمی خواهد داشت.”
اختلاف نظر نشان دهنده عدم قطعیت گسترده تری پیرامون خود مذاکرات است.
اگر هدف جنگ تضعیف توان نظامی جمهوری اسلامی بود، توافق زیادی وجود دارد که موفق شد. موقعیت منطقهای ایران آسیب دیده است، زیرساختهای کلیدی ضربه خورده و برخی از شخصیتهای ارشد آن از بین رفتهاند.
اما اگر هدف تغییر اساسی رفتار تهران، بهبود شرایط برای ایرانیان عادی یا ایجاد مسیری به سوی تغییرات سیاسی معنادار بود، پاسخ به مراتب کمتر روشن باقی می ماند.
ملکی معتقد است که با گسترش توان موشکی، پهپادی و توان منطقه ای ایران، این درگیری اجتناب ناپذیر شد.
او گفت: “درگیری اجتناب ناپذیر بود. دیر یا زود رخ می داد.”
جونو محتاط تر است.
وی در پاسخ به این سوال که آیا جنگ در نهایت ارزشش را داشت یا خیر، از ارائه پاسخ ساده بله یا خیر خودداری کرد.
او گفت: «پیامدهای منفی جنگ بیشتر از پیامدهای مثبت آن است.
این ممکن است در نهایت معضل اصلی پیش روی سیاستگذاران در واشنگتن و منطقه باشد.
جنگ جمهوری اسلامی را تضعیف کرد. عده کمی با آن مخالفت می کنند.
سوال بی پاسخ این است که آیا دیپلماسی که اکنون شکل می گیرد، بر این ضعف بنا می شود یا آن را کاهش می دهد؟
