با وجود آتش بس متزلزل بین ایالات متحده، اسرائیل و ایران – و پیشرفت اندک در مذاکرات برای حل مسائل پیچیده در قلب جنگ – این درگیری به کجا می رود؟
محتمل ترین سناریو یک درگیری منجمد است.
یک درگیری منجمد ثابت نیست، بلکه یک جنگ حل نشده است که در یک ادامه می یابد سطح پایین زیر آستانه نبرد تمام عیار.
این معمولاً زمانی اتفاق میافتد که نمیتوان به یک توافق سیاسی جامع دست یافت، مانند درگیری در شرق اوکراین از سال 2014 تا تهاجم تمام عیار روسیه در سال 2022. این درگیری علیرغم کشته شدن برخی متوقف شده بود. 14000 پرسنل نظامی و غیرنظامی و مداوم جنگ سایبری و اطلاعاتی.
حتی اگر مذاکرات در این هفته در پاکستان از سر گرفته شود و توافق نهایی حاصل شود، باز هم سه دلیل وجود دارد که ما معتقدیم این درگیری به سمت یک درگیری منجمد پیش می رود، نه یک توافقنامه صلح جامع.
1) ترامپ آتش بس را مساوی با پایان جنگ می داند
رویکرد دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا به سیاست خارجی نشان داده است که او آتشبس را بهعنوان مکثی برای مذاکرات برای توافق بر سر مسائل سیاسی اساسی تلقی نمیکند. در عوض، او آتش بس را به عنوان موفقیت ایالات متحده اعلام می کند، سپس به سراغ موضوع جهانی بعدی می رود.
ترامپ مدعی است که به پایان رسیده است ده جنگاز جمله درگیری کنونی با ایران و جنگ اسرائیل در لبنان. یک نگاه دقیق تر نشان می دهد که در بیشتر این درگیری ها، آتش بس متزلزل برقرار شده است در حالی که مسائل اساسی حل نشده باقی مانده است.
این باعث شده است که درگیری های منجمد با تنش های مداوم ادامه داشته باشد. به عنوان مثال، در هند و پاکستان، که در سال گذشته درگیر یک درگیری مسلحانه کوتاه بودند، ادامه دارد خطر از سرگیری خصومت ها. و صلح پایدار بین تایلند و کامبوج پس از اختلافات مرزی سال گذشته گریزان باقی می ماند.
با این حال، ترامپ از این درگیری ها کناره گیری کرده و مدعی پایان جنگ به محض توقف خصومت های بزرگ شده است.
2) حل جنگ های نامتقارن دشوار است
جنگ کنونی به دلیل تفاوت فاحش قدرت نظامی بین آمریکا و اسرائیل از یک سو و ایران از سوی دیگر نامتقارن است.
ایران دارد به طور عمدی از تاکتیک های نامتقارن استفاده کرد برای مقابله با قدرت نظامی عظیم ایالات متحده، از جمله هدف قرار دادن زیرساخت ها در کشورهای خلیج فارس که درگیر جنگ نیستند و بستن تنگه هرمز به روی ترافیک کشتیرانی تجاری برای مختل کردن اقتصاد جهانی.
تحقیقات نشان می دهد که جنگ های نامتقارن هستند ذاتا طولانی و اغلب باز. در نتیجه، آنها بیشتر به یک درگیری منجمد ختم می شوند تا یک راه حل سیاسی پایدار.
دلیل این امر ساده است. بازیگر ضعیفتر نمیتواند در نبرد نظامی متعارف در برابر بازیگر قویتر پیروز شود. بنابراین، سعی می کند ملت قدرتمندتر را خسته کند با فشارهای سیاسی، اقتصادی و روانی، مجبور به عقب نشینی و توقف خصومت ها شد.
این همان چیزی است که اکنون بین آمریکا و ایران می بینیم. ترامپ این فشارهای فزاینده را احساس می کند و دارد به دنبال آتش بس، در حالی که تلاش می کند ادعای پیروزی آمریکا را داشته باشد.
این در حالی است که ایران با آتش بس در یک سال گذشته موافقت کرده است به عنوان بازیگر ضعیفتر برای بقا تلاش کنیدبه جای تعهد به پایان پایدار درگیری.
این یادآور طالبان در افغانستان است که 20 سال زنده ماند در یک درگیری منجمد با ایالات متحده قبل از بازپس گیری کنترل کشور پس از خروج ایالات متحده.

