.
این نویسنده ریاست مرکز مستقل تحقیقات و مطالعات امنیتی اسلام آباد را بر عهده دارد
معماری ژئوپلیتیکی که از اوت 2021 در اطراف افغانستان ساخته شده است، به وضوح مرزهای سخت، الزامات امنیتی و ارتباط اقتصادی را بر حقوق بشر ترجیح می دهد. تلاش غرب برای منزوی کردن طالبان تا حد زیادی شکست خورده است زیرا قدرت های منطقه ای تعامل با امارت اسلامی را عادی می کنند. مرزهای پاکستان و افغانستان همچنان بسته است در حالی که هند و روسیه افغانستان را در آغوش می گیرند. مسکو همچنین غرب را به تلاش برای تضعیف رژیم طالبان متهم می کند.
پنج پویایی کلیدی که موقعیت افغانستان و پیامدهای آن برای پاکستان را شکل می دهند، شایسته بررسی بی طرفانه هستند.
در 27 می، مسکو و کابل یک توافقنامه همکاری نظامی-تخنیکی امضا کردند که اولین گام رسمی پس از آن بود که رژیم طالبان تقریباً یک سال پیش به رسمیت شناخته شد. سرگئی شویگو، دبیر شورای امنیت روسیه و محمد یعقوب، وزیر دفاع طالبان، بر امضای این توافقنامه نظارت داشتند.
این توافق کمتر از دو هفته پس از آن صورت گرفت که شویگو قصد روسیه را برای “مشارکت تمام عیار با کابل” در نشست وزیران سازمان همکاری شانگهای (SCO) در بیشکک در 14 مه اعلام کرد.
این حرکت نشاندهنده یک بازسنجی سیاست واقعی است که ریشه در سه ملاحظات دارد. اولاً، استان خراسان دولت اسلامی (ISIS-K) یک تهدید مستقیم برای منافع روسیه در آسیای مرکزی است و طالبان افغانستان یک متحد قدرتمند در برابر داعش-K است که روسیه معتقد است از حمایت غرب برخوردار است.
به عنوان مثال، الکساندر بورتنیکوف، رئیس سرویس امنیت فدرال روسیه (FSB)، اخیراً استخبارات بریتانیا را متهم به همدستی با ISKP و متحدانش برای تضعیف دولت در کابل کرد. بورتنیکوف در نشست مشترک المنافع کشورهای مستقل گفت: «غربی ها امیدوارند که متعاقباً بر وضعیت جمهوری های آسیای مرکزی به نفع خود تأثیر بگذارند.
مسکو همچنین مشتاق پر کردن خلاء قدرت ناشی از خروج ناگهانی ایالات متحده از افغانستان و بازگشت طالبان به قدرت نزدیک به پنج سال پیش بوده است. مسکو هنوز بر این باور است که موقعیت افغانستان، دهلیزهای تجاری و مسیرهای انرژی بالقوه مرتبط با سازمان همکاری شانگهای را ارائه می دهد.
ثانیاً، هند اخیراً یک قرارداد 46.3 میلیون دلاری با اداره ملی استاندارد افغانستان برای ایجاد ده آزمایشگاه پیشرفته کنترل کیفیت در کابل و نقاط کلیدی مرزی امضا کرده است. این لابراتوارها استانداردهای تجارت افغانستان را حرفه ای می کنند، مسیرهای مستندسازی ایجاد می کنند و ظرفیت های محلی را از طریق آموزش ایجاد می کنند. این دیپلماسی کلاسیک نفوذ از طریق زیرساخت های “نرم” در فضاهای مورد مناقشه را تشکیل می دهد.
برای هند، این قرارداد ورود به ساختارهای حکومتی تحت حاکمیت طالبان را فراهم می کند که زمانی از آن به عنوان “مهد کودک ترور” متنفر بود. بدون به رسمیت شناختن رسمی، از اکتبر 2025، زمانی که مرزها را به دلیل افزایش مداوم تروریسم فرامرزی بسته شد، به کابل جایگزینی برای مسیرهای ترانزیتی مختل شده پاکستان ارائه می دهد.
به نظر میرسد که توافق فنی یک توافق بلندپروازانه است: فشار زیرساختی هند ممکن است به انتقال تجارت افغانستان از کراچی به بندر چابهار ایران کمک کند. از سوی دیگر، افغانستان به ابزارهای ظرفیت سازی نهادی دست می یابد.
خطر ذاتی این ابتکار هند و افغانستان، با این حال، تعمیق بیشتر رقابت هند و پاکستان در خاک افغانستان است – که زمانی توسط مورخ بریتانیایی ویلیام دلریمپل به عنوان جنگ نیابتی هند و پاکستان تعریف می شد.
