در حالی که توجه جهانی به موشکها و نبردهای پدافند هوایی در سراسر خلیج فارس معطوف است، برنامهریزان دفاعی در پکن بیصدا در حال بهرهبرداری از ارزشمندترین منبع استراتژیک جنگ مدرن هستند. درگیری مداوم حجم زیادی از تجزیه و تحلیل در مورد نرخ تخلیه رهگیر، اشباع دفاع هوایی، و انعطاف پذیری زیرساخت های سخت ایجاد کرده است. با این حال، تا حد زیادی نادیده گرفته می شود، سومین طرفی است که بیشترین سود را از این جنگ می برد. چین یک جنگجوی مستقیم نیست، فاصله محاسبه شده ای از شبکه های رسمی عرضه تسلیحات را حفظ می کند و هنوز یک سرباز را در معرض تلافی قرار نداده است. کاری که این کشور انجام می دهد چیزی بسیار مهم تر است: استفاده از خاورمیانه به عنوان مهم ترین آزمایشگاه تحقیق و توسعه نظامی روی کره زمین.
شواهد ادغام فناورانه چین در این درگیری دیگر غیرواقعی نیست. مقامات آژانس اطلاعات دفاعی ایالات متحده ارزیابی کرده اند که نیروهای ایرانی به طور فعال از مجموعه داده های ارائه شده توسط شرکت های هوش مصنوعی چینی برای اصلاح برنامه ریزی دقیق حمله خود بهره برداری می کنند.
MizarVisionیک استارتآپ برجسته هوش مصنوعی چینی با پشتیبانی موسسات تحقیقاتی دولتی، تصاویر ماهوارهای تقویتشده با هوش مصنوعی از داراییهای نظامی غرب را به طور سیستماتیک منتشر کرده است. این پلت فرم می تواند به طور خودکار هواپیماهای رادارگریز، پناهگاه های سخت شده و حرکات دریایی را در سراسر سالن های عملیاتی گسترده شناسایی و طبقه بندی کند.
گزارشهای اطلاعاتی نشان میدهد که الگوریتمهای MizarVision با موفقیت حرکات گروه ضربتی ناو USS Gerald R. Ford، بمبافکنهای B-52 و جنگندههای رادارگریز F-22 Raptor مستقر در پایگاههای هوایی منطقه را ردیابی کردند. این پلتفرمها با ترکیب سیگنالهای ردیابی تجاری با تصاویر با وضوح زیر متر از شبکههای ماهوارهای، از جمله صورت فلکی جیلین-1 چین، وظایف شناسایی را که قبلاً به منابع انسانی و فنی قابلتوجهی نیاز داشت، خودکار میکنند.
بر اساس قانون امنیت ملی چین، مرز بین تجزیه و تحلیل جغرافیایی تجاری و پشتیبانی اطلاعات نظامی، در عمل، وجود ندارد. برای اپراتورهای ایرانی، این فناوری وابستگی به داراییهای شناسایی آسیبپذیر داخلی را کاهش میدهد و زنجیره کشتن عملیاتی آنها را به میزان قابل توجهی سفت میکند.
خطر استراتژیک بزرگتر در چیزی است که ارتش آزادیبخش خلق (PLA) از حجم داده های تله متری و جنگ الکترونیک تولید شده در طول این درگیری ها استخراج می کند. مهندسان نظامی چینی به طور سیستماتیک در حال استفاده از درس های تاکتیکی از نبرد فعال برای توسعه سیستم های خودمختار خود هستند.
این تلاش بر اساس یک دکترین اصلی PLA به نام جنگ تخریب سیستم ها است. هدف صرفاً نابود کردن هواپیماها یا ستونهای زرهی نیست، بلکه فلج کردن شبکههای داده و گرههای حسگر است که آن پلتفرمها را به هم متصل میکنند و به آنها معنای عملیاتی میدهند.