Stringer/EPA
3) هیچ تمرکزی روی مسائل پیچیده تر وجود ندارد
به نظر می رسد نه ایالات متحده و نه ایران متعهد به راه حل بلندمدت تنش های اساسی در ریشه درگیری نیستند. کلیدی در این میان مسئله برنامه هسته ای ایران است.
برای واشنگتن، دور اول گفتگوهای صلح در پاکستان در 11 تا 12 آوریل به دلیل امتناع ایران از مصالحه در مورد خود لغو شد. برنامه هسته ای. و ایران مدتهاست که استدلال میکند که این موضوع را دارد حق مسلم غنی سازی اورانیوم برای مقاصد غیرنظامی
مذاکراتی که منجر به توافق چندجانبه در سال 2015 در مورد برنامه هسته ای ایران – برنامه جامع اقدام مشترک – شد، 20 ماه طول کشید تا به نتیجه برسد. ترامپ عقب نشینی کرد از توافق نامه سه سال بعد، فراخوانی آن یک “توافق یک طرفه وحشتناک”.
با توجه به این سابقه، حل سریع و روشن این مناقشه پیچیده بعید است.
برخی از تحلیلگران معتقدند که آمریکا و ایران می توانند اعلام کنند یک توافق جزئی که باعث می شود بسیاری از جنبه های فنی بعداً برطرف شود.
اما ترامپ اکنون با رقیبی روبرو است که بعید است با توجه به بلندمدت خود سازگارتر شود.حقوق هسته ایدر واقع، ایران با برقراری یک نرمال ژئواستراتژیک جدید، بستن تنگه هرمز و برهم زدن اقتصاد جهانی، عزم خود را نشان داده است.

سهیل شهزاد/ EPA
درگیری منجمد چه معنایی برای منطقه دارد
جنگ ایران و آمریکا ممکن است با مجموعهای از آتشبسها به پایان برسد، اما احتمالاً به دلیل این تنشهای زمینهای، درگیری منجمد باقی خواهد ماند. این به معنای تهدیدهای بیشتر از سوی هر دو طرف بر سر برنامه هسته ای ایران و شعله ور شدن دوره ای خشونت بین اسرائیل و ایران، ایالات متحده و ایران یا هر دو است.
این بسیار شبیه وضعیت یخ زده غزه است. اکتبر گذشته، اسرائیل و حماس بر اساس طرح صلح 20 ماده ای ترامپ، با آتش بس موافقت کردند. سپس مرحله اول این طرح تا حد زیادی اجرا شد که منجر به تبادل گروگان و اسرا، کاهش بمباران شدید اسرائیل در غزه و از سرگیری کمکها به نوار غزه شد.
با این حال، از آن زمان وجود داشته است بدون پیشرفت در مورد مسائل پیچیده تر حکومت غزه پس از جنگ، توسعه مجدد نوار و – مهمتر از همه – خلع سلاح جنگجویان حماس. در نتیجه، اسرائیل دارد امتناع کرد به طور کامل نیروهای خود را خارج کند و خشونت ادامه داشته است.
بیشتر بخوانید:
اسرائیل و لبنان آتش بس دارند، اما توجه جهانی نباید ادامه یابد. این یک پایان منظم برای جنگ نیست
از منظر تاریخی، درگیری منجمد در کره نیز آموزنده است. جنگ با یک به پایان رسید آتش بس در سال 1953 و هیچ معاهده صلحی وجود ندارد که عملاً کره شمالی و جنوبی را تا به امروز در حال جنگ قرار داده است. این امر منجر به توسعه یک برنامه تسلیحات هسته ای زیرزمینی توسط شمال شد که همچنان تهدیدی برای جهان است.
به طور مشابه، مناقشه یخ زده هند و پاکستان چند دهه به یک مسابقه تسلیحاتی (از جمله توسعه سلاح های هسته ای در هر دو طرف)، بی ثباتی در جنوب آسیا و شعله ور شدن دوره ای خشونت.
درگیری منجمد بین ایالات متحده، اسرائیل و ایران بدون شک بی ثباتی طولانی مدت مشابهی را در خاورمیانه ایجاد خواهد کرد. مسابقه تسلیحاتی در خاورمیانه و شعله ور شدن خشونت ها، به ویژه در اطراف کنترل تنگه هرمز.
