در حالی که هشتاد و یکمین سالگرد را جشن می گیریم از پایان جنگ جهانی دوم در اروپا در این جمعه، 8 مه، واضح است که آلمان دوباره قدرت نظامی پیشرو اروپا خواهد بود.
در حال حاضر در سال آینده هزینه های دفاعی آن به اندازه هزینه های دفاعی خواهد بود فرانسه و بریتانیا با هم – و پیش بینی می شود تا سال 2030 به طور قابل توجهی بزرگتر شود. هدف اعلام شده دولت آلمان این است که قوی ترین ارتش متعارف در اروپا درست است، فرانسه و بریتانیا دارای تسلیحات هستهای هستند، اما این به معنای هزینه کمتری است که برای بقیه دفاع صرف میشود. پس سوال این نیست که آیا این اتفاق خواهد افتاد؟ به جز تحولات پیش بینی نشده، این اتفاق خواهد افتاد. سوال، به ویژه در این سالگرد بزرگ، این است: چگونه می توانیم اطمینان حاصل کنیم که این بار رشد قدرت نظامی آلمان یک تحول مثبت برای تمام اروپا باشد؟
در تلگرام به ما بپیوندید
پوشش ما از جنگ را دنبال کنید @Kyivpost_official.
دو دلیل وجود دارد که آلمان چنین انحرافی رادیکال از موضع (به طور فزاینده اشتباه) خود از دهه 1990 امیدبخش تا حمله تمام عیار ولادیمیر پوتین به اوکراین در 24 فوریه 2022 اتخاذ کرده است. اولین مورد دقیقاً همان تجاوز روسیه است. در برلین، اجماع فزاینده ای وجود دارد که پوتین در اوکراین متوقف نخواهد شد. مورد دوم این است که رئیس جمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، اکنون کل را زیر سوال برده است تعهد آمریکا به دفاع از اروپا، که از طریق ناتو از سال 1949 آشکار شد برداشت 5000 (و احتمالاً بیشتر) نیروهای آمریکایی از آلمان تنها یک نشانه دیگر از آن است. این اعلام به جای خود اقدام، با عصبانیت شخصی ترامپ از انتقاد فردریش مرز، صدراعظم آلمان از جنگ فاجعه بار او علیه ایران، آغاز شد.
سایر موضوعات مورد علاقه
خروج نیروهای آمریکایی: تهدید توخالی یا خطر جدی؟
دونالد ترامپ از کاهش حضور نظامی آمریکا در آلمان خبر داد.
چالش آشکاری که این برای آن باقی می ماند اروپا این است که آیا ما به تنهایی می توانیم از یک روسیه متجاوز و دارای سلاح هسته ای جلوگیری کنیم؟ («ما» در اینجا باید شامل اوکراین باشد، که دارای بزرگترین و جنگزدهترین ارتش در اروپا است.) چالش کمتر آشکار اما به همان اندازه مهم این است که چگونه از بازگشت آن تنشهای حاد در مورد توزیع قدرت نظامی بین کشورهای اروپایی جلوگیری کنیم، که تا سال 1945 هم امر عادی و هم نفرین اروپا بود.
آلمان محوری است برای پاسخ به هر دو سوال آن استراتژی جدید نظامیاولین مورد در تاریخ جمهوری فدرال با عنوان مسئولیت برای اروپا است. اما “برای اروپا” فقط کلمات است. همه در اروپا (به جز انگلیسی ها) این را در مورد سیاست ملی خود می گویند. مسئله واقعی این است که آیا این در عمل اروپایی خواهد بود یا خیر.
حوزههای کلیدی که باید در آنها پاسخهای اروپاییها پیدا شود، صنایع دفاعی و تواناییهای واقعی ما در جنگ است. فناوری و تولید دفاعی اعصاب و ماهیچه های قدرت نظامی هستند. اوتو فون بیسمارک، صدراعظم قرن نوزدهمی آلمان، همیشه به اشتباه گفته می شود که «خون و آهن» را توصیه می کند، اما مورخ پیتر ویلسون به ما یادآوری می کند آنچه که بیسمارک در واقع هنگام درخواست از کمیته بودجه پروس برای افزایش هزینه های دفاعی در سال 1862 گفت: “آهن و خون”. اول آهن آمد بعد خون. ویلسون همچنین اشاره میکند که حتی قبل از سال 2022، اگرچه آلمان ارتش خود را از دست داده بود و همچنان به شدت در حال موعظه مماشات با روسیه بود، در حال حاضر یکی از بزرگترین صادرکنندگان تسلیحات در جهان بود.
اگر آلمان به سرمایه گذاری انبوه هزینه های دفاعی خود در صنعت دفاع ملی خود ادامه دهد (در حالی که به تدریج خرید از ایالات متحده را کاهش می دهد) در نهایت می تواند از فرانسه پیشی بگیرد. تنها دوم به ایالات متحده به عنوان صادرکننده جهانی تسلیحات. فرانسه به ویژه نگران این موضوع است. پاریس با منطق نفیس دکارتی، «حاکمیت اروپا» را به این معنا تعبیر می کند: آمریکایی، انگلیسی یا آلمانی نخرید – فرانسوی بخر! یا حداقل، فرانسوی-آلمانی. اما بزرگترین پروژه مشترک فرانسه و آلمان، Future Fight Air System است از هم پاشیدن.
