منیک هیوز و پسرش، بن، در حال رانندگی در تپه های شمال هستند ولز با مجموعهای از مصنوعات حیوانی دستساز که در اطراف ماشینشان میچرخد: نمودارها، گچ بریها، تیشرتهای چاپ شده با دست. آنها سرانجام به Llyn Tegid می رسند – دریاچه بالا به زبان انگلیسی – جایی که یان تا زانو در آب، دو حلزون چسبناک را صدا می کند.
نرم تنی به اندازه نوک انگشت است. همچنین یکی از در معرض خطرترین گونه های اروپایی است که ایان خود را وقف حفاظت از آن کرده است. او می گوید: «این فراتر از اشتیاق است. “این یک وسواس است.”
حلزون های چسبناک نام خود را به خاطر بافت ژلاتینی و با ضخامت طلایی که از پوسته آنها محافظت می کند، گرفته اند. از آنجایی که آنها در زیستگاه های کم کلسیم زندگی می کنند، پوسته بسیار ظریف است، بنابراین هیوز از یک قلم موی ظریف برای انتقال آنها از مکانی به مکان دیگر استفاده می کند.
این حلزون ها در انگلستان به دلیل کیفیت پایین آب شیرین این کشور به سمت انقراض سوق داده شده اند. آلاینده های کشاورزی و صنعت زیستگاه آنها را در برکه ها، خندق ها، دریاچه ها و نهرها تخریب کرده است. دریاچه ای در گویند که هیوز تا حدی در آن غوطه ور است، میزبان آخرین جمعیت وحشی باقی مانده از حلزون های چسبنده در بریتانیا است.
هیوز بیش از یک دهه را وقف حفاظت از نرم تنان کوچک و سایر گونههای کمیاب کرده است، که اغلب تنها با کمک خانواده مشتاق خود همراه بوده است. با این حال، امسال، اداره محیط زیست، غذا و امور روستایی (دفرا) حلزون را به عنوان یکی از گونه های در معرض خطر قرار داده است که از مزایای آن بهره مند خواهد شد. افزایش 60 میلیون پوندی بودجه دولت.
سفر حفاظتی هیوز با علاقه به هنر در نوجوانی آغاز شد. او میگوید: “من همیشه برای فرار طراحی میکردم. در آن زمان آن را نمیدانستم، اما کاملاً خجالتی بودم.”
موزه تاریخ طبیعی ناتینگهام در Wollaton Corridor با توجه به استعداد او، به او پیشنهاد شاگردی به عنوان تاکسیدرمیست و هنرمند نمایش داد. از آنجا به کار در باغوحشها ادامه داد و در زمینه بیمهرگان تخصص داشت، قبل از اینکه انگلند طبیعی پروژههای حفاظتی انفرادی خود را تأمین مالی کند.
در سال 2014، زمانی که هیوز برای اولین بار برای یافتن حلزون های چسبناک به Llyn Tegid آمد، دومین پسر از سه پسرش جورج به او پیوست. از آن زمان تاکنون حداقل یکی از پسرها همیشه او را در سفرها همراهی کرده است.
هنگامی که پدرش از او خواست که در مورد حلزون های چسبناک کمک کند، جورج 18 ساله، به سرعت موافقت کرد، بدون اینکه متوجه شود که شامل پوشیدن لباس مرطوب و پریدن در دریاچه می شود.
جورج به یاد می آورد: «خیلی سرد بود، اما بسیار سرگرم کننده بود.
پس از نمونه برداری از آب و اندازه گیری عمق، پدر و پسر پناهگاه های بتنی صدفی شکل برای حلزون ها ساختند و نصب کردند. کار سختی بود، اما جورج میگوید: «لذتبخش این است که میتوانیم زمان زیادی را با هم به عنوان یک خانواده سپری کنیم.»
در کریسمس همان سال، حلزون ها در پناهگاه های خود مستقر شدند و هیوز منبع قابل اعتمادی داشت که می توانست از آن نمونه هایی را جمع آوری کند تا برای پرورش به Llanarth در غرب ولز به خانه ببرد.
اکنون، هنرستان هیوز کشتی او است: در میان گچ بریهای گوریل و مجسمهای از چارلز داروین، او حلزونها و سایر بیمهرگان کمیاب را در تانکهای خانگی پرورش میدهد. این مکان پناهگاهی برای سوسکهای مالاکیت قرمز، عنکبوتهای کفشدوزک و میگوی قورباغه بوده است.
هیوز می گوید که هر گونه نیازهای خاص خود را دارد و راه پیشی گرفتن از انقراض حلزون ها حفظ حرکت آنهاست.
او توضیح می دهد: «اگر یک حلزون در یک مخزن بمیرد، یا دو یا سه حلزون در یک برکه بمیرند، آب را آلوده می کنند. بنابراین ما به طور مداوم حلزون ها را از یک ظرف به ظرف دیگر منتقل می کنیم و آن بخش از جمعیت را حفظ می کنیم.
در طول سالها، هیوز باغوحشها را تشویق کرده است تا جمعیتهای کشتی خود را توسعه دهند و حلزونهای چسبناک را به مکانهای جدید در طبیعت بازگردانند. اما کار کردن با مردم همیشه به آسانی حیوانات نیست، و او از پروژههای قبلی بازگرداندن میداند که یک کلنی جدید چقدر سریع میتواند بدون توجه مداوم شکست بخورد.
اکنون هیوز امیدوار است که بودجه Defra به تلاشهای حفاظتی که او مدتها از آن حمایت کرده است کمک کند. انجمن باغوحشها و آکواریومهای بریتانیا و ایرلند حمایت بیشتری برای ساخت جمعیتهای کشتی از حلزون چسبناک دریافت خواهند کرد، در حالی که Belief Habitats آب شیرین امیدوار است از منابع جدید برای یافتن مکانهای مناسب برای معرفی مجدد وحشی استفاده کند.
اشتیاق هیوز به بی مهرگان به متقاعد کردن دیگران برای مراقبت از آنها نیز گسترش می یابد. او کتابهایی برای کودکان مینویسد که بن آنها را در مورد گونههایی که مطالعه کرده است مینویسد، و این دو پیراهنهایی را میفروشند که توسط همسر هیوز، کری چاپ شدهاند و نقاشیهای حیات وحش خود را به نمایش میگذارند.
هیوز میگوید: «ما سعی میکنیم آنها را در مکانهایی بفروشیم که افرادی را که قبلاً به طبیعت سفر نکردهاند، بیاوریم.
البته بن مدتهاست که متقاعد شده است. در پاسخ به این سوال که چرا حتی کوچکترین گونه ها اهمیت دارند، او بدون تردید پاسخ می دهد: “خب، چرا ما مهم هستیم؟ ما بخشی از یک سیستم زندگی بزرگ هستیم. اگر یک چرخ دنده را از یک ماشین بردارید، دیگر کار نمی کند.”
