نوشته ریچارد لارنس
در یک روز زیبا، گرم و بهاری، با آسمانی که بین ابر و خورشید متناوب میشود، گردهمایی در مقابل (شرق) موزه جنگ ملی گرد هم آمدند. مقدمه برای بنای یادبود ملی برای ماموریت کانادا در افغانستان به یاد طولانی ترین استقرار جنگی کانادا از زمان جنگ جهانی دوم که از سال 2001 تا 2014 به طول انجامید بود (مبارزه در سال 2011 به پایان رسید اما آخرین عضو در سال 2014 آن را ترک کرد). بیش از 40000 کانادایی در این درگیری با 158 سرباز، یک دیپلمات، چهار امدادگر، یک پیمانکار دولتی و یک روزنامه نگار کشته و هزاران مجروح روحی و جسمی در این درگیری خدمت کردند. این فضا دو سال پیش برکت داده شد، انتظار میرود ساخت و ساز در بهار امسال آغاز شود و تکمیل آن برای سال 2028 برنامه ریزی شده است.
برای دیدن تمامی تصاویر به ادامه مطلب بروید:
https://www.richardlawrencephotography.ca/rlpgalleries/2026/afghan/
این مراسم در زمینی در شرق موزه جنگ کانادا (روبروی خیابان) و شمال بنای یادبود ملی هولوکاست برگزار شد. زمین تشریفات با کف پوشی به هم پیوسته پوشانده شده بود تا مردم در معرض راه رفتن روی چمن نباشند، چرا که قبلاً باران باریده بود. بر روی این کفپوش، سه ردیف صندلی به شکل دایرهای بزرگ با دهانههایی در موقعیتهای قطبنمای شرقی، غربی، شمالی و جنوبی قرار داشت و در آن دهانهها تپههای کوچکی از خاک به همراه تودهای از خاک بلندتر در وسط قرار داشت. این توده ها بعداً در مراسم به کار می رفتند. حدس من این است که موقعیتهای نشستن و چیدمان طرح نهایی بنای تاریخی را تقلید میکند که مدور با درگاههایی در نقاط اصلی قطبنما است.
حالا، من پرسیدم که آیا انبوه خاک، که قرار بود به طور نمادین برای شکستن زمین استفاده شود، فقط مقداری خاک باغی است که از یک فروشگاه باغ خریدهاند یا خاکی است که در واقع در محل کنده شده و سپس در این طبقه قرار داده شده است. هیچ کس نتوانست به سوال پاسخ دهد. به نظر من، استفاده از زمین واقعی از سایت نمادین تر بود، اما زمین انباشته شده بیش از حد یکدست بود (بدون علف های هرز، علف، یا سنگ در مخلوط) که در یک مزرعه کنده شده بود، بنابراین حدس من خاک باغ است.
این طرح که توسط تیم استیمسون توسعه یافته است، از عناصر شفا از چرخ پزشکی استفاده میکند و به شکل فضایی دایرهای و مقدس از ایمنی، «پایه خانه» انعکاس، حافظه و تفکر است. این از چهار درگاه تشکیل شده است، که در آن یک منطقه داخلی پناهگاهی است که در آن از کشته شدگان یاد می شود. روی دیوارهای سه ربع سال، نام برگ های افتاده و افرا در چند ردیف نوشته شده است. چهارمین دیوار ربع جنوب شرقی رو به جهت افغانستان به متحدان سقوط کرده افغان اختصاص دارد. در مرکز، چهار کاپشن برنزی که بر روی صلیبها پوشانده شدهاند، یادآوری مفید و در عین حال تند و تیز حفاظت هستند. (برگرفته از وب سایت VAC).
هر پورتال دارای دو دیوار است که داستان هایی از هر دو دیدگاه کانادا و افغانستان را ارائه می دهد، که همه در یک چشم انداز از گیاهان بومی هستند. هر پورتال نیز در رابطه با یادبود معنای خاص خود را دارد. پورتال شمالی برای نشان دادن جنبه های فکری جنگ طراحی شده است: آموزش در مورد درگیری، و درک ماموریت. پورتال جنوبی در مورد شناخت ماهیت معنوی ما است. بازدیدکنندگان را تشویق میکند تا درباره ارتباط روح و اهمیت آن در یادآوری و شناخت فکر کنند. پورتال غرب مجروحین درگیری را می شناسد، به ویژه کسانی که امروز به مقابله با این آسیب ها ادامه می دهند. این پورتال بازدیدکنندگان را تشویق می کند که نه تنها به کسانی که گم شده اند، بلکه به کسانی که زنده مانده اند نیز فکر کنند. پورتال شرق به احساسات و شعر افغانستان اختصاص دارد. شرق جایی است که خورشید طلوع می کند و اغلب با دوران کودکی همراه است. بر رفاه عاطفی کسانی که خدمت کرده اند و به خدمت ادامه می دهند و خانواده ها و دوستانی که از خانه از آنها حمایت می کنند تمرکز خواهد کرد.
