از لحاظ تاریخی، سیاستهای بیمه در بسیاری از بخشها برای شرایط عملیاتی نسبتاً پایدار ساختار یافتهاند. با این حال، تشدید تنشهای ژئوپلیتیکی باعث میشود که سازمانها با درگیریهای طولانیمدت منطقهای، خطر تشدید سریع، رژیمهای تحریمی در حال تحول و افزایش مداخله نظارتی و دولتی مواجه شوند.
چالشهای ویژهای که این تحولات برای بازار بیمه ایجاد میکند، پس از شروع خصومتها در خاورمیانه کاهش یافته است. از اواخر فوریه تا اوایل ماه مارس، گزارشهایی منتشر شد مبنی بر اینکه تعداد معدودی از شرکتهای بیمه دریانوردی پوشش خطرات جنگی خود را برای کشتیهای فعال در تنگه هرمز میگیرند.
با این حال، در 23 مارس انجمن بازار لویدز (LMA) – نهاد بازار برای لویدز لندن – منتشر کرد. یک بیانیه با تأیید اینکه اگرچه اخطارهای لغو صادر شده بود، اما اینها یک ماده استاندارد بود که قبلاً در قراردادهای مالکان کشتی گنجانده شده بود تا در صورت “افزایش خطر برای کشتی ها” انعطاف پذیری برای مذاکره مجدد فراهم شود.
در واقع، چنین مکانیسم های اطلاع رسانی به طور خاص طراحی شده اند تا اجازه دهند حق بیمه جنگ در زمان صلح بسیار کم باقی بماند. این اجازه می دهد تا زمانی که خطر افزایش می یابد، دامنه زیادی برای ارزیابی مجدد آنها وجود داشته باشد.
در هفته پس از شروع درگیری، LMA انجام شد نظرسنجی از شرکت کنندگان اصلی در بازار جنگ دریایی لویدز. در میان پاسخدهندگان، 88 درصد گفتند که همچنان تمایل دارند تا خطرات جنگ بدنه مرتبط بینالمللی را تضمین کنند، در حالی که بیش از 90 درصد گفتند که همچنان میل به پذیرش محمولههای مرتبط بینالمللی دارند. به عبارت دیگر، LMA به این نتیجه رسید که موضوع این نیست که بیمهگران مایل به ارائه پوشش نیستند. در عوض، درگیریهای جاری این سؤال را مطرح کرد که آیا خطر برای ایمنی خدمه و کشتی به سادگی «بیش از حد بالا» تلقی میشود.
مانند جنگ در اوکراین، تشدید درگیری در خاورمیانه به بیمهگران مکث زیادی برای فکر کردن داده است. شواهدی وجود دارد که نشان میدهد بازار در حال انطباق با این تنشهای ژئوپلیتیکی و افزایش خطر تحریمها است. در مورد بیمه نامه های جنگ دریایی، که معمولاً بدنه و محموله را به طور جداگانه پوشش می دهند، برخی از بیمه گذاران قبلاً اقدامات نوآورانه ای را برای معرفی محصولات جدید که ترکیبی از پوشش خطر جنگ بدنه و محموله در سراسر خلیج هستند، انجام داده اند.
توجه به «شکاف حفاظتی»
برای کسبوکارهایی که در خاورمیانه، اوکراین یا سایر مناطق درگیری فعالیت میکنند، این موارد اخیر نشان میدهد که یک بیمه نامه معتبر و یک ادعای معتبر لزوماً بازیابی را تضمین نمیکنند. این باعث می شود عبارت تحریم ها، مفاد پرداخت و وابستگی های بیمه اتکایی ملاحظات مهمی قبل از وقوع زیان است.
از آنجایی که ظرفیت بیمهگران در حوزههای قضایی با خطر بیشتر تشدید شده است، بسیاری از آنها به طور فزایندهای از سیاستهای محدودکنندهتری استفاده میکنند، به ویژه در مورد قرار گرفتن در معرض سایبری، محرومیت از جنگ و فعالیتهای خصمانه مورد حمایت دولت. پوشش همچنان در دسترس است، اما نسبت به سالهای گذشته، ساختار و مذاکره بسیار گزینشیتر و پیچیدهتر است.