با این حال فقط فرانسوی ها نیستند که نگران چشم انداز تسلط دفاعی- صنعتی آلمان هستند. راست لهستانی در مورد آن هیستریک است. سایر اروپایی ها نیز شروع به احساس ناراحتی کرده اند. ناراحتی آنها با چشم انداز حزب ملی-پوپولیستی Different für Deutschland (AfD) تشدید می شود. در حال حاضر رهبری می کند در نظرسنجی های ملی، مسئولیت یک ارتش قدرتمند را بر عهده گرفت. در واقع، AfD به احتمال زیاد به مماشات مسکو باز خواهد گشت. اما چه کسی می داند که سیاست آلمان در پایان افق برنامه ریزی میان برد ۲۰۳۵ استراتژی نظامی در کجا قرار خواهد گرفت؟ به هر حال، هیچ کس نمی توانست یک دهه پیش تصور کند که در سال 2026 AfD محبوب ترین حزب در آلمان باشد.
نیروهای قدرتمندی وجود دارند که دولت آلمان را تحت فشار قرار می دهند تا میلیاردها دلار خود را در خانه خرج کند. کل مدل کسب و کار مبتنی بر صادرات کشور در بحران است و این یکی از معدود راهحلهایی است که میتوان به آن دست یافت. برخی از کارخانه های خودروسازی معروف آن در حال حاضر هستند در حال تبدیل شدن به تولید سلاح علاوه بر این، هرگونه خرید دفاعی بالاتر از 25 میلیون یورو باید توسط کمیته بودجه بوندستاگ تأیید شود. این دستور العمل عالی برای سیاست بشکه خوک است، با نمایندگان مجلس و احزاب که اصرار دارند در مناطق حساس انتخاباتی خود هزینه کنند.
در مورد جنگ، واقعیت سخت این است که دفاع از اروپا امروز به ناتو به رهبری ایالات متحده وابسته است. نقشههای جنگی این کشور در صورت حمله روسیه به هر نقطه از جناح شرقی ناتو، ماشین وسیعی را به کار میگیرد. تیپ های چند ملیتی در ایالات خط مقدم به سرعت توسط بقیه اتحاد تقویت خواهند شد. این پاسخ در هر سطحی بر ایالات متحده است، از اطلاعات ماهواره ای و هواپیماهای سنگین تا دفاع هوایی یکپارچه، فرماندهی و کنترل، تا بازدارندگی هسته ای. دستیابی به اروپاییسازی حتی نیمهراه معتبر این ماشین مهیب در عین حال یک کار ضروری و دلهرهآور است.
پس از کجا شروع کنیم؟ در تابستان امسال، مرز باید برای یک شام کاری غیررسمی با رئیس جمهور فرانسه، امانوئل مکرون، نخست وزیر بریتانیا، کیر استارمر (یا جانشین او) و نخست وزیر لهستان، دونالد تاسک، بنشیند. آنها باید صراحتاً و به طور عملی در مورد سؤالات کلیدی بحث کنند: چگونه می توان صنعت دفاعی را اروپایی کرد و چگونه توانایی جنگ جنگی اروپا را افزایش داد. در مورد اولی، خیلی مضحک است که در جایی که ایالات متحده 33 سیستم تسلیحاتی اصلی دارد، اروپاست 174 دارد – شامل 12 نوع تانک مختلف و 14 نوع جت جنگی. در مورد دوم، گام اول فقط تعیین محل و نحوه انجام این گفتگو است، که باید شامل موضوع گسترش بازدارندگی هسته ای بریتانیا و فرانسه به سمت شرق باشد.
در دهه 1990، سلف بزرگ مرز، هلموت کهل، آلمان تازه متحد شده را در بازار واحد اروپایی و اتحادیه پولی جاسازی کرد. هیچ کشوری بیشتر از خود آلمان سود نبرد. مرز باید همین کار را برای امنیت اروپا انجام دهد. راهحلها به اندازه بازار واحد و ارز – و حتی عمدتاً در داخل اتحادیه اروپا- نخواهد بود. در پایان روز، آزمایشها به این صورت خواهد بود: آیا در ذهن همسایگان آلمان، آیا یک صنعت دفاعی واقعاً یکپارچه اروپایی وجود خواهد داشت یا فقط صنایع ملی رقیب؟ و آیا تدارکات نظامی ما به تنهایی اروپا، هر چند آشفته و ناقص، بازدارنده کافی در ذهن پوتین خواهد بود؟
اگر مرز با همکاری دیگر رهبران اروپایی بتواند پاسخ های قانع کننده ای برای این دو سوال بیابد، جایگاه مطمئنی در کتاب های تاریخ به دست خواهد آورد.
این نوشته که از وبلاگ نویسنده تاریخ حال حاضر تجدید چاپ شده است، برای اولین بار در گاردین ظاهر شد. اصل را ببینید اینجا
نظرات بیان شده در این مقاله نظری متعلق به نویسنده است و لزوماً دیدگاه کیف پست نیست.