افراد زیادی در این مراسم حضور داشتند، از جمله 53 دانشجوی کلاس 10 موسسه کالج گلب و 30 دانشجوی کالج که صبح را در موزه جنگ گذرانده بودند تا با تجربه افغانستان آشنا شوند و همچنین توسط طراح بناها، آدریان استیمسون، از طرف تیم استیمسون، از نمادشناسی همه عناصر یادبود مطلع شدند. چند وابسته دفاعی (به طور خاص آلمان و بریتانیا)، کمیساریای عالی از بریتانیا، سیاستمداران مختلف و گروه های کهنه سربازان و همچنین خود کهنه سربازان و برخی از خانواده های کهنه سربازان حاضر شدند. همه صندلی ها پر شد.
سخنان خوشامدگویی توسط رئیس گرگ سارازین، آلگونکوینز از پیکواکاناگان، و سپس آنیتیا تناسکو، عضو شورا، کیتیگان زیبی آنیشین بیگ ارائه شد که هر دو به اهمیت این سرزمین و یادآوری اذعان داشتند.
یک لحظه تأمل توسط ستوان (N) رهبری شد. کاترین واکر، CAF چاپلین. اکنون، من شخصاً زیاد به آموزههای دینی یا تفکرات کسانی که آنها را ارائه میدهند گوش نمیدهم، اما ستوان (N) واکر چند چیز گفت که بر من تأثیر گذاشت، همانطور که او با این مأموریت اشاره کرد.
“ماموریت تکامل می یابد. متحدان و دشمنان همیشه به خوبی تعریف نشده اند. مسیر عملی که در یک نقطه به اندازه کافی واضح به نظر می رسید غیرممکن می شود. خدمات در افغانستان از اعضای ما انضباط، انسانیت و فداکاری فوق العاده در برابر پیچیدگی های بی سابقه خواسته است. بیش از 150 کانادایی به خانه نیامدند. هزاران نفر دیگر بازگشتند، زخمهایی را حمل میکردند، مرئی و نامرئی که امروز با خود باقی مانده است.»
او در ادامه به تشریح امید و آرزوی این بنای تاریخی برای تبدیل شدن به
“جایی که نیازی به حل این پیچیدگی نیست. جایی که به سادگی می تواند باشد. جایی که یک جانباز می تواند در سکوت بایستد و بداند که ملت آنچه از آنها خواسته شده است را تصدیق می کند. جایی که خانواده می تواند فرزندان خود را بیاورد و بگوید این مهم است. آنها مهم بودند. جایی که خاطره، غم و غرور به سادگی می گویند فراموش نمی کنیم.”
با همه سخنان همه سخنرانان امروز، به نظر من اینها مناسب ترین هستند.
وزیر امور کهنه سربازان، جیل مک نایت، در مرحله بعد بر سر تریبون رفت و بار دیگر از فداکاری زنان و مردان در افغانستان و خانواده های آنها در خانه صحبت کرد، با این امید که این بنای یادبود محلی برای یادآوری کسانی باشد که خدمت کردند، کسانی که از خانه خود از مأموریت حمایت کردند و کسانی که برنگشتند.
در نهایت، آدریان استیمسون، از تیم استیمسون، در مورد معنای بنای یادبود به مهمانان سخنرانی کرد. “قصد ما از این بنای تاریخی ایجاد فضایی امن و مقدس بود که نه تنها به کشته شدگان، بلکه به بازماندگان احترام بگذارد. پایگاهی برای به خاطر سپردن، شفا دادن، سپاسگزاری و ارتباط با یکدیگر.»
بنابراین، در حالی که سخنرانیها از مسیر خارج میشوند، زمان آن فرا رسیده بود که به سمت زمینشکنی حرکت کنیم. همانطور که قبلاً گفته شد، پنج توده زمین وجود داشت: یکی در هر پورتال (نقطه اصلی قطب نما) و یکی بزرگ در مرکز. شمع های پورتال به طور نمادین ابتدا با بیل هایی که به افراد VIP تعیین شده داده شده بود انجام می شد و آنها آن را به داخل زمین پرتاب می کردند و آن را به جلو از توده پرتاب می کردند. آنها به شرح زیر رفتند:
پورتال شمالی – وزیر پارلمانی رومانادو و BGen. سرژ منارد، پورتال جنوبی – وزیر آنانداسانگاری و گروهبان سپاه، سرگرد الین میسونیو از پلیس سواره سلطنتی کانادا، پورتال غربی – وزیر مارک میلر و توبی نوسبام، و پورتال شرقی – وزیر VAC، جیل مک نایت و تلاه موریسون. پس از تکمیل تمام پورتال ها، همه به همراه تعدادی از دانش آموزان و دانشجویان و دانشجویان برای مراسم افتتاحیه نهایی به مرکز منتقل شدند.
از همه برای حضور تشکر شد و این مراسم کامل شد. مردم مدتی درنگ کردند، با یکدیگر عکس گرفتند و به طور کلی از چند دقیقه بیشتر از بعد از ظهری دوست داشتنی لذت بردند.
