اختلال در تنگه هرمز نشان داده است که چوک پوینتهای دریایی با چه سرعتی میتوانند از آسیبپذیریهای نظری به ابزارهای فشار فعال تغییر کنند. حتی وقفه محدود در تنگه تأثیرات فوری در بازارهای بیمه، استقرار نیروی دریایی و رفتار کشتیرانی جهانی دارد. اما مهم ترین پیامدها فراتر از خلیج فارس است. آنها خطر را به سمت کریدورهای جایگزین، بالاتر از همه، دریای سرخ و باب المندب، جایی که جیبوتی از نظر ساختاری موقعیتی آشکار دارد، منتقل می کنند.
حتی دخالت محدود می تواند اثرات اقتصادی و روانی ایجاد شده در خلیج فارس را تشدید کند.
خلیج فارس سابقه ای را برای چگونگی تبدیل قرار گرفتن در معرض به ریسک ارائه می دهد. در طول دهه گذشته، معماری امنیتی همسو با غرب، کشورهایی مانند عربستان سعودی و امارات متحده عربی را در خود جای داده است. بنادر عربی خلیج فارس، زیرساخت های انرژی و تأسیسات نظامی اکنون به عنوان اجزای سیستم های گسترده تری عمل می کنند. در دورههای تشدید تنش با ایران، این یکپارچگی مرز بین قلمرو مستقل و گسترش استراتژیک جنگ ایران و آمریکا را محو کرده است و الگوهای درگیری غیرمستقیم از طریق هواپیماهای بدون سرنشین، موشکها و خرابکاریهای ایران علیه زیرساختها را ایجاد کرده است.
جیبوتی، در حالی که خارج از خلیج فارس است، در حال توسعه ویژگی های ساختاری قابل مقایسه در امتداد ورودی جنوبی دریای سرخ است. برای مثال، امروزه جیبوتی میزبان مراکز و تأسیسات نظامی خارجی است که نه تنها توسط ایالات متحده و قدرت استعماری سابق فرانسه، بلکه چین، ژاپن و ایتالیا نیز اداره میشوند و آن را به یکی از نظامیترین کشورهای کوچک در سطح جهان تبدیل میکنند. کمپ لمونیه لنگر عملیات ایالات متحده در سراسر شاخ آفریقا است. در حالی که دیپلمات های جیبوتی این حضور را تثبیت کننده توصیف می کنند، اما دید را نیز افزایش می دهد. در سناریوهای تشدید، هاب های لجستیکی و گره های هماهنگی می توانند به اهداف جذابی برای بازیگرانی تبدیل شوند که بدون رویارویی مستقیم به دنبال اختلال هستند.
بنابراین، اختلال هرمز چیزی بیش از تغییر مسیر جریان انرژی است. این سلسله مراتب ریسک دریایی را نیز تغییر می دهد. هنگامی که ایالت ها یک نقطه انسداد اصلی را مختل می کنند، کریدورهای مجاور هم ترافیک و هم توجه استراتژیک را جذب می کنند. باب المندب اکنون یک شیر فشار در یک سیستم متصل است. حتی دخالت محدود می تواند اثرات اقتصادی و روانی ایجاد شده در خلیج فارس را تشدید کند.
جیبوتی در مرکز آن دینامیک تقویت قرار دارد.
ساختار اقتصادی، قرار گرفتن در معرض را عمیق تر می کند. جیبوتی به خدمات بندری، لجستیک ترانزیت و درآمد حاصل از میزبانی پایگاه های نظامی خارجی متکی است. این مدل به نوسانات ترافیک دریایی و درک ریسک حساس است. افزایش مداوم هزینه های حمل و نقل یا کاهش حجم به سرعت به فشار مالی تبدیل می شود. بر خلاف ایالت های بزرگتر، جیبوتی ظرفیت محدودی برای جذب شوک های خارجی دارد.
بازیگران غیردولتی در منطقه هم توانایی و هم قصد مختل کردن ترافیک دریایی را نشان دادهاند.
استراتژی دیپلماتیک آن به پیچیدگی می افزاید. جیبوتی سیاست چند جانبهسازی، میزبانی از قدرتهای رقیب و بهرهمندی از حضور آنها را دنبال کرده است. اما این تعادل سطح محدودی از کشش قدرت بزرگ را در نظر می گیرد. با تشدید رقابت – به ویژه بین ایالات متحده و چین – مدیریت حضور همپوشانی دشوارتر می شود. هممکانی که زمانی تعادل عملگرایانه را نشان میداد، میتواند تحت فشار، اصطکاک اطلاعاتی، فعالیتهای سایبری و افزایش خطر اشتباه محاسباتی ایجاد کند.
محیط وسیع تر شاخ آفریقا و دریای سرخ در حال حاضر ناپایدار است. ناامنی دریایی در یمن، شکنندگی سیاسی در سومالی، و افزایش نظامیسازی در امتداد ساحل دریای سرخ، فضای امنیتی پراکنده ایجاد کرده است. بازیگران غیردولتی در منطقه هم توانایی و هم قصد مختل کردن ترافیک دریایی را نشان دادهاند. اگر باب المندب به دلیل بی ثباتی خلیج فارس به شهرت استراتژیک دست یابد، این بازیگران انگیزه بیشتری برای اقدام پیدا می کنند. حتی اختلال محدود نیز اثرات نمادین و اقتصادی بزرگی را به همراه خواهد داشت.
موقعیت جیبوتی پارادوکس جغرافیایی را نشان می دهد. موقعیت استراتژیک فرصت را به ارمغان می آورد – سرمایه گذاری، ارتباط، و اهرم دیپلماتیک – اما همچنین دولت ها را در سیستم های خارجی مخاطره آمیز گنجانده است. همانطور که امنیت دریایی به هم پیوسته می شود، مرز بین درگیری های منطقه ای و سیستمی ضعیف می شود.
هیچ یک از اینها به معنای اجتناب ناپذیری نیست. جیبوتی در طول تاریخ سیاست خارجی عملگرایانه خود را حفظ کرده است و شرکای خارجی را متعادل می کند و از درگیری در مناقشات منطقه ای اجتناب می کند. متغیر کلیدی سیاست داخلی نیست، بلکه مقیاس تشدید خارجی است. اگر تعارض مهار شود، قرار گرفتن در معرض محدود باقی می ماند. اگر در سراسر حوزه های دریایی گسترش یابد، محیط جیبوتی از نظر کیفی تغییر می کند.
