سیستم خط لوله نفت دروژبا (دوستی) یکی از بزرگترین و طولانی ترین شبکه های خط لوله نفت در جهان است. در اوایل دهه 1960 در دوران اتحاد جماهیر شوروی ساخته شد و برای ادغام سیستم های انرژی کشورهای بلوک شرق و تضمین عرضه پایدار نفت خام به مراکز صنعتی در سراسر اروپا طراحی شد.
بیش از شش دهه بعد، دروژبا همچنان به عنوان مجرای اصلی برای جریان نفت عمل می کند، حتی با وجود اینکه نقش آن توسط تنش های ژئوپلیتیکی، تحریم ها و تغییر تدریجی اروپا به سمت تنوع انرژی تغییر شکل داده است.
از نظر ساختاری، دروژبا یک خط واحد نیست، بلکه یک شبکه بیش از 4000 کیلومتر طول دارد، با برخی تخمینها کل سیستم، از جمله انشعابات و توسعهها، نزدیک به 5500 کیلومتر است. این خط لوله در روسیه در نزدیکی شهر سامارا، جایی که نفت از مناطق عمده تولید مانند سیبری غربی و حوضه ولگا-اورال جمع آوری شده است. از آنجا به سمت غرب از بلاروس می گذرد و در آنجا به دو شاخه اصلی تقسیم می شود. شاخه شمالی از طریق لهستان تا آلمان امتداد دارد، در حالی که شاخه جنوبی از اوکراین می گذرد و اسلواکی، مجارستان و کشور را تامین می کند. جمهوری چک.
ظرفیت این سیستم یکی از مهمترین ویژگی های آن است. دروژبا در اوج عملیات، قادر به انتقال تقریباً 1.2 تا 1.4 میلیون بشکه نفت خام در روز بوده است که معادل تقریباً 60 تا 70 میلیون تن در سال است. از نظر تاریخی، این سهم عمده ای از واردات نفت اروپا را به خود اختصاص داده است. قبل از 2022، روسیه حدود 25 تا 30 درصد از تقاضای نفت خام اتحادیه اروپا را تامین می کند که بخش بزرگی از آن از طریق سیستم های خط لوله از جمله دروژبا. برای کشورهای محصور در خشکی مانند مجارستان و اسلواکی، وابستگی حتی بیشتر بود و در برخی موارد بیش از 60 درصد کل واردات نفت بود.
منبع: کمربند
از نظر فنی، دروژبا از طریق یک سیستم جریان پیوسته که توسط ده ها ایستگاه پمپاژ در طول مسیر نگهداری می شود، عمل می کند. این ایستگاه ها تضمین می کنند که نفت خام با سرعت ثابتی حرکت می کند و افت فشار و اختلاف ارتفاع را جبران می کند. این خط لوله معمولاً نفت خام مخلوط اورال را حمل می کند، نفتی با چگالی متوسط و حاوی گوگرد که از لحاظ تاریخی با پیکربندی پالایشگاه ها در اروپای مرکزی و شرقی مطابقت داشته است. این سازگاری به پالایشگاهها اجازه میدهد بدون نیاز به تغییرات گسترده، به طور کارآمد عمل کنند و وابستگی طولانیمدت به خط لوله را تقویت کنند.
یکی از اجزای عملیاتی کلیدی دروژبا شبکه اندازه گیری و امکانات ذخیره سازی آن است. نفت ورودی به خط لوله با دقت بالایی اندازه گیری می شود تا از رعایت حجم قرارداد اطمینان حاصل شود. در طول مسیر، مخازن ذخیره با ظرفیت اغلب بیش از صدها هزار متر مکعب قابلیت بافر را فراهم می کنند. این به اپراتورها اجازه می دهد تا اختلالات عرضه، نوسانات تقاضای فصلی یا تعطیلی موقت تعمیر و نگهداری را مدیریت کنند. در مجموع، این سیستم شامل دهها انبار ذخیرهسازی در مقیاس بزرگ و ایستگاههای ترکیبی است که کیفیت نفت خام را ثابت نگه میدارند.
مزیت اقتصادی دروژبا به طور سنتی ناشی از کارایی هزینه آن است. هزینه های حمل و نقل خط لوله به طور قابل توجهی کمتر از حمل و نقل دریایی است، به ویژه برای مقاصد داخلی. برآوردها نشان می دهد که حمل و نقل نفت از طریق خط لوله می تواند 30 تا 50 درصد ارزان تر از مسیرهای جایگزین شامل تانکرها و راه آهن باشد. این تفاوت هزینه از نظر تاریخی باعث شد تا نفت خام روسیه در بازارهای اروپایی، به ویژه برای پالایشگاههایی که دور از بنادر قرار دارند، رقابتی باشد. قراردادهای عرضه بلندمدت، اغلب بین 10 تا 20 سال، قیمت ها را تثبیت کرد و وابستگی را تقویت کرد.