ثالثاً، اگرچه چین همچنان از به رسمیت شناختن رسمی رژیم طالبان خودداری می کند، هر دو کشور از طریق سفرای تمام عیار در پایتخت های مربوطه فعالیت می کنند.
اولویت های استراتژیک چین ساده است: جلوگیری از استفاده شبه نظامیان اویغور از خاک افغانستان. تضمین دسترسی به مس، لیتیوم و خاک های کمیاب؛ و تضمین ثبات برای حفاظت از سرمایه گذاری در پاکستان و آسیای مرکزی. در سازمان ملل، پکن از «تعامل عملی» بر سر تحریمها حمایت میکند و تا حد زیادی از انتقاد از سیاستهای اجتماعی طالبان از جمله سیاستهای مربوط به زنان خودداری میکند.
آخرین فرمان طالبان در مورد ازدواج و جدایی به وضوح تضعیف حقوق زنان را نشان می دهد. این قانون ازدواج کودکان را از طریق سرپرستان غیر والدین مجاز میکند، سکوت دختر خردسال را به رضایت هنگام بلوغ تفسیر میکند و به شوهران در حال ظهور بر همسران متجدد اختیار میدهد. با وجود این، همه قدرت های بزرگ به تعامل ادامه می دهند.
این به معنای تغییر غیرقابل انکار در ژئوپلیتیک است: در نظمی چندقطبی، قدرتهای بزرگ – که از اکتبر 2023 از تجاوزات اسرائیل علیه فلسطینیها و لبنانیها نیز سرگردان شدهاند – حقوق زنان را به نفع عملگرایی سیاسی در اولویت قرار دادهاند.
پاکستان خود را در وضعیت 22 می بیند. بسته شدن مرز توسط پاکستان به دنبال تلاش های بیهوده اسلام آباد برای وادار کردن طالبان افغانستان به اقدام علیه شبه نظامیان تحریک طالبان پاکستان که مسئول حملات مرگبار در داخل پاکستان هستند، صورت گرفت. تقاضا روشن است: بس است. پناهگاه های تحریک طالبان پاکستان را از بین ببرید و تروریست ها را تحویل دهید. با این حال، این سیاست تجارت ترانزیتی با افغانستان و آسیای مرکزی را مختل کرده و تجارت افغانستان را به سمت مسیرهایی سوق داده است که ایران و هند تسهیل کرده اند.
از نظر اجتماعی-اقتصادی، بسته شدن مرزها تنها مشکلات جوامع حاشیهنشین مرزی را تشدید کرده است – با دهها هزار نفری که برای مراقبتهای بهداشتی، خانوادگی و تجارت غیررسمی متکی به جابجایی مرزی هستند، بیکار شدهاند. در جبهه امنیتی، خشونت در سطوحی که در 13 سال گذشته شاهد نبوده است، ادامه دارد.
بسته شدن آن نیز با کاهش کانال های گفتگو و اطلاعات، اهرم نفوذ پاکستان را کاهش داده است. خطر بیگانگی دائمی افغانستان را بیشتر به مدار ایران، روسیه و هند سوق می دهد. اسلام آباد با یک معضل مواجه است: بازگشایی بدون امتیاز نشان دهنده ضعف است، اما تعطیلی طولانی مدت به اقتصاد خود، به ویژه دو استان مرزی و جاه طلبی های اتصال منطقه ای آسیب می رساند.
پاکستان که زمانی حامی اصلی طالبان بود، اکنون شاهد گسترش نفوذ روسیه و هند در کابل است. گفتگوهای امنیتی روسیه نگرانی های تحریک طالبان پاکستان را کنار می گذارد، در حالی که معاملات فنی هند و اتصال بندر چابهار اهرم جغرافیایی اسلام آباد را از بین می برد.
این امر مستلزم بازگشایی انتخابی گذرگاههایی مانند تورخم و چمن برای جریانهای تجاری و بشردوستانه، از سرگیری مذاکرات هدفمند نظامی به نظامی، و استفاده از نفوذ چین برای تفاهمهای امنیتی میانجی بر TTP است.
مسیر پاکستان در بازدارندگی عملگرایانه با تعامل ضروری و انتخابی است که در پذیرش واقعیتی تلخ لنگر انداخته است: جغرافیا هنوز روابط و استراتژی را دیکته می کند. به همین دلیل است که در حالی که افغانستان دوباره به کانون جنگ های نیابتی شدید و تغییر ائتلاف ها تبدیل می شود، پاکستان نیز نیاز به تنظیم مجدد دارد.