در این زمینه، مهمات پرسه زن ارزان صرفاً پرتابه های انفجاری نیستند. آنها به عنوان حسگرهای یکبار مصرف و با حجم بالا عمل می کنند. هر موشک رهگیری، هر تلاش برای جعل جنگ الکترونیک، و هر پاسخ راداری از سیستمهای دفاعی غربی دادههایی تولید میکند که مستقیماً به مدلهای یادگیری ماشینی چینی که برای عملیاتهای آتی در محیطهای مورد بحث آموزش داده میشوند، تغذیه میکند، که تنگه تایوان نقطه مرجع آشکار است.
نتایج میدان نبرد در حال حاضر محاسبات فنی شدیدی را به همراه دارد. پهپادهای ارزان قیمت ایرانی، آرایه های راداری پیشرفته و زیرسیستم های پدافند هوایی به ارزش بیش از یک میلیارد دلار را خنثی کرده اند. چندین سکوی شناسایی دوربرد از جمله پهپاد MQ-9 Reaper و Hermes 900 سرنگون شده است. این عدم تقارن هزینه دقیقاً اعتبار واقعی مورد نیاز پکن را برای برنامههای نوسازی استراتژیک خود فراهم میکند. هنگامی که یک پهپاد خودران ارزان قیمت یک سیستم راداری میلیارد دلاری را از بین میبرد، هر وزارت دفاع را مجبور میکند تا در مورد این که آیا مدل پلتفرم گرانقیمت و نفیس قابل دوام است یا خیر، سوال کند.
ارتش های منطقه ای در حال تطبیق هستند، البته نه بدون اصطکاک. استراتژی های تدارکات دفاعی به شدت به سمت انبوه و خودمختاری بر روی سکوهای سنگین سنتی می چرخد. مناقصه های دفاعی اخیر نشان دهنده تغییر قابل توجهی به سمت دستیابی به مقادیر زیادی پهپادهای تهاجمی با دید اول شخص است.
به طور همزمان، مؤسسات دفاعی در حال کار برای پاکسازی قطعات چینی از زنجیره تأمین خود هستند. اتکای شدید به سختافزار پهپادهای ساخت چین و فناوریهای با کاربرد دوگانه، آسیبپذیریهای امنیتی دادهای جدی ایجاد کرده است که هیچ نظامی درگیر در خصومتهای فعال نمیتواند مسئولانه آن را تحمل کند.
روسیه در این معماری نقش حمایتی ایفا می کند. بر اساس گزارشها، مسکو اطلاعات تکمیلی ماهوارهای و فناوریهای پیشرفته هواپیماهای بدون سرنشین را بر اساس ترتیبات مبادلات نظامی قبلی در اختیار تهران قرار داده است. ترتیب به دست آمده بسیار کارآمد است: ایران ریسک جنبشی را در زمین جذب می کند. روسیه پشتیبانی اطلاعاتی و مادی بیشتری ارائه می کند. چین جمع آوری می کند برداشت استراتژیک بدون اینکه هرگز نیروهای خود را افشا کند.
این درگیری دیگر یک قسمت منطقه ای محدود نیست. این یک تست استرس زنده از معماری نظامی غربی است که در شرایطی که مناسب پکن است، با هزینه ای که چین متحمل نمی شود، انجام می شود.
هر الگوی انتشار رادار شناسایی شده، هر ضعف لجستیکی که در وضعیت پایگاه قرار می گیرد، و هر آستانه رهگیری نقشه برداری شده به مجموعه داده های رو به رشدی که برای جنگ بعدی آماده می شود، یعنی جنگی که چین قصد دارد با شرایط خودش بجنگد، سرازیر می شود.
ایالات متحده و شرکای منطقهایاش هزینه این درسها را در سختافزار از دست رفته و ذخایر رهگیر میپردازند. چین امتحان را به صورت رایگان بررسی می کند.
اسرائیل که مستقیم ترین سهم را در درس های عملیاتی که در اینجا استخراج می شود دارد، دلایل زیادی دارد که مانند خود موشک ها این پویایی را با دقت تماشا کند.
نویسنده، همکار انجمن خاورمیانه، یک تحلیلگر سیاست و نویسنده مقیم مراکش است. او را در X دنبال کنید: @amineayoubx