با این حال، اهمیت دروژبا صرفاً اقتصادی نیست. این مدت طولانی یک دارایی استراتژیک در روابط ژئوپلیتیکی بوده است. کشورهای ترانزیت مانند بلاروس و اوکراین نقش مهمی در این سیستم دارند و اختلافات مربوط به هزینه های ترانزیت یا اختلافات سیاسی به طور دوره ای جریان را مختل کرده است. یک حادثه قابل توجه در سال 2019 رخ داد، زمانی که آلودگی نفت به کلریدهای آلی باعث تعطیلی موقت بخشهایی از خط لوله شد که بر عرضه به چندین کشور اروپایی تأثیر گذاشت و آسیبپذیری در کنترل کیفیت و نظارت بر سیستم را برجسته کرد.
از سال 2022، چشم انداز عملیاتی دروژبا به طور چشمگیری تغییر کرده است. به دنبال تشدید تنشهای ژئوپلیتیکی و اعمال تحریمهای اتحادیه اروپا بر نفت روسیه، بسیاری از کشورها واردات از طریق شاخه شمالی را کاهش داده یا حذف کردند. آلمان و لهستان که قبلاً صدها هزار بشکه در روز از طریق دروژبا دریافت می کردند، به مسیرهای عرضه جایگزین روی آورده اند. بنادری مانند گدانسک در لهستان و روستوک در آلمان برای رسیدگی به حجم افزایش یافته نفت خام از طریق دریا ارتقا یافته اند و ظرفیت آن به ده ها میلیون تن در سال افزایش می یابد.
منبع: موسسه ورشو
در مقابل، شاخه جنوبی دروژبا همچنان در سطوح قابل توجهی عملیاتی است. مجارستان، اسلواکی و جمهوری چک همچنان به دریافت نفت از این مسیر ادامه میدهند، اگرچه تلاشهایی برای تنوع بخشیدن به عرضه در جریان است. به عنوان مثال، اتصال به خط لوله آدریا، که به بندر اومیسالج کرواسی متصل می شود، یک مسیر جایگزین برای نفت خام غیرروسیه فراهم می کند. با این حال، محدودیت های ظرفیت و محدودیت های فنی به این معنی است که جایگزینی کامل منابع دروژبا در کوتاه مدت چالش برانگیز است.
تطبیق خط لوله شامل پیچیدگی فنی قابل توجهی است. برخی از بخشها برای جریان معکوس اصلاح شدهاند که نیاز به پیکربندی مجدد ایستگاههای پمپاژ، سیستمهای فشار تنظیمشده و اقدامات ایمنی سختگیرانه دارند. مدیریت انواع مختلف نفت خام نیز نیازمند مدیریت دقیق برای جلوگیری از آلودگی و اطمینان از سازگاری پالایشگاه است.
نگرانی های زیست محیطی و ایمنی به طور فزاینده ای اهمیت می یابد. با توجه به اینکه بخشی از خط لوله اکنون بیش از 60 سال از عمر آن می گذرد، نیاز به بازرسی و نگهداری مداوم دارد. ابزارهای پیشرفته برای تشخیص خوردگی و مسائل ساختاری استفاده می شود، در حالی که نظارت در زمان واقعی به شناسایی سریع نشت ها کمک می کند. با وجود این تلاش ها، خطرات زیست محیطی به ویژه در مناطق حساس مسیر همچنان باقی است.
با نگاهی به آینده، انتظار میرود استفاده آینده از Druzhba در راستای انتقال انرژی گستردهتر اروپا کاهش یابد. هدف اتحادیه اروپا کاهش چشمگیر مصرف سوخت فسیلی تا سال 2030 و دستیابی به بی طرفی آب و هوایی تا سال 2050 است. پیش بینی می شود تقاضای نفت در اروپا که در حال حاضر حدود 9 تا 10 میلیون بشکه در روز است، به طور پیوسته کاهش یابد. در نتیجه، زیرساختهای مقیاس بزرگ مانند دروژبا ممکن است با ظرفیت کاهش یافته کار کنند یا در طول زمان برای استفادههای جایگزین تغییر کاربری دهند.
میراث خط لوله دروژبا به عنوان شریان اصلی نفت اروپا همچنان روشن است. در اوج خود، بیش از یک میلیون بشکه در روز حمل و نقل می کرد که از رشد صنعتی و تقویت روابط اقتصادی بین کشورهای مختلف حمایت می کرد. علیرغم تغییرات ژئوپلیتیکی، همچنان به عنوان یک مسیر کلیدی تامین برای چندین کشور اروپای مرکزی عمل می کند. مقیاس و مهندسی آن، آن را به نمونه ای قوی از چگونگی شکل دادن زیرساخت های انرژی به بازار و ژئوپلیتیک تبدیل می کند.
دروژبا بیش از یک خط لوله، دارایی استراتژیک و نمادی از سیستم های انرژی به هم پیوسته است. این نشان دهنده تعادل بین کارایی، وابستگی و امنیت در چشم انداز انرژی اروپا است. در حالی که نقش آن ممکن است با تنوع و کربن زدایی تکامل یابد، تأثیر بلندمدت آن بر ساختار انرژی اروپا قابل توجه خواهد بود.