سربازان کانادایی در 2 اوت 2009 در پایگاه ناتو در قندهار برای آخرین وداع با دو سرباز کانادایی که در جنگ کشته شدند جمع شدند. مداخله در افغانستان بلندپروازانه ترین اقدام کانادا در زمینه سیاست خارجی از زمان جنگ کره بود.دن مور/ مطبوعات کانادا
بن راوزول مشاور Catalyze4 است که به عنوان نماینده کانادا در قندهار، معاون سفیر در افغانستان و سفیر در ونزوئلا خدمت کرده است.
ممکن است این بار تصاویر شکست آمریکا چندان نمادین نباشد. ما کارمندان سفارت را نخواهیم دید که آخرین هلیکوپتر را هنگام خروج از سفارت در دست بگیرند، مانند زمانی که ایالات متحده در جنگ ویتنام شکست خورد. مانند زمانی که ایالات متحده در جنگ افغانستان شکست خورد، غیرنظامیان ناامید را نخواهیم دید که به بدنه هواپیماهای نظامی چسبیده باشند.
اما شکست آمریکا در ایران برای همه آشکار خواهد بود.
برای یک کشور فوق العاده دشوار است که بپذیرد در یک جنگ شکست خورده است. این میتواند برای کسانی که این مأموریت را رهبری میکنند، تجربهای دردناک باشد، و این احساس را به وجود میآورد که سربازانی را که جان خود را فدا کردند، شهروندانی که شما برای پیشبرد منافعشان جنگیدید و کشوری که ناگزیر تضعیف خواهد شد، شکست خوردهاند.
من این را می دانم زیرا زمانی یکی از آن رهبران بودم، در جریان فقدانی که کانادا در قندهار در افغانستان تجربه کرد.
نقش من در مأموریت افغانستان در دفتر شورای خصوصی و طی بازنگری استراتژیک این مأموریت در سال 2008 آغاز شد. در آن سال، دولت هارپر به طور چشمگیری حمایت سیاسی و بودجه انکشافی کانادا را برای دولت استانی قندهار افزایش داد. یک سال بعد به عنوان نماینده کانادا در قندهار چهره آن حمایت سیاسی شدم. به عنوان «راک»، من تیمی متشکل از 80 غیرنظامی را در کنار نیروهای کانادایی، به عنوان بخشی از یک گروه ضربت یکپارچه قندهار که با سرتیپ آن زمان جان ونس رهبری میکردم، هدایت کردم.
از بسیاری از درسهایی که در افغانستان آموختم، اولین آنها این بود که آخرین کسانی که شکست را تشخیص میدهند، کسانی هستند که مأموریت را رهبری میکنند.
در صحنه قندهار، ما به شدت از قدرتی که برای حمایت از دولت افغانستان به کار گرفته بودیم آگاه بودیم. نیروهای کانادایی به طور گسترده از طالبان پیشی گرفتند. بودجه انکشافی ما منابعی را برای دولت قندهار برای ساخت کلینیک ها، آموزش کودکان و راه اندازی مجدد سکتور زراعت فراهم کرد و تخصص ما به آنها کمک کرد تا سیستم های پلیسی، قضایی و مراقبتی موثرتری برای تقویت حاکمیت قانون ایجاد کنند.
اما در نگاهی به گذشته، ما احتمالاً در سال 2009 جنگ را باختیم، زمانی که جنگ سالار محلی احمد ولی کرزی به سرقت انتخابات کمک کرد تا برادر ناتنی خود حامد کرزی در ریاست جمهوری باقی بماند. پس از آن، محبوبیت طالبان افزایش یافت، زیرا قندهاری ها بیشتر و بیشتر از غارتگری های رژیم کرزی خشمگین شدند.
از آرشیوها: گزارش می گوید که حمایت مشروط ناتو در قندهار به قیمت جان کانادایی ها تمام شد
مطمئناً منابع هنگفتی که ما به استان سرازیر می کردیم بیشتر از این رنجش است. این همان چیزی بود که ما در آن زمان از داخل مأموریت فکر می کردیم. اما تنها کاری که کرد این بود که سال ها بعد، زمانی که آخرین نیروهای ناتو رفتند و دیگر نتوانستند از یک دولت فاسد در برابر شهروندان خشمگین قندهار محافظت کنند، حسابرسی را به تعویق انداخت.