این فشارها پیامدهای تجاری ملموسی دارد که بر زنجیره تامین، جریان درآمد، عملکرد قراردادی و امنیت دارایی تاثیر می گذارد. کسبوکارهایی که در بخشهای دریایی، نفت و گاز، محموله هوایی، کشاورزی، داروسازی و فناوری فعالیت میکنند، و همچنین تولیدکنندگان و توزیعکنندگان سایر محصولات حیاتی، به طور فزایندهای این تأثیر را احساس میکنند. آنچه زمانی به عنوان خطرات تئوری یا دور تلقی می شد، قرار گرفتن در معرض ترازنامه با اهمیت فزاینده است.
در عمل، این یک «شکاف حفاظتی» مکرر را آشکار کرده است. سیاست های استاندارد دارایی و عملیاتی اغلب خطرات مربوط به جنگ را حذف می کنند. پوشش ریسک سیاسی اغلب محدودتر از حد انتظار است و سیاستهای متفاوتی معمولاً در سیلوهایی قرار میگیرند که در صورت وقوع زیان، به طور منسجم عمل نمیکنند.
حتی در جایی که به جنگ یا خطر سیاسی پرداخته می شود، قرار گرفتن در معرض کمتر قابل مشاهده می تواند خسارات غیرقابل بیمه قابل توجهی ایجاد کند. خطر سایبری خاموش، عدم اطمینان در مورد همپوشانی حوادث سایبری با رویدادهای ژئوپلیتیکی، اختلال در زنجیره تامین و پوشش وقفه های احتمالی محدود یا غایب، همگی می توانند خارج از جمله بندی خط مشی استاندارد باشند.
برای بسیاری از کسبوکارها، بیشترین ضرر ناشی از آسیب فیزیکی نیست، بلکه از ناتوانی در کارکرد، اجرای قراردادها، دریافت پرداختها یا دسترسی به زیرساختهای حیاتی ناشی میشود. این خطرات اغلب در مرحله قرارگیری دست کم گرفته می شوند.
حملات سال 2019 به تأسیسات عبقیق و خریس شرکت آرامکو عربستان نشان داد که چگونه اختلافات طبقه بندی – چه یک حادثه به عنوان جنگ، تروریسم یا اقدام خصمانه تلقی شود – می تواند پاسخ سیاست و بهبود را تعیین کند. به طور مشابه، در اقلیم کردستان عراق، تأخیرهای مداوم در پرداخت حقوق بخش دولتی همچنان برای آزمایش میزان پاسخگویی بیمه ریسک سیاسی به تأخیر پرداخت ها یا دخالت دولت در صورت عدم رضایت سیاست های فنی ادامه دارد.
حتی در جایی که پوشش روی کاغذ وجود دارد، بازیابی به ندرت ساده است. ادعاها را می توان با اختلافات بر سر علیت، طبقه بندی و انطباق با شرایط سیاست پیچیده تر کرد، در حالی که تحریم ها و محدودیت های نظارتی ممکن است پرداخت را به طور کلی به تعویق بیندازند، محدود یا مانع شوند.
در این محیط، مسئله حیاتی برای کسب و کارها صرفاً این نیست که آیا بیمه خریداری شده است یا خیر، بلکه این است که آیا در عمل به طور موثر عمل خواهد کرد یا خیر. خطمشیهای خوب طراحیشده، خطوط مختلف پوشش، از جمله آسیب به دارایی، وقفه در کسبوکار، ریسک سیاسی، اعتبار تجاری، خطر دریایی و جنگ را برای جلوگیری از بروز شکافهای حفاظتی هنگام وقوع حادثه، هماهنگ میکنند.
آنها همچنین در برابر سناریوهای واقع بینانه مانند تشدید درگیری، قرار گرفتن در معرض تحریم ها، اختلال در زنجیره تامین، انسداد پرداخت و شکست زیرساخت، به جای اتکا به فرضیات ساخته شده در مرحله قرارگیری آزمایش می شوند.
برای کسب و کارها، آمادگی باید به طور فزاینده ای تعیین کننده باشد. حسابرسی هدفمند سیاست، برنامهریزی آمادگی خسارت و تعامل زودهنگام با کارگزاران، بیمهگران و مشاوران حقوقی میتواند به طور قابلتوجهی بر نتایج بازیابی تأثیر بگذارد. در یک محیط ژئوپلیتیکی بی ثبات، اطمینان کسب و کار توسط برنامه ریزی، ساختار و وضوح هدایت می شود، نه تنها با محدودیت های سیاست.