همین ناتوانی در دیدن چیزهای بدیهی ممکن است اکنون مانع قضاوت های آمریکا در ایران شود. مطمئناً قدرت گسترده ارتش این کشور تغییری را در زمین ایجاد خواهد کرد. این همان چیزی است که کاخ سفید باید به آن فکر کند، حتی زمانی که بقیه دنیا میبینند که بستن تنگه هرمز برای ایران ارزانتر از تلاشهای آمریکا برای باز نگهداشتن آن است، و زمان به نفع یک قدرت محلی است که در جنگ برای موجودیت خود در برابر یک کشور دوردست که درگیر جنگ انتخابی است، بازی میکند.
دلیل دیگری که میتوانیم نسبت به واقعیت شکست کور باشیم این است که نمیخواهیم با هزینههای سنگینی که کشورمان در هنگام شکست در جنگ متحمل میشود مقابله کنیم.
مداخله ما در افغانستان بلندپروازانه ترین اقدام کانادا در زمینه سیاست خارجی از زمان جنگ کره بود. ما همه چیزهایی را که در اختیار داشتیم به کار بردیم: استقرار مستمر بیش از 4000 نیرو، مجهز به تخصص سیاسی از بزرگترین هیئت دیپلماتیکی که کانادا تا به حال در یک منطقه جنگی حضور داشته است، و بودجه توسعه ای که آنچه را که ما به هر کشور دیگری اختصاص داده بودیم کوچکتر کرد.
وقتی کشور شما این تعداد منابع را هدایت می کند، شکست ماموریت به شکست کشور تبدیل می شود.
در حالی که ما نمی توانستیم خودمان را مجبور به اعتراف به این شکست کنیم، همشهریان ما متوجه آن شدند. این نمی تواند تصادفی باشد که سطح جاه طلبی کانادا در امور بین المللی پس از افغانستان به شدت کاهش یافته است. خوشبینی عبارت دوران پل مارتین «جهان به کانادای بیشتری نیاز دارد» به زودی جای خود را به تصویری از خود بهعنوان کشوری که سخنانش فراتر از اعمال ماست، تضعیف و در صحنه جهانی به حاشیه رانده شد. کانادا که دچار شک و تردید به خود شده است، به خوبی موفق شده است زیر وزن آن از افغانستان
البته ایالات متحده بسیار قدرتمندتر است، اما ضرر آن در ایران کمتر نخواهد بود. در واقع، به عنوان کشوری که قدرتش زیربنای نظم بین المللی پس از جنگ بوده است، شکست نظامی ایالات متحده پیامدهایی برای خود نظم بین المللی خواهد داشت.
یکی از کارکردهای کلیدی یک هژمون جهانی را در نظر بگیرید: آزادی دریانوردی در دریاهای آزاد. از آنجایی که اکثریت قریب به اتفاق کالاها هنوز از طریق آب سفر می کنند، ثبات Pax Americana (و Pax Britannica قبل از آن) به تجارت جهانی اجازه داد تا شکوفا شود.
بارزترین شواهد شکست آمریکا در ایران، بسته شدن تنگه هرمز است که 20 درصد انرژی جهان از آن عبور می کند. ایران خود را سرزمینی مستقل اعلام کرده است و پهپادها و مین هایی برای دفاع از ادعای خود دارد.
درست همانطور که جنگ سوئز در سال 1956 با بریتانیا انجام داد، جنگ ایران 70 سال بعد می تواند رویدادی باشد که ابرقدرت را به دلیل عدم پوشیدن لباس افشا می کند.
به همین دلیل است که ایالات متحده تمام تلاش خود را می کند تا از صحبت درباره شکست نظامی اجتناب کند. آقای ترامپ دارد چنین صحبت هایی را خیانت آمیز خواند. او دارد بخش مهمی از چتر هسته ای را بر سر اروپا پس گرفت، ظاهرا برای تنبیه صدراعظم صریح آلمان به دلیل اعتراف به چیزهای بدیهی.
او اشتباه می کند که این کار را انجام می دهد. اما با دیدن اینکه چگونه یک شکست می تواند قدرت کشور شما را در نظام بین الملل برای سال های آینده کاهش دهد، حداقل این بی میلی را درک می کنم.